ملتی که راکد بماند، بیگمان تِغییر داده خواهدشد
نظام بیش از ۴۰ سال است که سر حرفش ایستاده است؛ سهل است که نه تنها اهدافش را تغییر نداده و حاضر نیست خود را با جهان رو به دگرگونی وفق دهد ، که حتی استراتژی ملی بیگانه ستیزی اش تبدیل به گونه ای بت شده که باید حافظ آن بود.
به این ثبات قدم در حفظ اهداف و استراتژی، اخباریگری در استراتژی یا جزم اندیشی و دگماتیسم در استراتژی می گویند؛ زهری تحلیل برنده و بلکه کشنده ملت.
استراتژی ملی همان فن مديريت همه منابع کشور برای دستیابی به اهداف مورد پذیرش مستمر ملت است. تقریبا همه استراتژیست ها سه عنصر کارآمدی ، شفافیت (سادگی) و استعداد دگرگون پذیری برای همپوشی با جهان در حال دگرگونی را عناصر کلیدی استراتژی شمرده اند. بنابراین ایجاد تغییرات پیاپی برای همپوش سازی استراتژی ملی با جهان دگرگونشونده ، رویکردی سرشتی و تعطیل نشدنی در استراتژی های ملی است.
مولتکه، بزرگ استراتژیست تاریخ، این گزاره را پیش می کشد:
«بزرگترین اشتباهی که دشمن می تواند انجام دهد ، آن است که همچنان دشمن باقی بماند». چنین بنیادی ناظر بر آن است که با تغییر شرایط و فضا ، استراتژی و ماهیتا تاکتیک ها نیز می بایست دگرگون شوند ؛ سم کُشنده طفره رفتن از این اصل ، به اغلب احتمال برخاسته از این توجیه و در واقع سفسطه خواهد بود که منظور از تغییرات ، دگرگونی های استراتژیک است و نه هر گونه جامه عوض کردنی . توجیه و سرپوشی برای پدیده های زیر:
۱- کند ذهنی استراتژیست های حکومتی؛
۲- توجیه نا کارآمدی سیستم در «کنترل» و نه نظارت ؛ چرا که پدیده کنترلی، رویکردی پیوسته، بی وقفه و ۲۴ ساعته است؛
۳- توجیه ثبات عقیده.
هنگامی که پس از مرگ مائو ، دنگ شیائو پنگ قدرت را در دست گرفت، گزاره کلیدی و دائمی او چنین بود: چین ناگزیر است تغییر کند ، چون فضاها پرشتاب رو به دگرگونی است، در غیر این صورت ما را تغییر خواهند داد.
ملتی که اهدافش ، دشمنانش، دوستانش ، استراتژی و دیدگاه هایش، در گذر زمان و بر پایه زمانه تغییر نکرده و استاتیک (ایستا و راکد) بماند، بی گمان تِغییر داده خواهد شد.