حیات مردم گروگان هولوکاست نابخردی و ناکارآمدی مسئولین
وقایع، رخدادها و پدیدههایی که در تاریخ بشر اتفاق میافتد علاوه بر هویت و محتوایی که مختص به روح زمانهی خویش است دارای بعد دیگری است که مرزهای جغرافیا و زمان را درنوردیده و میشود برایشان یک روح کلی و جهانی برای تفسیر همهی پدیدارها در همهی اعصار برشمرد.
هولوکاست در پی فاشیسم و استقرار اندیشهی خود بزرگبین و متوهم نازیسم شکل گرفت که برای حیات روحی و روانی انسانها و همچنین اصالت آنان وقعی، اعتباری، ارزشی قائل نبوده و پیشبرد آنچه رویا پردازی و ایدهآلسازی برآمده از سروری و اربابی بر دیگران بود بر هر امری اولویت میبخشید.
در ایران بعد از ظهور و بروز فاشیسم انقلابی_ اسلامی و نفوذ آن در لایههای امنیتی، قضایی، تصمیم سازی و اجرایی، شاهد تقویت و گستردگی آفتهای آن در تار پود ساحت اندیشه، سیاست و اجتماع هستیم و این تفکر با نگرش سروری و قیومیت خود را اولی و مولا بر مردم میپندارد و اولویت حکمرانی و مدیریت خود را با لجاجت و کینه توزی بر استقرار و اجرای توهمات متعارض و موهوماتی که با واقعیتهای زیست جهانی متمایز و متناقض بوده پیش میبرند.
این درحالی است که حیات فرهنگی، اقتصادی، معیشتی، روانی و عاطفی مردم ایران، در هولوکاست نابخردی و ناکارآمدی مسئولین ایران به گروگان درآمده و نکتهی جالب و قابل توجهی که در قیاس و شبیهسازیهای تاریخی مشاهده میشود شباهت رفتاری هولوکاست سازان نازیسم و مدل ایرانی آن هستند و مسئولین ایرانی همچون آیشمنها و هلوکاست سازان در تاریخ، بر کارگزار بودن و مسئولیت داشتن در قبال تحقق رویای ابر انسان و رساندن مردم به کرامتهای انسانی و تاریخی تاکید دارند!