برای رشد واژه ها و لغات به پیشینه خودمان سری بزنیم
برای رشد و تکامل واژه ها، لغات و جملات باید سری به رشد و تکامل خود بزنیم. اولا کره زمین و نیروی جاذبه از. طریق مواد غذایی، آب و هوا روی ارگانیسم ، ذهن و روح ما تاثیر دارند و ما را تنظیم می کنند.
دوماً ما موجودات زنده گیاهی و حیوانی، بخصوص ما انسانها در رابطه با محیط زیست و محیط اجتماعی و در رابطه با هم رشد داریم و روی رشد هم متقابلا تاثیر می گذاریم. نوع برخورد و میزان تماس ما با اجتماع و محیط زیست تعیین کننده اند که این محیطها بر روی رشد ذهنی، روحی، عقلی، احساسی و جسمی ما چه تاثیری داشته باشند و چگونه آنها را تنظیم کنند.
سوم متناسب با تاثیرات کره زمین و نیروی جاذبه و همچنین تاثیرات محیط زیست و محیط اجتماع بر روی سرنوشت ما، ما انسانها هم برای رشد درست خود هماهنگ با رشد محیط اجتماعی و محیط زیست باید تلاش داشته باشیم .
چهارم از آنجایی که در آفرینش هستی موجودات بی جان و موجودات جاندار گیاهی و جانوری و بخصوص ما انسانها از همه نظر خواص و خصوصیتهای مختلفی داریم . به همین نسبت روی رشد و تکامل همدیگر تاثیرات مختلفی می گذاریم، به همین نسبت کنشها و واکنشها و عوامل مختلف تاثیر گذار در این روندهای رو به رشد زیاد هستند، بخصوص اگر ما انسانها در به کار بردن این نوع خواص و خصوصیتها آگاهانه و یا ناآگاهانه اشتباه بکنیم می توانند خیلی خطرناک باشند، یعنی اگر مرزهای خوب و بد و درست و نا درست را نشناسیم و ندانیم کجاها از عقل و کجا ها از احساس فردی و جمعی خود و کجاها در اندازه های مختلف از هر دو در برخورد با واقعیات اجتماعیو محیط زیست استفاده کنیم. با عمل خودمان این محیط ها را خراب می کنیم. متقابلا این محیطهای خراب شده روی ذهن، روح، عقل و احساس ما تاثیر نادرست می گذارند، مثلا از دل اشتباهات همگانی و پی در پی ما دو جنگ جهانی داشته ایم و الآن مشکل جنگ جهانی سوم و بمب اتم را هم داریم، پس بنابراین افراد در اصطکاک و برخورد با هم و در بر خورد با محیطهای اجتماعی و محیط زیست شناختها و تجارب درست، نادرست، ضعیف، قوی، غلط و متضاد کسب می کنند.
به همین نسبت افراد به لغات، واژه ها و جملات احتیاج دارند که تا این شناختها و تجارب خودشان را به همدیگر رد و بدل کنند تا با کمک هم نوع رابطه های خود با همدیگر و همچنین این محیط ها را بهتر بشناسند .
این لغات، واژه ها و جملات معنی خودشان را درست و غلط و سطحی و عمیق از این زندگی فردی و جمعی و از این شناختها و تجارب درست و یا نچندان درست ما می گیرند. تا همین حد درست یا غلط در ذهن و روح ما تقویت و رشد می کنند و بار معنی داری به خود می گیرند. تا همین حد درست یا غلط در ذهن، روح، عقل و احساس ما تاثیر می گذارند و جا می افتند و افراد برای ارتباط با هم آنها را بکار می برند.
در قدیم ناتوانایی های بشر بیشتر بوده، چون علمی در کار نبوده است، در نتیجه شناختها و تجارب بشری نادرست و افراد با کمک لغات، واژه ها و جملات ناقص و کم معنی آنها را بین هم رد و بدل و ذهن، روح، عقل، احساس و جسم افراد در رابطه با هم خراب و بیمار می شده اند. افراد با هم جامعه را بیمار و به بن بست کشانده و نهایتا این بن بست به ایدئولوژی مذهبی کور ، ناسیونالیستی کور و این اواخر کمونیستی کور ختم شده بودند و آنها متضاد با واقعیات اجتماعی و محیط زیست رشد می کردند.
امروزه که وضعیت مردم بهتر شده چی؟
امروزه علوم پیشرفت کرده اند. این دگرگونی ها را بیشتر در کشورهای پیشرفته می بینیم و کمتر در کشورهای فقیر و متوسط. با وجود پیشرفت اما هنوز این نوع نگاه ها و برخوردهای سطحی در همه جا، بخصوص در کشورهای فقیر وجود دارند. افراد هنوز مجبورند کم و بیش با این کلمات و واژه ها و جملات سطحی بی محتوا شناختها و تجارب درست یا غلط خودشان را به همدیگر انتقال بدهند و به رخ هم بکشند و در اندازه های مختلف سطحی بار بیایند. افراد هنوز با هم و با واقعیات محیطهای اجتماعی و طبیعی متضاد رشد کرده و با هم مشکل پیدا می کنند . افراط و تفریط در آنها زیاد است. خودشان و این محیط ها را خراب و به بن بست می کشانند و این خطرناک است، زیرا مادر ما کره زمین پیر و فرسوده شده و نیروی جاذبه اش نیز نسبت به قبل ضعیف تر و همه اینها بحران محیط زیست را تشدید و آنها به شکلهای زلزله، رانش زمین، طوفانهای شن و گرد و خاک، طوفانهای دریایی، بارشهای سیل آسا و گرمایش زمین خودشان را نشان می دهند و بشر در این همه خرابی ها نقش دارد.