ما نیازی به اتحاد ملی نداریم! ابوالفضل محققی

داستان اپوزیسیون، چیزی جز کشمکشهای درونی، جدائی وانشعاب؟

تلخک روزی از خانه بیرون آمد غربالی پیش در بود پای برغربال نهاد غربال برجست بر زانویش خورد عصبانی شد ضربتی محکم تر زد غربال بلند تر جهید بر پیشانیش فرود آمد. محکمتر زد و محکم تر خورد سرانجام خسته، زخمی ! توان از کف داده به گوشه ای نشست و فریاد بر آورد :”ای مردم به فریادم برسید که غربال مرا کشت! “
داستان اپوزیسیون خارج از کشور نیز چیزی فراتر از این نیست. اگر بدقت! بدون تعصب گروهی و فردی به عمل کرد چهل و اندی ساله جریان های سیاسی خارج از کشور که عنوان پر طمطراق اپوزیسیون را یدک می کشند نگاه کنیم .چیزی جز کشمکش های درونی، یار ویار کشی ،جدائی و انشعاب نمی بینیم. جریان هائی که هرگز از خود نمی پرسند چرا این گونه شد؟
چرا بعد این همه سال هرروز تحلیل رفتیم ؟ نهایت به دو جفت ویک تک تشکیلاتی رسیدیم که بزرگترین کارشان دادن اعلامیه است و برگزاری کنگره پشت کنگره. کشمکش های نظری آمیخته باخود محور بینی “من ها” و”نیم من” ها! که خود را مرکز حقیقت می دانند و نتیجه دوباره شقه شدن زود رس در فاصله بین دو کنگره را عملی اساسی در راستای مبارزه با انحرافات موجود در جنبش انقلابی. جدل های نظری که هرگز ساده ، روشن و قابل فهم نشدند!
در اوج روزهای بحرانی و دامن گستر شدن تظاهرات و راهپیمایی ها این اپوزیسیون هرگز قادر نگردید از حوزه بحث تئوریک و انتزاعی خارج شده وبا واقعیت های پیرامونی خود چه در خارج و چه در داخل ایران ارتباط بر قرار نماید و نقشی تاثیر گذار،عملی و سازنده داشته باشد !
اپوزیسیون گرفتار در خودی که هرگز تلاش نگرد و شاید توان این را نداشت که بطور جدی، عمیق و صمیمانه گذشته خود را نقد کند واز دل آن خط مشی روشنی بیرون کشد که او را سیمایی صادقانه دهد!اعتبار بیاورد و توانائی اتحاد عمل با دیگر جریان های سیاسی در مبارزه با جمهوری اسلامی ببخشد!
حاصل چنین عمل کردی آن شد که امروز نه در خارج کشور بین متجاوز از پنج میلیون ایرانی مهاجر تحصیلکرده حرفش خریدار داشته باشد و نه در بین مردمی که داخل کشور در مبارزه ای جانانه با حکومت اسلامی در جنگ و گریزند.
از خود می پرسم! آیا شده که بدون محکوم کردن دیگری ، دلیل محدود شدن بدنه خود و عدم تاثیر گذاری سیاست ها و رهنمود های خود در جامعه ایران بررسی نماییم؟ خود را در آئینه افکار عمومی ببینیم و بر اساس آنچه که واقعی است نسبت به توانائی و درستی با نادرستی عمل کرد خود قضاوت کنیم؟
از سیاست شکوفائی خط امام که صدای هر مخالف را صدای ضد انقلاب طرفدار امپریالیسم امریکا می‌خواندیم و لیبرال بودن را دشنام کرده بر پیشانی آن ها می‌کوبیدیم. تا اتهام زنی بی پایه ، پرونده سازی برای هر مخالفی که مانند ما فکر نمی کرد!چه درون تشکیلات و چه بیرون آن. از زنده یاد بختیار تا دکتر عبدالرحمان قاسملو. تا هلیل رودی روش بسیار نادرستی که تا امروز ادامه یافته است.
نمونه روشن چنین بر خوردی جوابیه و موضع گیری شش جریان سیاسی است در ارتباط با در خواست آقای رضا پهلوی برای سازمان دادن یک مبارزه مشترک در حمایت از اعتراضات مردمی. خواندم و دوباره خواندم تنها چیزی که در این بیانیه شتاب زده که به فاصله دو روز بعد از هشدار خامنه ای در ارتباط با باز گشت سلطنت مطرح گردیده،گم است! عدم توجه به خواست اتحاد عمل و عاجل بودن مبارزه مشترک است بر علیه جمهوری اسلامی.
کوچکترین واکنش مثبتی نه تنها به این فراخوان نشان داده نشده بلکه آشکارا با همان حربه قدیمی اتهام زنی! ایشان را به دایره های قدرت های خارجی، متصل کرده وامر اصلی را که مبارزه مشترک باشد در سایه قرار داده اند.
پوشش دادن همزمان تلویزیونها از ایشان را بر نامه رهبر سازی ارزیابی کرده اند. بدون آن که از اشتیاق تک تک رهبران خود برای حضور در این رسانه ها سخن بگویند و از ظاهر شدنشان در این رسانه سخنی بمیان کشند .تنها زمانی این رسانه ها مرکز توطئه می شوند که با آقای رضا پهلوی همکاری کنند.
“پوشش زنده و همزمان چند کانال تلویزیونی و تلاش او برای قرار گرفتن در قامت رهبر، نشان دهنده این است که محافل قدرتمندی در خارج از کشور با بهره گیری از امکانات رسانه‌ای، می‌خواهند در شرایط بحرانی کشور آلترناتیو دلخواه خود را بسازند و آقای رضا پهلوی را به عنوان رهبر آن معرفی کنند.” پاراگرافی از اعلامیه شش جریان سیاسی در پاسخ به فراخوان همکاری آقای رضا پهلوی در تمامی ادواری که ایشان دست دوستی بطرف تمام نیرو های سیاسی دراز کرد . دست های رهبران جریان های سیاسی پیچیده شده در کرباس ایدئولوژیک مومیائی شده در زمان ماضی لبریز از توهم، نفرت، خود بزرگ بینی قادر به فشردن دست او نشد و هرگونه دست دوستی را پس زد.
او در طرح پیمان نوین اعلام کرد”من دست همکاری به تمام نیروهای سیاسی آزادی‌خواه دراز کردم حتا باکسانی که با من مخالفند زیرا می‌خواهیم بر اساس اتحاد ملّی به آینده مشترک برسیم”.. نظام جامعه را اتمیزه کرده و به جان هم انداخته اند. اما ما نمی‌خواهیم به جان هم بیفتیم فراموش نکنید مخالف بودن به مفهوم دشمن بودن نیست و می‌شود مخالف نظر بود اما دشمن من نباشید. دشمن کسی است که می‌خواهد این حق مشترک را از من و شما بگیرد.”
اما چه سود که ما انقلابیون با سابقه درخشان قدیمی هستیم که نیازی به اتحاد ملی نداریم!

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»