مردم مقصر اصلی را راس حکومت می دانند
بعضی اصلاح طلبان سعی دارند اینروزها از ناکار آمدی دولت رییسی و طرح های اقتصادی ویران کننده نئولیبرالیستی به نفع کسب اعتبار برای دولتهای روحانی و هاشمی و خاتمی استفاده کنند و اینگونه وانمود سازند که گویا این سیاست ها یکشبه بوجود آمده و همه هم متعلق به دولت رییسی است .
کیست که نداند سیاست های اقتصادی نیولیبرالیستی حکومت ایران که مشخصات و خصوصیات خود را دارد از دولت هاشمی رفسنجانی شروع و تا به امروز ادامه داشته است و هر دولتی به سهم خود آجری بر آن نهاده است ، خصوصی سازیها ، آزاد سازی قیمت ها ، پولی سازی آموزش و خدمات ، واردات بی رویه کالا ، و … که همه در سایه اقتصاد نیولیبرالیستی رانتی ایران انجام شده سابقه ای چند دهه ای دارد ، و نمی توان آنرا تنها به این دولت یا آن دولت مربوط دانست .
تمام این دولتها تحت اوامر راس حکومت و دیدگاه های ولی فقیه در مورد اقتصاد بوده و هستند، آنها تنها مجریان سیاست های کلی بودند که از طرف حاکمیت مطلقه به آنها دیکته شده است، گرچه در مواردی در حین اجرا هم ممکن بوده است زاویه هایی هم با راس قدرت داشته اند ولی در نهایت تصمیم نظام را اجرا کرده اند. بیهوده نیست که مردم اکنون مقصر اصلی را راس حکومت و نظام مبتنی بر ولایت فقبه می دانند.
بعضی سعی دارند بگویند که ورود نظامیان در اقتصاد نافی نیولیبرالیستی بودن آنست در حالیکه می دانیم مسئله در یک سیستم اقتصادی خاص و بویژه در شرایط ما نوع مالک سرمایه نیست بلکه سیاستی است که همه مالکان و غارتگران منابع ملی اجرا و دنبال می کنند. زمانی می توان گفت که دخالت دولتها در اقتصاد نیولیبرالیستی کاهش یابد که آن دولت در مخالفت با این نوع اقتصاد باشد نه دولتی که خود موجد و اجرا کننده در بازگذاشتن دست چپاولگران نیو لیبرال میباشد.
حتی وقتیکه در دولت هاشمی رفسنجانی زمینه های ورود سپاه در اقتصاد و شریک شدن در غارت منابع فراهم شد بسیاری برایشان سوال ایجاد شد که چرا بجای بخش خصوصی ، نهاد هایی مانند سپاه عهده دار اقتصاد میشوند؟ با توجه به نوع حاکمیت اسلامی که همواره حفظ موقعیت خودیها و نظام برایش در درجه اول اهمیت است سهیم شدن نظامیان بخصوص سپاه در بهره برداری اقتصادی انگیزه های لازم را برای سرکوب مخالفان و مردمی که تحت فشار اقتصادی هستند به آنها می دهد. شاید این بخش را کمتر کسی مورد توجه قرار داده باشد و تنها گرفتن سهم سپاهی ها از سفره انقلاب مد نظر قرار داده اند.
تمام اینها نشان میدهد که نه تنها دولت های گذشته از پیش آمدن این وضعیت مبرا نیستند بلکه هرکدام به سهم خود در اجرای اقتصاد ویران کننده نیولیبرالیستی در ایران سهیم بوده اند.
جالب اینکه استمرار طلبان سعی دارند بدون ریشه یابی اقتصادی و تنها بعنوان رقابت های جناحی دولت رییسی را مقصر نشان داده در حالیکه دائما در توصیه و پیشنهاداتشان سعی دارند اقتصاد نیولیبرالیستی را راه حل مشکل بدانند.
این حد از بند بازی سیاسی در این افراد خود نوبر است.
برگرفته از کانال تلگرامی خاطرات و روزنوشتها