“شرمساری از بندگی هیچ”،‌ محمدجواد روح

ذات پوشالی‌ استبداد در لحظه سقوط آشکار می‌شود

اگر تاکنون با شهروزنامه همراه نشده‌اید، پیشنهاد می‌کنم به صفحه تلگرام یا اینستاگرام یا کست‌باکس بپیوندید و بخوانید و بشنوید. مخصوصا شماره‌های هجدهم، نوزدهم و بیستم (که می‌شود دیروز، امروز و فردا)؛ مقطعی که داستان به لحظه سقوط ضحاک می‌رسد.

شکل سقوط ضحاک، چنان که شاهنامه می‌گوید و شهروزنامه در بازروایی آن می‌کوشد، ملغمه‌ای است از ویژگی‌های مشترک حکومت‌های استبدادی؛ زمانی که گویی یک‌شبه از اوج اقتدارگرایی سقوط می‌کنند و همه آن ویژگی‌ها را که تا آن روز در هاله قدرت و قدسیت پوشانده بودند، آشکار می‌‌کنند.

نادانی، آشفتگی، بی‌تصمیمی، ترس، خشم، ناباوری و درنهایت، ازهم‌گسیختگی مجموعه ویژگی‌هایی است که ساختار استبدادی و شخص مستبد، تا پیش از لحظه سقوط، نه‌تنها آن را آشکار نمی‌ساخت؛ بلکه چنان تصویر مقتدر و مطمئنی را به جامعه (چه خواص و چه عوام) نمایش می‌داد که گویی، استبداد حصن حصینی است در برابر همه بلایای طبیعی و غیرطبیعی، در برابر همه دشمنی‌ها، ناامنی‌ها، شرارت‌ها و آشوب‌ها.

استبداد در لحظه سقوط اما، ذات پوشالی‌اش را آشکار می‌سازد. اینکه همه آن اتکاها و ادعاها متکی و مبتنی بر “هیچ” بوده است؛ و آنجاست که جامعه و نخبگان هم از خود شرمسار می‌شوند. شرمسار از اینکه تا آن روز، عبد و بنده و تحت سلطه “هیچ” بوده‌اند.

این شرمساری برای اهل رسانه و فرهنگ بیشتر است. چراکه آنان به هر بها و بهانه، در دوران استبداد در کار وارونه‌سازی حقیقت بوده‌اند.

این شرمساری را از زبان نویسندگان “شهروزنامه” در بخشی از متن شماره نوزدهم، چنین بازروایی کرده‌ام:

  • در این دوران نو، باید همه بکوشیم نو شویم. «شهروزنامه» هم از این نو شدن، جدا نیست. ما شرمساریم از اخبار و روایت‌ها و داستان‌هایی که در دوران ماردوش آوردیم.
  • شرمساریم که مارهای خون‌خوار اهریمنی او را «دو اژدهای مقدس» خواندیم.
  • شرمساریم که «ارمایل» و «گرمایل»، آن دو جان‌پاکِ دلسوز جان آدمیان را، «نفوذی» نامیدیم.
  • شرمساریم که قیام «کاوه»، آن آهنگر دادخواه، را «آشوب» خواندیم.
  • و از همه بدتر، شرمساریم که فریدون و سپاه او را که برای پیروزی نیکی بر بدی گرد آمده بودند، توطئه‌گرانی دانستیم که با یاری اهریمن و جادوگران پیش می‌آیند و از دریا می‌گذرند؛ حال آنکه، آن پیروزی جز به خواست یزدان و بهره داشتن شاهنشاه فریدون از فره‌ایزدی ممکن نبود.
  • بابت همه آن نوشته‌ها و گفته‌ها شرمساریم و امیدواریم دیگربار، کار دنیا چنان نشود که دروغ بر راستی و بدکیشان بر نیکان حاکم شوند و به یاری اهریمن، آتش خشم را جانشین آتش مهر سازند.

نسخه پادکست شماره نوزدهم “شهروزنامه” را در اینجا بشنوید: https://t.me/shahrooznameh/94

 

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»