اصلاحطلبان، اصولگرایان هردو عامل بدبختی و فلاکت مردم
اصلاحطلبان و اصولگرایان هردو عامل بدبختی و فلاکت مردم هستند و نمیشود صرفا یک جریان را مقصر دانست. در طی چهار دهه عمر جمهوری اسلامی قدرت بین چپ و راست و اصلاحطلب و محافظه کار در گردش و چرخش بوده است و وضعیت امروز جامعه ایران حاصل عملکرد این دو جریان است!
از یکسو طبقه نوکیسهای از هر دو جناح تشکیل شده و دعوا و منازعه بر سر چپاول بیتالمال و غارت اموال عمومی بوده است. از یکسو برادر حسن روحانی و طبری دستیار ویژه آملی لاریجانی، از سویی برادر اسحاق جهانگیری و از طرفی محمدباقر قالیباف به ثروت اندوزی و تارج اموال عموم دست زدهاند. چرایی وضعیت کنونی جامعه را جدایی از عواملی نظیر تحریم و سوء مدیریت اقتصادی بایستی در فساد سیستماتیکی دید که رخنه در هر دو جریان و حاکمیت کرده و از این روست که باید بانیان وضع موجود را هر دو جناح حاکم طی دهههای گذشته دانست.
گرچه غالبا طی دهههای گذشته قدرت اصلاحطلبان بهواسطه پشتوانه مردمی بوده و اصولگرایان صرفا با رانت حکومت وارد قدرت میشدهاند؛ اما در عملکرد فاجعهبار، هردو مشترک بودهاند و هیچ راهی برای رهایی ملت از چنبره این دو جریان جز کنار گذاشتن آنها نیست.
بزرگترین خدمتی که اصلاحطلبان میتوانند به مردم کنند این است که مرحمت فرموده و از دغدغهایی که به نام مطالبات اصلاحطلبی و به کام خود و قبیله اصلاحطلبان است کناره روند که مردم دیگر فریب بازی قدرت طلبی اشان را نخواهند خورد.
بهتر است اصلاحطلبان به جای افطاری دادنها در شرایط سخت معیشتی مردم (که البته معلوم نیست این احزاب از کجا ارتزاق میکنند و همچنان بدنامی اصلاحات را ادامهدار کردهاند) رسما پایان این مدل اصلاحطلبی شکسته خورده و به بن بست رسیده با افرادی عمدتا فرصتطلب که البته از بانیان وضع موجود هم هستند را اعلام کنند.
از دیروز تاکنون تکرار ملال آور ممنوع الافطاری توسط طیفی از اصلاحطلبان، آن هم در شرایط امروز جامعه که درد فقر و فلاکت مردم به گوش خدا هم رسیده است، بیش از هر چیز دیگری آزاردهنده است! اگرچه هرگونه اقدام نابه حق از جانب حکومت و ایجاد محدودیت امر تازهای نیست و در راستای تمامی ظلمها و محدودیتهایی است که سالهاست پیش روی جامعه و کنشگران مدنی و سیاسی است؛ اما اینکه در این شرایط مسئله جریان اصلاحات برجسته نمودن این موضوع و به فراموشی سپردن وضعیت جامعه باشد خود حدیث مفصلی است!
مگر میشود از اصلاحطلبی سخن گفت و درد بازنشستگان و جامعه معلمان و سایر اقشار تحت شرایط سخت معیشتی مردم را نشنید و به وضعیت دیگران بیتفاوت بود و اصلاحطلبی را صرفا در خود و قبیله و ممنوع الافطاری خلاصه کرد.
مشکل مردم با شما همین تذبذب و بیاصولی شماست که زمانی که خود با مشکل و محدودیت مواجه میشوید آه از نهاد قبیلهتان بر میآید!
در دوری اصلاحطلبان از جامعه و قطع رابطهشان با مردم همین بس که در شرایط بغرنج سیاسی، اجتماعی و معیشتی مردم جامعه، اصلاحطلبان از خلق واژهای جدید بنام ممنوع الافطاری سخن میگویند.