فرمانده جنگ اقلیت تمامیتخواه علیه اکثریت تغییر خواه
در حالی که آبادان در سوگ میسوزد و بسیاری از مردم ایران عزادار شدهاند، فرمانده دیروز در ورزشگاه آزادی هواداران خود را جمع کرد تا به او سلام دهند. این سیاست، بسیج “مردم علیه مردم” است. سیاستی آشنا که از ژنرال فرانکوی اسپانیا تا حکومتهای مستبد اروپای شرقی برای کنترل اوضاع به کار میبردند.
پاسخ حاکمیت به اعتراضات تیر ۷۸، اجتماع حکومتی ۲۳ تیر بود و وقتی که سبزها، خیابانهای تهران و چندین شهر بزرگ را در حیرت حاکمیت فتح کردند؛ حاکمان شوی “۹ دی” را راه انداختند. در نظر فرمانده، ملّت یعنی تمجیدگران دیکتاتوری، پس در نظر او نه ملّت در معنای متکثرش تعریف شده نه شهروند در معنای انسانی که شک میکند، پژوهش میکند، مساله مطرح میکند و حل میکند. این رسم همه دیکتاتوریهاست که با شهروند پرسشگر و شکّاک میانهای ندارند. برای همین دیکتاتوریها معمولا به سنت “حامی پروری” روی میآورند، دیکتاتور موجوداتی رام و مطیع فاقد هر گونه روحیه اعتراضی میخواهد.
دیروز، ورزشگاه آزادی را پر کردند تا با کلیپ “سلام فرمانده” مردم معترض را انکار کنند اما این هم پاسخ زنان خرمشهری به سروصدای بنگاههای تبلیغاتی جمهوری اسلامی. آنها فرمانده را خطاب کردند و از شهر زیر آوارمانده که استعارهای از ایران در بحران است گفتند. چه پاسخی بهتر از این کنش آزاد و ابتکارانه شهروندانی که اصل مساله یعنی فرمانده به عنوان نماد قدرت مطلقه را خطاب قرار دادند.
رؤیای فرمانده برای ایران مطیع و رام بر باد رفته است. انباشت تجربههای تاریخی به شهروند ایرانی یاد داده شهر زیر آوار مانده نتیجه فرماندهی است که شهروند پرسشگر و جامعه مدنی ناظر را هیچ میانگارد. “سلام فرمانده” برای انکار شهروند معترض، به بدترین سیاست ممکن روی آورده:” بسیح عدهای از مردم علیه مردم”. چه حکمرانی بدتر از این؟ فرمانده به جای کاهش تنش و نزدیک کردن منافع مردم، خود، مردم را دسته دسته و متفرق میکند و جنگ اقلیت تمامیتخواه را علیه اکثریت تغییرخواه راه انداخته. فرمانده در واقع چشم خود را بر اکثریتی در رنج بسته و دیکتاتوری اقلیتی حامی را راه انداخته.
تلگرام نویسنده