نکته اول : شورای مدیریت گذار، با اعلام عجولانه همکاری با گرایش سیاسی آقای رضا پهلوی در واقع و عملا راه ائتلاف با عظیم ترین لایه های جنبش دموکراسی خواهانه ،عدالت طلبانه ، مطالبه گر و اتنیکی خداحافظی کرد. و برخلاف آنکه ادعا می کنند ، به شکاف درون اپوزیسیون دامن زد. شورای گذار گرایشی را تقویت می کند که دارای کمترین پایگاه در بین جنبش های مطالبه گرمانند جنبش کارگران ، جنبش معلمان و جنبش های اتنیکی است. گرایشی که بخش عظیمی از اپوزیسیون مانند: گرایش عدالتخواهانه (چپ) ، اکثریت گرایش جمهوری خواهی، سازمان مجاهدین خلق که علیرغم انتقادات بسیار جدی که بر آن وارد است اما بیشترین قربانیان را در مبارزه با رژیم جمهوری اسلامی داده است آن را نمی پذیرند .
کسانی که حقیقتا دنبال اتحاد کلیه اپوزیسیون سرنگونی طلب و گذار محور هستند ضرورتا بایستی به شکل گیری اتحاد های فراگرایشی کمک کنند تا تقویت راست ترین گرایش درون اپوزیسیون که من ویژگی های آن را در زیر ذکر می کنم :
١– گرایشی است که با تاکید آقای رضا پهلوی می خواهد، درمرحله پس از گذار برای حفظ امنیت اجتماعی به همین نیروهای سپاه وبسیج ، یعنی همان نیروهایی که بیش از ۴۰ سال است امنیت را از مردم ایران سلب کرده و بزرگترین جنایت ها را درحق مردم ایران مرتکب شده اند، تکیه کند . آقای رضا پهلوی یا آن آگاهی سیاسی را در رابطه با بازتولید رژیمهای استبدادی ندارد و یا عامدانه این کاررا می کند . آقای رضا پهلوی که این حرف را می زند بدون تردید از فرهنگی که یک بسیجی و یا سپاهی دارد و پروسه طولانی شستشوی ذهنی کسانی که بدون توجه به کمترین حقوق انسانی یک شهروند آنان را در سطح خیابان ها لت و پار می کنند و وگلوله های ساچمه ای بر چشمان مردم بیگناه و مطالبه گرمی پاشند ندارد. آقای رضا پهلوی با این چنین موضع اش در مقیاسی پایین تردر همان مسیری حرکت می کند که خمینی کرد. و موجب گردید که شکنجه گران ساواک رژیم سلطنتی به خدمت رژیم جمهوری اسلامی درآمدند.
٢– گرایشی است که با تاکید آقای رضا پهلوی و برای ایجاد سمپاتی در نیروهای سرکوب رژیم جمهوری اسلامی معتقد است ” اگر سپاهی و بسیجی به خواهر شما تجاوز کرده باشد و کسی از شما را کشته باشد ، ببخشید تا دور باطل کینه جویی تکرار نشود. در صورتی که زمانی دور باطل تکرار نمی شود که محاکمه عادلانه ای در حق جنایتکاران صورت بگیرد. زیرا اگر کسی که کارش سرکوب و تجاوز و غارت هست بداند، نهایتا بخشیده می شود ، همان کاررا ادامه می دهد و تنها نتیجه این چنین بخششی پایمال شدن حقوق قربانیان است و قربانی شدن عدالت است. البته آقای رضا پهلوی دارد ازکیسه قربانیان بیشمارسرکوب و شکنجه و تجاوز و اعدام رژیم جمهوری اسلامی می بخشد و معلوم نیست که اگر دختر و خواهر و خانم خودش مورد تجاوز و شکنجه روحی و جسمی ، نیروهای سرکوب رژیم جمهوری اسلامی قرار می گرفت ، چگونه موضعی اتخاذ می کرد .
٣– گرایشی است که هنوز هیچ موضع رسمی در رابطه با اختلاس وغارت صد ها میلیارد دلار از سرمایه های مردم ایران توسط مافیاهای اقتصادی درون رژیم جمهوری اسلامی اتخاذ نکرده که دلیل آن هم این است که خودشان و کلا خانواده سلطنتی البته در مقیاسی بسیار پایین ترهمان کار را کردند که امروز فرزندان سران رژیم و سرداران می کنند.
