حکومت نه میتواند ونه میخواهد به مطالبات پاسخ دهد
در دهه اول پس از انقلاب ، تقریبا اکثریت مردم زحمتکش به حاکمیت اطمینان واعتماد داشتند. سختی های زندگی را به جان خریدند تا حکومت خواسته هاوامیدهایی را که برای آن به پا خاسته بودند ، را بر آورده کند.
حاکمیت از این اعتماد مردمی آن چنان سوء استفاده کرد به طوری که هرکسی کمترین اختلاف نظری با نظام داشت را با برچسب هایی چون ضدانقلاب ، مفسدفی الارض ، طاغوتی و یا جاسوس آمریکا، انگلیس، اسراییل و شوروی سرکوب می کرد.
حکومت با ایجاد رعب و وحشت وبا همین برچسب ها هرگونه اعتراض حق طلبانه ای را در محیط های کار ( کارخانه ها ، دانشگاه ها ، مدارس ،بیمارستان ها و اداره ها….) توسط عوامل خود در نطفه خفه می کرد.
با گذشت زمان حکومت نشان داد که نه می تواند و نه می خواهد به مطالبات مردم پاسخ دهد در نتیجه وجهه خود را از دست داد و دیگر از اعتماد و اطمینان سالهای اول انقلاب خبری نبود و نیست.
در چنین شرایطی اعتراضات خیابانی بارها در شهرهای مختلف کشور شکل گرفته و ادامه دارد ( هرچند حکومت آن ها را کار اشرار و عوامل خارجی می داند!) .
اعتصابات کارگران ، معلمان ، کادر درمان و کارمندان هر روز بیشتر گسترش پیدا کرده و در کنار سرکوب همیشگی ، در چند ماه گذشته حاکمیت به جای پاسخ به خواسته های کارگران و معلمان تعداد زیادی از فعالان را دستگیر و بازداشت کرده است.
در این رابطه ، حکومت برای رهایی از استیصال چندین ساله خود دست به نمایش نخ نما شده و مضحکی زده است و تلاش دارد با سلاح زنگ زده ی دهه اول انقلاب این فعالین را عوامل و جاسوسان کشورهای بیگانه معرفی کند.
در این راستا صدا و سیما مثل همیشه وارد میدان می شود وبا وقاحت تمام تلاش می کند به اشکال مختلف این طرح را به خورد مردم دهد حال آنکه مردم حتی حقیقتی که از صدا و سیما مانند(ماست سفید است ) پخش شود را با شک و تردید می پذیرند.
ارتباط و اعتماد بین فعالین صنفی با همکاران خود به قدری تنگاتنگ و از روی آگاهی و شناخت کامل می باشد که هیچ نیرویی نمی تواند به آن خدشه ای وارد و موجب تفرقه بین آنان شود و وقتی یک برنامه آبکی تلویزیونی تلاش می کند این فعالان را جاسوس معرفی کند! کسی این خزعبلات تکراری را باور نمی کند.
همانگونه که حاکمیت نتوانست در تخریب شخصیت فعالینی چون اسماعیل بخشی و سپیده قلیان با تمام آن شکنجه ها موفقیتی کسب کند، در رابطه با این فعالین بازداشت شده نیز تیرش به سنگ خواهد خورد.
زندان تهران بزرگ
۱۴۰۱/۳/۴