خوش‌حالی کثیری از ایرانیان از مرگ افراد معمم، طبیعی‌ترین واکنش است و هیچ ایراد اخلاقی ندارد، محمد محبی

خوشحالی عمومی نه «فروپاشی-اجتماعی» و نه «آشفتگی-اجتماعی» است

خوش‌حالی عمومی به‌خاطر مرگ یک یا چند فرد معمم، نه تنها «فروپاشی اجتماعی» نیست که حتی «آشفتگی اجتماعی» هم نیست. صرفاً یک واکنش طبیعی و عادی است.

باز قتلی رخ داد و عده‌ای از آن قتل خوش‌حال شدند، و طبق معمول عده‌ای دیگر هم برای مردم تحت ستم ایران دانش‌مند و روشن‌فکر شدند و بر سرشان می‌کوبند که خاک بر سرتان، دچار فروپاشی اجتماعی و اخلاقی شده‌اید. چقدر خشونت‌طلب هستید و کذا و کذا!

این حجم از اصرار برخی‌ها برای خودزنی و تحقیر هم‌میهنان خیلی عجیب است! اگر دوستان دنبال فضل‌فروشی و نشان دادن محفوظات خود به مخاطبین هستند، لطفاً مسایل دیگری را برای این منظور انتخاب کنند. سعی نکنند از این ملت صبور و ستم‌دیده غول خشونت بسازند. اگر دانش و فضیلت و دلیری و مهارتی در آموزش خشونت‌پرهیزی در آستین خود دارند، آن را موقعی از آستین خود بیرون بکشند که وحوش فرقه تبهکار حاکم هزاران انسان را در چند روز به خاک و خون می‌کشد! این ملت صدها سال است که با فرهنگ خود به دنیا و حتی به حاکمان خود درس صلح و انسان‌دوستی و خشونت‌پرهیزی می‌دهند. پس زیره به کرمان نبرید.

