ماکارونی یک دلار و تمام ماجرا این است!
ماکارونی ۷۰۰ گرمی، پر مصرف ترین نوع وزنی ماکارونی است و ملاکی برای سنجش قیمت پایه این محصول که اکنون 24 هزار تومان اعلام شده است ومعادل تقریبی نرخ دلار در قانون بودجه ۱۴۰۱ است.
جدا کردن اقتصاد از برجام الزاما به معنی جدا کردن اقتصاد از دلار نیست و اکنون دولت رئیسی در گامی دیگر این وابستگی ساختاری را به سفره فقرای مطلق گره زده است
چرا قیمت ماکارونی در رویکرد سیاست های اقتصادی دولت رئیسی اهمیت دارد؟
ماکارونی در دسته ای از کالاها قرار می گیرد که هر چه درآمد فرد کاهش می یابد، مصرف آن افزایش می یابد. نمونه دیگری از این کالاها تخم مرغ، سیب زمینی، پنیر، نان،برنح خارجی و غذاهای ترکیبی مانند کوکو سیب زمینی ،کوکو سبزی، اب دوغ خیار، املت،نان با ماست،سبزی و گوجه خالی و از بین میوه ها خیار، سیب درجه دو و سه، و مصرف هویج به جای میوه،استفاده از خربزه و هندوانه به عنوان پایه خوراکی و… است.
این فهرست بلند نیست و کوتاه کردن آن جمعیت فقر را در مسیر کم کردن وعده غذایی ویا پناه آوردن به در خواست کمک های ناپایدار غذایی در مناطق مرفه قرار می دهد.
بنابراین هر قطع حمایت یارانه ای از این کالاها و تبدیل آن به کالاهای ضروری در ادبیات اقتصادی به معنی افزودن فشار بر دهک های پایین درآمدی و تشدید فقر مطلق و تحمیل ففر غذایی به این گروهها است.
افزایش قیمت ماکارونی در در پایان ماه رمضان که فلسفه آن حمایت از فقرا تفسیر شده است، در بازنمایی نگاه دولت رئیسی به فقرا تنها اهمیت نمادین ندارد بلکه دقیقا نشان می دهد در ذات این دولت، چنین سیاستی وجود ندارد.
اکنون وبه ادعای دولت رئیسی حدود ۱۲ میلیون خانوار معادل ۴۰ میلیون نفر در سه دهک پایین درآمدی قرار دارند. این افراد کمتر از ۳ میلیون تومان در ماه درآمد دارند واغلب درآمد وشغل کاملا ناپایدار دارند، نه بیمه تامین اجتماعی و حمایت آتی بازنشستگی دارند ونه حتی سهام عدالت و…
دولت رئیسی قصد داشت دو هفته ای ففر مطلق را از بین ببرد! اما اکنون آن را به فرصت یکساله احاله کرده است. اما تمام شواهد بر خلاف این وعده است.
تبلیغات تخصیص ۱۵۰ هزار تومان به سه دهک کم درامد ودر واقع بی درآمد پوچ از اب درآمد و اعتراضات زیادی برانگیخت. اکنون با معیار های اعلام شده خود دولت، کم درآمد ها وبی درآمدها نمی دانند ،دهک درآمدیشان چیست؟
دوم اینکه دولت رئیسی با حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی، اکنون سبد مصرفی ذاتا کوچک دهک های کم درآمد را هدف قرار داده است تا فقر مطلق را با روند فقر غذایی ادغام کند. جمعیت ۵۰ درصدی فقرای مطلق در کشور حاصل دولت رانتی است و مجموع سیاست های دولت رئیسی نیز از قاعده مستثنی نیست.
او متعهد به بودجه نهادهای ناکارآمد و زایدی است که نه تنها ارزش افزوده ای برای اقتصاد ندارند بلکه با انبساط مداوم هزینه ای، کسر بودجه ساختاری را تشددید می کنند. جبران این کسر بودجه جز از طریق پشت پا زدن به سیاست های حمایتی و بودجه عمرانی واقعی ممکن نیست و اکنون پیش بینی می شود اعتبار ۷۴ هزار میلیارد تومانی ناشی از حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی را همین نهادها ببلعند اما دولت روی کاغذ آن را بین مردم توزیع کند مانند آنچه که در مورد کمک های ۱۵۰ هزار تومانی پیش آمد.
دولت رئیسی اکنون واز ابتدای سال کمربندها را محکم بسته تا از طریق انقباض سفره و انتظارات جمعیت ۵۰ درصدی فقرای مطلق، تامین بودجه و سیاست های نهادهای خاص را به انتهای سال موکول نکند.
به همین دلیل است که تاکنون به رغم وعده ها، هیچ برنامه ای برای بازتوزیع درآمد حاصل از حذف ارز ۴۲۰۰ در بین دهک های کم درآمد ارائه نکرده است واحرای آن را به روزها و ماههای آینده موکول می کند.
دولت رئیسی با این فرمان هم بر جمعیت فقرای مطلق خواهد افزود وهم جامعه را آبستن جنبش اجتماعی بزرگتر و سرنوشت ساز تری خواهد کرد.