جنبشهای مطالبهمحور تبدیل به پاشنه آشیل حکومت شدهاند
ولائیون که با شعار عدالت و محرومگرایی به سرکوب آزادی و حقوق بشر پرداختند، حالا سرگیجه گرفتهاند که با این اعتراضات چکار کنند.
حکومت با این مطالبات دو مشکل دارد: مشکل اقتصادی (به خاطر حاکمیت رانت و فساد و غارت که تحریمها هم مزید بر علت شده) و مشکل امنیتی («پررو» و «الگو» نشدن معترضان).
در برابراعتراضات معلمان شروع به «موازی سازی»، تخریب، تهدید و بالاخره بازداشت و سرکوب کردهاند.
عزیز قاسمزاده یک بار به درستی گفت هر یک از ما را بگیرید عده دیگری جایگزین میشوند.
علیرغم همکاری حقوقدانها و وکلا، اما به علت وسعت احضارها و بازداشتها، معلمان نیاز به همکاری وکلای بیشتری دارند.
باید مراقب باشیم که با کجسلیقگی و ناواقعبینی به «موازیسازی تحلیلی» نپردازیم. اعتراضات معلمان تخلیه انرژی جامعه نیست! جنبش معلمان را نباید در برابر دیگر جنبشها قرار داد.
نقد و آسیبشناسی با تخریب و عیبجویی (از فعالان حقوق بشر و معلمان معترض)، که خروجیاش به جز تشتت، یاس و انفعال نیست، فرق میکند. دقت کنیم که آب به آسیاب حکومت نریزیم.
همانطور که وجدان جمعی از پروسه صندوق رای عبور کرد و اقشار زیادی به مطالبهمحوری پرداختند؛ در تداوم و استعلای همین حرکت نیز عده زیادی به جنبشهای عامتر (و خواستهای بنیادیتر) میرسند.
جنبش معلمان «اصالت» دارد و مطالبات اش «بر حق» است. حتی به فرض خواستههایشان هم برآورده شود (که «حق»شان است) و همگی به جنبش عام نرسند و نپیوندند؛ جمعی از آنها با رشد آگاهی و تجربه، در این بستر آبدیدهتر میشوند و به جنبشهای عام خواهند پیوست.