این گزارشی است از مردگان وبازماندگان منتظر مرگ!
مدیرکل گمرک در افشاگری اعلام کرده سه میلیون دوز واکسن استرازنکای وارداتی دپو شده چون مقامات وزارت بهداشت هراسانند که ورود آن به چرخه ممکن است ممنوعیت استفاده از واکسن بریتانیایی را نقض کند. مدیرکل دفتر سلامت وزارت بهداشت هم دستور داده که مراقبتهای غربالگری ناهنجاری جنین در هفتههای ۱۱ تا ۱۳ و ۱۵ تا ۱۷ از سامانه سلامت حذف شود. برای اطمینان خاطر مرقوم فرمودند کدهای ۱۱۱۳۸۷ و ۱۱۰۰۹۱ از گزارشهای دورهای محو شود (تعداد مادران با نتیجه پرخطر در غربالگری).
روند ساده است: گزارهای انتزاعی از راس صادر میشود. دستگاه بروکراسی خود را با آن تنظیم میکند و برای آن که مضراتش آشکار نشود گزارشها معدوم میشوند. ما دقیقا نمیدانیم که چه میزان افراد بر اثر کرونا کشته شدند. چون ابتدا کرونا دروغی اعلام شد که جهان برای کمرنگ کردن انتخابات مجلس ساخته. بعد از آن که قبول شد کرونایی وجود دارد برای حمله به ژن ایرانی معرفی شد. بعد از آن با سیرک الکلپاشی روبرو بودیم و باید موجه اعلام میشد. سپس حاکمیت ما باید از وضع کرونا در آمریکا و اروپا ابراز نگرانی میکرد. بعد از آن واکسن را دروغ جلوه میداد و برای ساختن واکسن گزارشهای تصویری از کارگران در حال کار با میلگرد و سیمان! منتشر میکرد.
در یکایک این لحظات شهروندان میمردند. مادران، پدران، برادران و خواهران و فرزندان و عزیزان افرادی میمردند. این احتمالا گزارش بزرگترین قتل هدفمند دستهجمعی قرن ۲۱ و انذار از فجایع بزرگتر پیش رو باشد. از مرگ گریزی نیست. همه زندگان به آن دچارند و انسانها کمابیش به این آگاه. ما ایرانیان بیش از همه به آن آگاهیم. تفاوتی ندارد از رانندگی در جادهها، سقوط هواپیما، سیل، زلزله، کمینگاه مرگ است و شاید تلختر: ممکن است در خیابان تیر بخوریم و هرگز مشخص نشود چه کسی شلیک کرده. سرِ زنان به آسانی میتواند بریده شود. میتوانیم جانِ خود را هزینه جانبی این آزمون بدانیم که واکسن ایرانی ساخته میشود یا نه. میتوانیم بمیریم و هویت ما انکار شود.
میتوانیم در هواپیما باشیم و مزاحم اعصاب یک اپراتور یا فرمانده اپراتور یا فرمانده فرمانده اپراتور باشیم و با موشک کشته شویم. از مرگ گریزی نیست. حتی عجیبتر! شهروندانی میتوانند در عزای سردار حاکمیت کشته شوند و تیتر زده شود «کرمان به فدایت»!
از مرگ گریزی نیست. ما با مرگ زندگی میکنیم. هراس مرگ خود و نزدیکانمان همواره نزد ماست. این ماشینِ مرگی است که پدران ما به راه انداختند. شیفتگان مراسم بزرگداشت مرگ! دلبستگان به پارادوکس جمله زنده باد مرگ! بمیرید تا زنده باشید!
با این همه کمتر مرگی است که انتخاب ما باشد و مگر اصلا میتوان مرگ را انتخاب کرد؟ اما هستند کسانی که مرگ را برای ما انتخاب کردهاند. ما مخاطب شعارهای آنانیم. مرگِ ما پیروزی آنهاست و با این همه که میدانیم کاری از ما برنمیآید، با آگاهی به وضعیت تراژیک خود میمیریم. این گزارشی است از مردگان و بازماندگان منتظر مرگ!
توییتر نویسنده