ایران و ژئوپولیتیک جدید جهان، ⁨محمود سریع القلم⁩

ماهنامه اندیشه ‌پویا . نوروز 1401

بیایید در ابتدا نگاهی به وضعیت ژئوپولیتیک جهان در آستانۀ سال جدید داشته باشیم تا پس از آن به این پرسش بپردازیم که این ژئوپلیتیک به چه راهبردهایی در سیاست خارجی بیشتر میدان می‌دهد. امروز شاهد حملۀ روسیه به اوکراین هستیم و در حالیکه تنش‌های اقتصادی میان امریکا و چین بالا گرفته، حتی گفته می‌شود که چین منتظر واکنش غرب در برابر روسیه است، تا بر اساس آن نحوه ورود خود به تایوان را ترسیم کند. برخی با استناد به این روندها از شکل‌گیری یک نظم جدید جهانی سخن می‌گویند. حدود یک سال از حمله هواداران ترامپ به کنگره آمریکا می‌گذرد و اندیشمندانی همچون فوکویاما معتقدند که چین و روسیه از فرصت ایجادشده ناشی از ضعف آمریکا به دلیل مشکلات دمکراسی‌اش، حداکثر بهره را برده‌ و سخن از اشغال اوکراین و تایوان می‌زنند. به نظر شما صحنۀ ژئوپولیتیک جهان در حال یک دگردیسی جدی است؟

لازم است که در ابتدا نکاتی در رابطه با مثلثِ آمریکا، روسیه و چین را مرور کنیم. مبنای قدرت در جهان ثروت و مازاد ملی است و به میزانی که این سه قدرت، ثروت و مازاد ملی تولید کنند، می‌توانند آن را به قدرت نظامی و سیاسی تبدیل کنند. در دهه ‌های اخیر سطحِ قدرتِ آمریکا تغییر پیدا نکرده اما سطح ِقدرت چین و روسیه متحول شده است. آمریکا همچنان با 21 تریلیون دلار تولید ناخالص ملی، اقتصاد اول جهان است. قدرت نظامی، قدرت علمی و فن آوری، قدرت نوآوری و توان شرکت‌های آمریکایی برای حضور در صحنۀ جهانی، همچنان در جایگاه نخست قرار دارد. اما در پانزده سال گذشته، چین توانسته با حدود 15 تریلیون دلار تولید نا خالص ملی و سه تریلیون دلار ذخایر ارزی به قدرت دوم اقتصادی جهان تبدیل شود. امروز حداقلِ حجم مبادله اقتصادی هرکشوری درجهان با چین، بیست درصد است و این حجم تجارت در برخی کشورها تا هشتاد درصد هم می‌رسد.

🌿 آمریکا و چین با یکدیگر، حدود ۷۰۰ میلیارد دلار رابطۀ تجاری دارند و این رابطۀ تجاری آمریکا با چین، تقریباً نصف رابطۀ تجاری آمریکا با 27 کشور عضو اتحادیه اروپاست. فرهنگِ اجتماعی چینی تمایل زیادی به پس‌انداز دارد و چینی‌ها توانسته‌اند چندین بانک در سطح جهانی ایجاد کنند و قدرت مالی و سرمایه‌گذاری خارق‌العاده‌ای را به وجود آورند. امروز توان مالی، سرمایه گذاری و لجیستیکی چین، به تنهایی هم‌ ردیف بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول است. بانک سرمایه گذاری عمرانی آسیا (Asian Infrastructure Investment Bank)که سهام‌دار اصلی آن چینی‌ها هستند، نزدیک به هزار پروژه در آسیا دارد. سابقۀ قدرت‌های بزرگی مانند پرتغال و اسپانیای قرن شانزدهم یا انگلستان قرن نوزدهم یا آمریکای قرن بیستم و بیست ‌و‌یکم را که مطالعه می‌کنیم، می‌بینیم هر کشوری که بخواهد قدرت جهانی شود، باید نیروی دریایی مقتدری را ایجاد کند. چینی‌ها طی ده سال گذشته، سالانه بین 100 تا 150 میلیارد دلار در حوزۀ قدرت نظامی به خصوص در نیروی دریایی، زیردریایی و در موشک های هسته‌ای بین قاره‌ای خود سرمایه‌گذاری کرده‌اند.

روسیه یک قدرت اقتصادی در مقایسه با چین و امریکا نیست اما به نظر می‌رسد در رقابت چین با آمریکا، آن‌ها حوزۀ نفوذی برای خود پیدا کرده‌اند. اینطور نیست؟

روسیه به عنوانِ یک قدرت اقتصادی در دنیا مطرح نیست. اما ویژگی‌های متمایزی دارد، ازجمله: سرزمین بزرگ، یازده زُون زمانی، شش‌هزار کلاهک هسته‌ای، احاطه بر قطب شمال ، یازده پادگان نظامی در قطب شمال و برخورداری از تقریباً همه نوع ماده اولیه قابل تصوری که در دنیا وجود دارد. اما روسیه به رغم این ویژگی‌ها، کشوری با ظرفیت‌های تولیدی و صادراتی نیست و اقتصادش از نظر تولید ناخالص داخلی از برزیل پایین‌تر و در حد ایتالیاست. اما روس‌ها با قیمت های بالای انرژی ، بخش قابل توجهی از درآمد ملی‌شان را طی پانزده سال گذشته صرف به ‌روز کردن تسلیحات نظامی و پیشرفته ‌تر کردن قدرت خود به خصوص در نیروی هوایی کرده‌اند. اگر چین حداقل در آسیا، یک قدرتِ اقتصادی همراه با قدرت نظامی است، روسیه تنها یک قدرت نظامی در شرق اروپا، قطب شمال و در منطقۀ آسیای مرکزی و قفقاز است. این دو قدرت با افزایش توان و ظرفیت‌های ملی خود، دنبال سهم‌‌خواهی از آمریکا و همین‌طور دنبال مشارکت با آمریکا برای مدیریت جهانی‌اند. آمریکا هم طبعاً علاقه‌ مند به داشتن شریک نیست و در برابر افزایش قدرت نظامی و سیاسی این دو کشورمقاومت می‌کند. آمریکا می خواهد رهبری نظام بین الملل را هم چنان حفظ کند و این دو کشور را قدرت منطقه ای می داند. روسیه و چین خود را قدرت جهانی می دانند و سهم می خواهند. در عین حال، چین در پی تغییر ساختار نظام بین الملل نیست. هم روسیه و هم چین در پی تغییر وزن خود در منطقۀ خود و جهان….

لینک ادامه مطلب👇
http://telegra.ph/sariolghalam-03-18

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»