نقش جریانهای هدایتکننده در فاعلیت اعتراضی جنبش معلمان
در تحلیل جنبش معلمان، صاحب نظران باید نکاتی را لحاظ نمایند. البته شناخت هر جریان از منظر بیرون، میتواند عمیق و دقیق نباشد و این موضوع تا حدود زیادی امری طبیعی است و از سر توطئه نیست. در اینجا برای روشن شدن فاعلیت عینی و اعتراضی جنبش، باید به قابلیت جریانهای هدایت کننده اعتراضات نظر کرد و آن را به درستی شناسایی نمود.
یک. درست است که جنبش معلمان از طیفها و مشربهای گوناگون در درون خود شکل گرفته است و از طیف معیشت محور تا صنفیگرا که میان این دو تفاوت است و از محافظه کار تا رادیکال حضور دارد، اما میان تفاوت نظر و دیدگاه های افراد درون این جنبش که برخاسته از جریانی خاص طی ۲۰ سال اخیر است که هدایت و رهبری اعتراضات را در دست داشته با جریانهایی که سهمی در به وجود آوردن این جنبش نداشتهاند، باید تمایز قایل شد.
دو. جنبش را جریانی شکل داده است که به امر میدانی باور دارد. این بدان معنا نیست که طرفداران احیای اصل ۲۷ قانون اساسی اهل مذاکره نیستند و یا اینکه دیپلماسی را نمیشناسند. آنان به نیکی فرق میان مذاکره و معامله را میدانند و از همین رو به مذاکراتی باورمندند که منافع مستقیم جنبش معلمان در آن لحاظ شده باشد و دوم اینکه معتقدند مذاکره ثمربخش اساسا بعد شنیدن صدای اعتراض معلمان و با حضور نمایندگان معلمان معترض باید انجام شود.
سه. وقتی از جنبش معلمان سخن میگوییم باید میان تشکل های معلمان و محفل های غیر تشکلی که از معلم سخن میگویند، تمایز قائل شد. در طول ۲۰ سال اخیر جنبش اعتراضی معلمان را شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران مدیریت و هدایت کرده است. این شورا مرکب از تشکلهایی است که در طول این سالها، مجمع عمومی برگزار کردهاند و عضوگیری کردهاند و در سراسر ایران شعبه ایجاد کردهاند. در سالی که گذشت، شورای هماهنگی توانست طی ۶ ماه اخیر با ۱۱ تجمع هم به لحاظ گسترش جغرافیایی اعتراض ها در شهرها و استان های مختلف و هم تعداد معترضان به لحاظ کمی روندی رو به تزاید و تصاعد بپیماید و این امر ناشی از توان سازماندهی تشکیلاتی شورا طی ۲۰ سال اخیر و نیز نشانه مرجعیت این نهاد است. این سخن هرگز بدان معنا نیست که فقط شورای هماهنگی حق دارد این مطالبات را ساماندهی کند و خود را احیاناً قیم معلمان بداند بلکه مراد این است که تشکل های دیگر معلمی باید بتوانند با حضور در جنبش اعتراضی میدانی و تکثیر تشکل ها از طریق پلتفرمی معین و با هویت مشخص، اعلام حضور نمایند. مدتی است نمایندگان برخی از تشکل های معلمی با حضور در فضای مجازی و کلاب ها، طوری وانمود می کنند که موجد جریان اعتراضی معلمان هستند. از آنجا که برخی از آنها همدلانه با این جنبش همراهی دارند، برای ناظران بیرونی فهم اینکه به راستی جریان معلمان، مولود کدام فاعلیت عینی تشکیلاتی است، شاید مشکل باشد. اما به لحاظ اخلاقی دوستان همراه و همدل با جنبش معلمان، باید در گفتارها و مصاحبهها و مقالات خود بر این واقعیت انگشت تاکید بگذارند. جریاناتی که تاکنون فراخوانی برای اعتراض میدانی نداده اند و یا پس از فراخوان شورا بیانیه ای در حمایت آن هم صادر نکرده اند، اما پس از حضور خیابانی معلمان در میدان مذاکره با مقامات دولتی به عنوان نماینده معلمان معترض حضور پیدا می کنند،این امر نه اخلاقی است و نه با واقعیات سازگاری دارد و نه از چشم معلمان معترض پنهان می ماند. شاید فقط برخی ناظران و تحلیلگران بیرونی را برای مدتی دچار اشتباه و خطا کند اما در دراز مدت این موضوع بر همگان آشکار خواهد شد.یک تشکل برای این که تشکل باشد،دارای ویژگی هایی است: باید اساسنامه داشته باشد، مجمع برگزار کرده باشد و اعضا حق عضویت بدهند.
چهار. توان سازماندهی اعتراضی اعضا را در شرایط خاص داشته باشد. برخی از تشکل های معلمی فاقد ویژگی های ذکر شده می باشند. نکته مهم اینکه خروجی سه ویژگی نخست را باید در مهندسی درست ویژگی چهارم جست. یعنی اگر به شکل صوری،تشکیلاتی واجد سه ویژگی نخست باشد اما از توان سازماندهی برخوردار نباشد، این نشانگر آن است که آن جریان نتوانسته به صورت گسترده خود را تبدیل به یک جنبش اجتماعی نماید. اگر جریانی این واقعیت را بپذیرد که هنوز تبدیل به جنبش اجتماعی نشده و خود را نماینده معترضان نخواند، ضرورت چنین نوشتاری سالبه به انتفا بود. اما متاسفانه برخی نه در مقام شناسایی و تحلیل جنبش بلکه در مقام فاعلیت جنبش اخیر بر موج مطالبات سوار شده اند و به عنوان نمایندگان معلمان معترض از هر فرصتی که بیابند، دریغ نمیکنند.
امیدوارم این نوشتار کوتاه به تحلیلگرانی که در پی شناخت درست احیاگران اعتراضات و مطالبات معترضان هستند، یاری رساند. نیم نگاهی به احکام صدها معلم طی سالها از تهدید، توبیخ، تبعید و دستگیری و زندان صدق و کذب این مدعا را به درستی مینماید.