٤– گرایشی است که پایگاه اجتماعی اش بر یک ناسیونالیزم افراطی ایرانی بر محوریت خانواده پهلوی و نه ” فرهنگ و ارزش های ملی و فرهنگی و ادبی و آداب و رسوم ایرانی” شکل گرفته. کسانی که دور تئوری ” پردیس نوپهلوی گرایی” جمع شده اند و درآرزوی برگشت به بهشت دوران شاهنشاهی هستند ومهم ترین ویژگی شان لجن پراکنی به همه روشنفکران ، نویسندگان ، مبارزین راه آزادی و عدالت اجتماعی از صدر مشروطه تا به امروز است . کسانی که به لحاظ فرهنگی شبیه لباس شخصی ها و نیروهای بسیج رژیم جمهوری اسلامی هستند، منتهی آنان بر محوریت ولایت مطلقه فقیه و فرهنگ منحط و فاشیستی تشیع صفوی شکل گرفته اند و اینان بر محوریت ناسیونالیزم افراطی بر محوریت خانواده پهلوی . و هر دو دشمن سرسخت منتقدین و آزادیخواهان
٥– گرایشی است که به دلیل فقدان پایگاه در بین جنبش های مطالبه گرمانند جنبش کارگری ، جنبش معلمین ، جنبش های اتنیکی ، جنبش روشنگری و روشنفکری مجبور است که به توده بی شکل که آقای رضا پهلوی آنان را ” نیروهای مردمی ” می نامد و به راحتی می توانند قربانی شعارهای پوپولیستی شوند ، تکیه می کند.
٦– گرایشی است که در تاریخ مدرن ایران نه تنها هیچ هزینه ای درراه دموکراسی و آزادی در ایران نکرده ، بلکه درمقابل آن بوده است . در خلال ۴۳ سال حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی، نیروهای سیاسی ، فعالان سیاسی ، فعالین مدنی و روشنفکران و روشنگران اجتماعی در ایران ، متحمل یکی از خونین ترین مبارزات تاریخ ایران شده و طی آن ده ها هزار نفر توسط رژیم جمهوری اسلامی اعدام شده و یا در زندان ها جان باخته اند. که در بین آنها هیچ نشانی از “گروه های سلطنت طلب” نیست.٤٠ سال تمام است که از طریق نهاد ها و سازمان ها، نقض حقوق بشرمداوما به سازمان عفوبین الملل گزارش داده شده و رژیم جمهوری اسلامی بیش از سه دهه است که به دلیل نقض فاحش حقوق بشر محکوم می شود، در کدام یک از این گزارشات یک سلطنت طلب نقش داشته. در بین مادران خاوران ، که رژیم را رسوا کردند ، آیا سلطنت طلبی سراغ داریم ، درقتل های زنجیره ای آیا سلطنت طلبی هست ، آیا در میان هزاران نفر که درشهریور ٦٧ در زندان ها قتل عام شدند ، آیا یک فرد سلطنت طلب وجود دارد، در قتل های زنجیره ای چطور؟
٧– آقای رضا پهلوی بدون اینکه کوچکترین نقدی بر دوران ٥٠ ساله پهلوی وارد کند به دروغ ادعا می کند که پدرش می خواست به مردم آموزش دموکراسی بدهد ، و این درحالیست که در زمان پدرش بیش از ۹۰ نشریه و روزنامه توقیف شده بودند، تمام روشنفکران منتقد به زندان افکنده شده بودند ،هرگونه فعالیت سیاسی متفاوت با نگاه دربار ممنوع شده بود، احزاب همه ممنوع شده بودند و جامعه تک حزبی شده بود .البته منصانه بر خلاف کارنامه تماما منفی و ویرانگرانه آخوند ها هم رضا شاه و هم محمد رضا شاه اقدامات مثبتی هم درراه سازندگی جامعه ایران انجام دادند. با این وصف بزرگترین خطای رضا شاه و محمد رضا شاه در این بود که چشمان بینای جامعه روشنفکری را کورکردند و جامعه ای که روشنفکرانش سرکوب شوند ، قدرت تشخیص اش را از دست می دهد . اینکه در سال ٥٧ میلیون ها نفراز مردم ایران در حمایت بی چون و چرا از خمینی دست از پا نمی شناختند، را باید درساز و کارهای آگاهی رسانی درجامعه ، در مراکز فرهنگی و مدارس و دانشگاه ها ، تعدد احزاب و تنوع برنامه های سیاسی ، اقتصادی دید . در جامعه ای که احزاب ، روشنفکران ، دانشگاهیان و دانشجویان سرکوب شوند اما حوزه های علمیه جهالت پراکنی و خرافه سازی ، حسینیه های از خود بیگانه ساز و قمه زنی و سینه زنی و زنجیر زنی پر رونق ترین دوران خودرا بگذراند ، وکسانی مانند آقای ناصر مکارم شیرازی، احمد جنتی ، علم الهدی از دست ملوکانه لوح تقدیر بگیرند باید انتظار داشت که عکس آخوند منزوی ، سنگدل و بی رحم و مرتجعی همچون خمینی را در ماه ببینند،
