جامعه امروز ایران نیز مثل روزنامهنگاران، سیاستمداران، روشنفکران، نخبگان، دانشگاهیان و …در فضای پیشبینی اتفاقات آینده مملکت است بنابراین اینکه چطور و چگونه این گزاره ذهنی” رئیسی رهبر آینده است” در ساختار ذهنی جامعه زبان به زبان چرخید قاعدتا برآمده از گعدهها و محفلهای عناصر به اصطلاح خودیست؟ اما اکنون با توجه به مشکلات متعدد اقتصادی و معیشتی که گریبان اکثریت ملت را گرفته است و متاسفانه روز به روز هم سر و شکل زندگی مردم نامطلوبتر میشود این گزاره ذهنی” رئیسی رهبر آینده است” ناخودآگاه در ساختار ذهنی جامعه دچار شک و تردید شده است.
شاید هم رئیس جمهور شدن رئیسی در چنین شرایطی که زمزمههای جنگ قدرت در ساختار ذهنی جامعه از طریق نشانهها یا همان زد و خوردهای پیدا و پنهان واضح و مبرهن شده است در راستای همان فرآیند جنگ قدرت بوده است. با توجه به شرایط تحریم و شرقگزینی افراطی برای فرار از تاثیر و تخریبهای تحریم و همچنین تصمیم در خصوص پذیرش یا عدم پذیرش برجام، هر کسی هم جزء رئیسی در جایگاه ریاست جمهوری بود به تعبیری خلع سلاح میشد. بنابراین به همان میزان که حسن روحانی رئیسجمهور دولت دوازدهم به واسطه اقدام و عمل در سیاست داخلی و خارجی با موجودیت موانع قابل پیشبینی در مظان اتهام اکثریت ملت قرار گرفت رئیسی نیز به همان میزان در مظان اتهام اکثریت ملت قرار گرفته است هر چند که عمر رئیسجمهور شدن ایشان به یکسال نیز نرسیده است بنابراین حضور در اتمسفر چنین اتهامی، ناخودآگاه باورپذیری اکثریت ملت در خصوص توانمندیشان را سُست میکند.
نکته قابل تامل این است رئیسی هر آنچه که در جایگاههای پیشین مسئولیتاش رشته کرده بود را در جایگاه ریاست جمهوری دولت سیزدهم پنبه کرد! شاید بهتر است اینطور بیان شود که با توجه به مشکلات و موانعی که در فضای سیاست خارجی مملکت موجودیت دارد چرا رئیسی کاندیدا شدن در انتخابات ریاست جمهوری را پذیرفت؟ قاعدتا این پذیرش برآمده از یک دیدگاه فردی نیست بلکه برآیند تحلیل و تفسیر تیمیست بنابراین با توجه به موقعیت متزلزل فعلی رئیسی که انگشت اتهام ملت در خصوص ناکارآمدی به سوی ایشان است باید متوجه شده باشد که تیم مشورتیشان به تعبیری پوست خربزه زیر پایشان گذاشتند و خیلی آسان در جنگ قدرت پنهان مغلوب شد!
پس رئیسی باید بپذیرد با دست خودش از رقابتهای آینده حذف شد. البته ناگفته نماند این جنگ قدرت همچنان ادامه دارد و هزینههای این جنگ نیز بر روی دوش ملت است بنابرین با وجود یکدست شدن قدرت که البته فقط در ظاهر یکدست شده است جنگی پُر هزینه در پیش است.
امید فراغت / روزنامهنگار