نئولیبرالیسم با ” نون اضافه “، صلاح الدین خدیو

خصولتی سازی، اصلی‌ترین ترجمان نئولیبرالیسم کج و کوله

دولت تصمیمات قاطعانه گرفته و پیش بینی ما این است که آرام آرام بازار شکل واقعی خود را خواهد گرفت و در رقابت عرضه و تقاضا، بخشی از مشکلات کمتر می شود

سطور بالا که بخشی از گفتگوی صولت مرتضوی معاون رئیس جمهور با ایسناست، آشکارا طنینی نئولیبرالیستی دارد. مقررات زدایی از بازار و اختیار امور را به معادله عرضه و تقاضا سپردن، آشناترین گزاره اقتصاد سیاسی نئولیبرالیسم است. صد البته تالی منطقی آن دولت حداقلی، مالکیت خصوصی قدرتمند و بازارهای آزاد و تجارت آزاد است و پرواضح است که نئولیبرالیسم با خصوصیات ایرانی فاقد این لوازم است.

️مساله صرفا سازگاری میان عناصر لیبرالی و کنترل متمرکز دولت اقتدارگرا نیست، کما اینکه دولت های مستبد چین و شیلی و تایوان وکره، هریک دربرهه هایی از زمان نمونه هایی کامیاب از این سازگاری محسوب می شدند. مساله، ازقضا ناسازگاری عملی ونظری میان کنترل مقتدرانه دولتی و عناصر لیبرالی درتجربه ایرانی این نظریه اقتصادی است.

️اولا نئولیبرالیسم نظریه ای مساوات طلبانه نیست و به شیوه ای بنیادی باگفتمان عدالت نواصولگرایان و استعاره رهایی بخش ” سید محرومان ” درتضاد است. نمی توان از عدالت سخن گفت و آزادی را به پای آن ذبح کرد، ولی در عمل، بازار را رها و به تعبیری آن را به جان مردم و دهک های متوسط و پایین جامعه انداخت.

️در افراطی ترین نمونه های نئولیبرالیسم هم دولت به کلی کنار نمی رود، بلکه یک تقسیم کار معین میان آن و بازار شکل می گیرد. باحرکت خودکار ماشین بازار، نقش دولت در ایجاد یک چارچوب نهادی محاط کننده مشخص می شود: یکی از مهمترین وظایف دولت دراین راستا حفظ کیفیت وانسجام پول بعنوان اصلی ترین ابزار مبادله است. کارنامه وسیاست پولی دولت در این یک سال حاجت به گفتن ندارد.

بماند که دولت موظف است باترسیم چارچوب نهادی پیشگفته، به جنگ انحصارات و منوپولی های مولد فساد برود وعرصه را به روی خلاقیت ها و مهارت های فردی وآزادی های کارآفرینانه بگشاید.
نیاز به گفتن ندارد که دولت نخواسته و نتوانسته بازار را از انحصارات رها و اقتصاد ایران را آزاد کند و آنچه که معاون رئیس جمهور گفته بیشتر به یک شوخی شبیه است. دولت بازار را در معنای نظری “آزاد” نکرده، بلکه به تعبیری عامیانه آن را ” ول ” وافسار قیمتها از دستش خارج شده است.

️” خصوصی سازی باخصوصیات ایرانی ” یا همان خصولتی سازی، اصلی ترین ترجمان نئولیبرالیسم کج و کوله شده ای است که به قامت دولت اقتدارگرا واقتصاد رانتی و غیر مولد ما دوخته شده است. عمده ترین کارکرد آن تا کنون، کنار نهادن تدریجی و فزاینده ” شبه دولت رفاهی ” است که در دهه نخست انقلاب بنیان اقتصاد سیاسی را شکل داد، بدون آن که جایگزینی مناسب و توسعه گرایانه برای آن دست و پا کند.

️حتی طرح های مداخله جویانه دولتی چون مسکن مهر و تحول در نظام سلامت هم به دلایل گوناگون نتوانستند، ورق اقتصاد را که به سود ” محرمان” و به زیان محرومان شده بود، برگردانند
اصول گرایانی که مخالف سیاست های تعدیل ساختاری دولت پس از جنگ بودند و دولت روحانی را متهم به نئولیبرالی بودن می کردند، چه در دوره احمدی نژاد و چه دولت فعلی، ذره ای از دستور کارهای موجود اعراض ننمودند.
تنها تفاوت شاید اضافه شدن عنصر پوپولیسم به ساختار اقتصادی موجود در دولت های پس از اصلاحات بود که آهنگ فساد و تخریب شالوده های اقتصادی را بیشتر کرد.

️این عنصر ظاهرا اکنون هم وجود دارد، منتها نسخه بدون پول آن. به همین خاطر می توان گفت پوپولیسم بدون پول پاشی همان نئولیبرالیسم با نون اضافه است! نسخه ای که همه معایب و ناخرسندی های این مکتب اقتصاد سیاسی را دارد، ولی دریغ از یک کارکرد مثبت و ایجابی آن!