بمناسبت روز اول ماه مه روز جهانی کارگر
من پیشاپیش روز جهانی همبستگی کارگران را به همه کارگران هموطن تبریک می گویم . پیام این روز همانطورکه از نامی که برای این روز نهاده اند، همبستگی، یعنی اتحاد است. همبستگی برای اینکه سرنوشت مشترک دارند، درد مشترک دارند. پیام اصلی این روز و آنان که آن را بنیان نهادند، همبستگی جهانی کارگران بود. من چندان به همبستگی کارگران جهان امیدوار نیستم اما این امید را دارم که کارگران ایران همبستگی داشته باشند. با هم همدردی داشته باشند، همدیگر را یاری کنند، همبستگی داشتن، تنها یک ذهنیت نیست. صندوق مشترک داشتن، شعار مشترک داشتن، تشکل و اتحادیه مشترک داشتن، اعتراضات مشترک داشتن، همه گامهایی برای همبستگی است.
همبستگی را باید از سطح یک ذهنیت و گفتمان به عینیت تبدیل کرد. متاسفانه در کشور ما همه این مفاهیم در ذهنیت مانده، به مرحله چگونگی ها نرسیده. چگونه می توان همبسته شد. حتی اندیشه هایی که با هدف اتحاد طبقاتی وارد کشور ایران شده، نه تنها اتحاد و همبستگی نیافریده، بلکه صف ها را هم از هم جدا کرده اند، ایجاد تفرقه کرده اند. باید این موضوع را ریشه یابی کرد که چرا گروه های سیاسی در ایران که دارای اهداف مشترک هستند، به جای اتحاد با هم مداوما از هم جدا می شوند. به نظر من از دلایل این تشتت و پراکندگی، تحمل ناپذیری است، مطلق بینی است، خود را حق پنداشتن است. انتقاد ناپذیری است. استبداد رای است.
در اتحادیه های کارگری اروپا یک شعار کوچک محوری هست: ” با هم قدرتمند می شویم” من در هر آکسیون اعتراضی همراه با اتحادیه ها شرکت کردم، با این شعار برخورد کردم، این شعار برای کشور ما یک ضرورت است. ضرورتی تراز نان شب. برای رهایی، برای گذار از رژیم جمهوری اسلامی، برای ساختن آینده ای روشن برای امروز و فردا این اتحاد ابتدا باید در بین خود طبقه کارگر صورت گیرد، زیرا ضرورت به طبقه تبدیل شدن کارگران ،همبستگی بین خودشان است ، به کارگران متفرق نمی توان یک طبقه گفت. طبقه از اتحاد طبقاتی ناشی می شود، اگر اتحاد طبقاتی نیست در واقع طبقه ای هم نیست.
اما طبقاتی شدن صف کارگران به تنهایی نمی تواند جامعه ایران را از سلطه رژیم فاسد و سرکوبگر و غارتگر جمهوری اسلامی نجات دهد، ما به وحدت اجتماعی نیاز داریم، به وحدت کارگران، معلمین، پرستاران، کشاورزان، بازنشستگان، بیکاران و همه صنف های اجتماعی داریم. الان ما دارای دو جنبش قدرتمند هستیم، جنبش معلمین و جنبش کارگران، باز در اینجا باید از چگونگی همبستگی صحبت کرد. چگونه جنبش های گوناگون همبسته می شود. داشتن خواسته های کلان مشترک، مانند نوع نظام سیاسی، جهت گیری اقتصادی، رفاه عمومی، آموزش رایگان، بهداشت عمومی، بازنشستگی برای همه مردم، محیط زیست سالم، همزیستی با صلح، مخالفت با جنگ افروزی، صرف ثروت های عمومی در راه ساختن جامعه ای مدرن، جامعه ای تولیدی، جامعه ای مرفه از این خواسته های کلان است.
خوشبختانه در جنبش معلمان، الان هم یک سازمانیافتگی سراسری را شاهد هستیم و پرداختن به خواستهای کلان را مشاهده می کنم. آموزش رایگان، آموزش غیر ایدئولوژیک، نو کردن مدارس ، نشان می دهد که معلمین از سطح خواسته های صنفی گذر کرده و خواسته های خود را به خواسته های کلان ارتقاء داده اند. از طرف دیگر به خاطر در اختیار داشتن میلیون ها دانش آموز و داشتن فرصت اندیشیدن، خواندن، جایگاه آنان را در سطح کلان استثنایی کرده، موقعیتی که جنبش کارگری فاقد آن است.
جنبش کارگری در سال ۱۴۰۰ بیش از ۲۵۰۰ اعتراض داشته اما ما گسترش سازمانیافتگی در آن نمی بینیم، باید موانع آن را بررسی کرد. ببینید، ما هم به وحدت طبقاتی نیاز داریم و هم به وحدت اجتماعی، وحدت طبقاتی، صنف کارگر را متحد می کند، وحدت اجتماعی همه جنبش های اجتماعی را با هم متحد می کند، راه نجات جامعه ما همبستگی اجتماعی است و این همبستگی اجتماعی است که منجر به قیام سازمان یافته عمومی می شود. اما پافشاری به همبستگی اجتماعی، مخالفت با همبستگی طبقاتی نیست. همبستگی اصناف مختلف با هم جامعه ایران را سازمان یافته می کند و آن را از حالت توده بی شکل که همواره قربانی پوپولیست ها هستند در می آورد. همبستگی صنفی موجب آگاهی اجتماعی می شود. بنابراین هم همبستگی صنفی یک ضرورت وهم همبستگی اجتماعی و این دو در مقابل هم نیستند.