یک جوان در حیاط حرم امام رضا با چاقو به سه فرد معمم حمله کرده و دست‌کم یکی را به قتل رسانده است. هنوز هیچ چیزی مشخص نیست. می‌گویند ضارب افغانستانی است. حتی به این هم نمی‌توان اعتنا کرد، سال‌ها پیش در مورد یک جنایت‌کاری که به «خفاش شب» مشهور شده بود هم می‌گفتند افغانستانی است و همین خبر کذب باعث حمله و قتل تعداد زیادی از مهاجرین افغانستانی در شهرهای مختلف ایران شد، بعدها معلوم شد که خفاش شب از اهالی قوچان خراسان با شناسنامه ایرانی است. ولی کار از کار گذشته بود. و تا سال‌ها حمله به افغانستانی‌ها ادامه داشت. می‌گویند ضارب اهل سنت است، این هم می‌تواند دروغ باشد و بالعکس. اگر درست باشد، این قتل شاید در انتقام قتل چند مولوی اهل سنت ترکمن در استان‌های گلستان و خراسان شمالی رخ داده باشد و یا شاید به مناسبت سی‌امین سالگرد تخریب مسجد شیخ فیض مشهد (مسجد اهل سنت در مشهد که سی سال پیش اواخر شعبان و اوایل رمضان پیش تخریب شد) صورت گرفته باشد. شاید هم کل قضیه ناشی از کینه شخصی باشد. و احتمالات دیگر! اما در کل داستان بسیار مشکوک است، کسانی که به حرم امام رضا رفته‌اند می‌دانند که بازرسی‌های ورودی‌های حرم سخت‌گیرانه است، و امکان بردن آلت قتاله به حرم بسیار سخت است. از این‌ها گذشته! از حکومتی که سال‌ها پیش در همین حرم بمب منفجر کرد تا به گردن مخالفین خود بیاندازد و جوسازی کند، اصلأ بعید نیست همین واقعه دیروز مشهد را برای جوسازی ایجاد کرده باشد.
خوش‌حالی کثیری از ایرانیان از مرگ افراد معمم، طبیعی‌ترین واکنش است و هیچ ایراد اخلاقی ندارد. هرگز مندرج در تحت خشونت‌طلبی نیست. حتی اگر این ملت در واکنش به خشونت‌های ج.ا دست به خشونت متقابل بزنند هم خشونت‌طلب محسوب نخواهند شد، واکنش متناسب به خشونت مندرج در تحت پدیده دفاع مشروع است. خشونت صرفاً در مقام کنش مذموم و محکوم است. وقتی ملتی که از حق دفاع مشروع از خود در برابر حکومتی که میهن آن‌ها را نابود کرده، صدها میلیارد دلار از اموال آن‌ها را به یغما برده، ده‌ها هزار نفر را کشته و میلیون‌ها ایرانی را آواره کرده و … استفاده نکرده‌اند، عده‌ای با چه رویی این مردم را به خشونت‌طلبی متهم می‌کنند؟! در این کشور، صرفاً این ج.ا است که بر طبل خشونت و ترور و آدم‌کشی می‌کوبد، کشتن عوامل حکومتی توسط مردم در جاهای مختلف کار بسیار ساده‌ای است، اما مردم عمومأ از همین کار هم پرهیز می‌کنند چون ایرانیان در مجموع ملتی نسبتاً هنجارمند و صلح‌طلب هستند. ممکن است در ادبیات برخی از ایرانیان در واکنش به عوامل تباهی ایران، ادبیات تند دیده می‌شود، اما این ادبیات تند لزوماً به خشونت فیزیکی منجر نمی‌شود. تندترین ادبیات در میان کاربران ایرانی توئیتر دیده می‌شود، اما همین کاربران تندرو در نظرسنجی‌های توئیتری، در مقیاس بالای هشتاد درصد با لغو کامل حکم اعدام هم موافقت کرده‌اند. بسیاری از افرادی که در کلام خود از خشونت استفاده می‌کنند، لزوماً در مقام عمل توان انجام خشونت را ندارند و چه بسا طاقت دیدن صحنه خشونت‌آمیز را هم نداشته باشند، کسانی که خشونت لفظی برخی از قشرهای عصبانی مردم را با خشونت عریان عملی جمهوری اسلامی یکی می‌پندارند، در بهترین حالت احمق هستند.
تا اطلاع ثانوی روحانیون شیعه یا به قول معروف آخوندها، شهروند معمولی نیستند که اگر بودند، دادگاه ویژه نداشتند، خبر قتل‌شان برجسته نمی‌شد. و مردم خوش‌حالی نمی‌کردند، به‌هیچ‌وجه از مردم نمی‌توان انتظار داشت که بین روحانیون حکومتی و غیرحکومتی تفاوت قائل شوند. به هیچ عنوان نمی‌توان از مردم انتظار داشت که سابقه فرد معمم کشته شده را دربیاورند و براساس سوابق و افکار او به مرگش واکنش نشان دهند. اگر روحانیونی مخالف جمهوری اسلامی هستند و دوست دارند مردم آن‌ها را از آخوندهای حکومتی تفکیک کنند، باید