ما در فاجعه هم قادر به خلق کردن هستیم
اهمیت زهرا امیرابراهیمی در ایستادگی اش پس از بحران است. او از دل فاجعه برخاست و دوباره خویشتن خود را ساخت. شاید اگر افسرده می شد یا خودکشی میکرد کسی بر او خرده ای نمیگرفت؛ اما پاسخ او به هجوم ناجوانمردانه مصیبت، ساختن بود. او با کنش خود، ناامیدی را پس زد و امید را خلق کرد. زهرا میرابراهیمی وقتی طوفان آمد، با طوفان همراه نشد پایش را بر زمین گذاشت و محکم ایستاد.
اهمیت امیرابراهیمی نه در توانایی هنری اش که در آموزش جان سختی در عمق بحران است. جان سختی در دل بحران را باید جهان ایرانی یاد بگیرد و در برابر حجم وسیع طوفانهای سهمگین، امید به ساختن را از دست ندهد. زر میرابراهیمی از این رو نمونه قابل تامل برای اندیشیدن به دو گانه ای است که پیش روی ماست: تسلیم شدن در برابر فاجعه یا ایستادگی در برابر فاجعه. پرسش به این دوگانه هم در زندگی فردی و هم در زندگی جمعی ایرانیان مهم است.
صحبتهای او در همراهی با مردم ستمدیده ایران و عزاداران آبادانی بار دیگر اهمیت حضور ایرانی را در عرصه های مهم جهانی نشان داد. امیرابراهیمی با متانت صدای مردم کشورش شد. تحریم طلبان از داخل حاکمیت و خارج از حاکمیت این صداها را دوست ندارند. اما امیرابراهیمی نشان داد ما ملت بالنده ای هستیم که در دل فاجعه هم قادر به خلق کردن هستیم. نمایش جادوی سحرآمیز امید، ایستادن از دل ویرانه ها، تسلیم فاجعه نشدن درسهایی مهم تر از خود جایزه جشنواره کن بود.