خودشان دست به کار شوند و با مرزبندی قاطع در صف اول مبارزه با تباهی حاکم بایستند. لباس روحانیت به همراه چندین نشانه دیگر، از نمادهای طبقه تباه حاکم بر ایران محسوب می‌شود، تا اطلاع ثانوی مردم از شنیدن خبر مرگ تمامی حاملان مستقیم و غیرمستقیم تباهی کشورشان خوش‌حال خواهند شد. نفرت از تباهی و عوامل آن، بدیهی‌ترین واکنش ملت ایران است و این نفرت نه تنها نشانه فروپاشی اجتماعی و یا حتی آشفتگی اجتماعی نیست که اتفاقاً نشانه بیداری و پویایی اجتماعی است. این نفرت یک واکنش احساسی است، نه لزوماً عقلانی! اساساً واکنش به وقایعی چون مرگ، از نوع احساس می‌تواند باشد نه عقل!
همچنین این نفرت و خوش‌حالی لزوماً به خشونت فیزیکی محض منجر نمی‌شود، عده‌ای با مشاهده خوش‌حالی مردم آژیر خطر آخوندکشی در ایران را به صدا درآورده‌اند! این بزرگواران ذره‌ای جامعه ایران را نشناخته‌اند، نفرت از آخوند و مفتی و شیخ و منبری و … در جامعه ایرانی، سابقه‌ای بیش از هزار ساله دارد. اشعار شعرای بزرگ تاریخ ادبیات فارسی مملو از تمسخر و تحقیر و لعن و نفرین آن‌هاست، آیا مردم آخوندکشی راه انداخته‌اند؟! وانگهی، صدها هزار آخوندی که در ایران زندگی می‌کنند، در دل خانواده‌های ایرانی بزرگ شده‌اند و فامیل و کس‌وکار دارند.
واقعاً شگفت‌انگیز است که برخی‌ها برای مردمی که فقط از مرگ یک معمم خوش‌حال شده‌اند، انواع و اقسام اتهامات بی‌پایه ردیف می‌کنند، و آن‌ها را خشن‌تر از حکومتی که در روز روشن چپاول و جنایت می‌کند، جلوه می‌دهند! این افراد نمی‌فهمند که بین ملت ایران و تشکیلات ج.ا وضعیت جنگی برقرار است. موعظه اخلاقی برای ملت بی‌سلاح خودش اوج بی اخلاقی است. در این جنگ ملت ایران هیچ سلاخی ندارند، هیچ پشتیبانی ندارند، مذمت این ملت به‌خاطر یک واکنش، فقط حمایت از حکومت تا بن دندان مسلح جمهوری اسلامی است (خواسته یا ناخواسته). البته بر کسانی که جمهوری اسلامی را دشمن ایران و ایرانی نمی‌دانند حرجی نیست، اما نمی‌توان هم مخالف جمهوری اسلامی بود و هم به‌خاطر یک واکنش طبیعی به ملت سرکوفت زد! تاره با اینکه در میدان جنگ اخلاق کاربرد اندکی دارد، اما ملت ایران در این جنگ اخلاقی‌ترین روش‌ها را برگزیده‌اند. کم‌ترین پاسخ را به خشونت عریان ج.ا داده‌اند.
مقوله «فروپاشی اجتماعی» از مفردات ایدئولوژی‌های جامعه‌شناسانه است. تازه همین مقوله هم برای جوامعی چون جامعه روم قبل از فروپاشی به‌خاطر حمله بربرها مصداقیت دارد، نه جامعه ایران! توصیف فروپاشی اجتماعی در مورد جامعه ایران را نخستین بار یک جامعه‌شناس به نام پرویز پیران در سلسله مقالاتی در مجله آفتاب در سال‌های ۱۳۸۱ و ۱۳۸۲ مطرح کرد، سال‌هایی که مردم از جناح موسوم به اصلاحات رویگردان شدند و در انتخابات دوره دوم شورای شهر در اسفند ۱۳۸۱ و انتخابات مجلس هفتم در اسفند ۱۳۸۲ به این جریان بی‌اعتنایی کردند و باعث پیروزی جناح موسوم به اصول‌گرا شدند. پروژه «هراس از فروپاشی اجتماعی» پرویز پیران در واقع ادامه پروژه «جامعه‌شناسی نخبه‌کشی» علی رضاقلی است، هر دو پروژه هدفی جز مقصر جلوه دادن مردم، ایجاد هراس از تغییر، و استمرار وضع کنونی نداشته و ندارند. جامعه ایران دچار فروپاشی اجتماعی نشده است، در بدبینانه‌ترین حالت در مقاطعی دچار آشفتگی اجتماعی می‌شود. این جامعه انسجام چندهزارساله خود را حفظ کرده است و هم‌چنان حفظ خواهد کرد.

شخصاً از مرگ هیچ انسانی (به جز مرگ جنایت‌کاران اسم و رسم دار) خوش‌حال نمی‌شوم، از مرگ این فرد معمم هم خوش‌حال نشدم، البته ناراحت هم نشدم، و در عین حال خوش‌حالی کثیری از مردم بعد از شنیدن خبر مرگ یک آخوند را هم درک می‌کنم و آن را غیراخلاقی نمی‌دانم.

فیسبوک نویسنده

انتخاب عنوان توسط سایت شورای مدیریت گذار

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»