نکته دوم : اعلام همکاری و نه ائتلاف از طرف شورای مدیریت گذار با آقای رضا پهلوی است. زیرا ائتلاف بر مبنای وجوه مشترک دو و یا چند جریان طی دیالوگ و بحث و گفتگو صورت می گیرد و امری دو جانبه و یا چند جانبه است، اما در اینجا اعلام همکاری تنها یک جانبه و از طرف شورای گذار به رضا پهلوی صورت گرفته . درحالیکه حواریون آقای رضا پهلوی دریده ترین فحاشی ها را نثار برخی از شخصیت های شورا می کنند و با خواندن ” شورای گراز ” آن را به تمسخر می گیرند. معلوم نیست که دبیران و مدیران شورای گذار که خودرا عمدتا ، دموکرات ، سوسیال دموکرات ، جمهوری خواه می دانند ، با جریانی که مصدق ” این رهبر ملی ” مردم ایران و پیشوای بزرگ نهضت ضد استعماری مردم ایران، کسی که ناصر و آلنده و سوکارنو از او الهام گرفتند، کسی که بی رحمانه قربانی کودتای ” دربار، امریکایی و انگلیسی ” گردید و تا اخر عمردر حسرت رهایی و آزادی مردم ایران درتبعید و تنهایی زیست. را خائن معرفی می کنند، می توانند اعلام همکاری نمایند
نکته سوم: که به خود شورای گذار و مناسبات درونی اش برمی گردد. این است که در شورای گذار کسانی هستند که در عین حال که جزو موثرترین سیاست گذاران و دبیران شورا هستند ، درهمان حال مشاوران آقای رضا پهلوی نیز هستند. کسانی که سیاست
گذاری را متعلق به مردان سیاست می دانند و تغییرات سیاسی را در ائتلاف ها بالایی ها و از طریق دیپلوماسی با دولت ها تعقیب می کنند که نقش مردم تایید سیاست های این سیاست گذاران است و به نظر می رسد که اینان نقش اصلی را در اعلام همکاری یک جانبه شورای گذار با رضا پهلوی داشته اند. و همین ها هم شورای گذار را تنها مجموعه ای توجیه گر موضع گیری های آقای رضا پهلوی می خواهند و نه بیشتر.
توضیح سایت شورای مدیریت گذار:
مسئول سایت شورای مدیریت گذار قبل از انتشار یادداشت آقای مجید ناصری، در تماسی با ایشان، درخواست کرد که اطلاعات نادرستی که در یادداشت آمده اند را تصحیح کند. متاسفانه ایشان درخواست ما را بی پاسخ گذاشت. چون سایت متعهد به انتشار مطالب دوستان و همراهان شورا که حتی در کارگروه های شورا فعال هستند می باشد، تصمیم گرفته شد ضمن انتشار یادداشت، توضیحاتی نیز درباره چند مورد نادرست مندرج در یادداشت آقای ناصری داده شود.
۱- اعلام همکاری شورای مدیریت گذار با آقای رضا پهلوی به هیچ وجه عجولانه نبوده است. شورا پس از بیش از یک هفته و بعد از شور و مشورت در هیئت دبیران و مجمع عمومی شورا (متشکل از مدیران و همراهان شورا) به این جمع بندی و توافق رسید که باید با سخنان آقای رضا پهلوی، ضمن حفظ استقلال و از موضع برابر، برخورد سازنده و مثبت کرد. پس از آن دبیرکل شورای مدیریت گذار، در چهارچوب مسئولیت های قانونی خود (مطابق اساسنامه شورا)، دو پیام توییتری برای اعلام همکاری با آقای رضا پهلوی منتشر کرد. لازم به یادآوری است که شورای مدیریت گذار همین موضع را نیز پس از انتشار پیمان نوین آقای پهلوی گرفته بود.
۲- بر خلاف نظر آقای ناصری، گرایشات اتنیکی و همراهان شورا در بخش های جامعه مدنی و جنبش های اجتماعی ساختارمند از پیام های توییتری آقای شریعتمداری مبنی بر اعلام همکاری با آقای پهلوی حمایت کردند و شورا همچنان ائتلاف گسترده خود را حفظ کرده است. بنابراین صدور حکم کلی نویسنده که شورا از پروسه ائتلاف با نیروهای اجتماعی و سیاسی خداحافظی کرده است، فقط از زاویه دید خود ایشان است و با واقعیت های متکثر و چندگونه جامعه ایران مطابقت ندارد.
۳- نویسنده در بخش آخر یادداشت خود ادعا می کند که برخی از اعضای شورا به آقای پهلوی مشاوره می دهند و یا مشاور ایشان هستند. این نیز حقیقت ندارد. اصولا واژه مشاور در دنیای سیاست معنا و مفهوم خود را دارد. موقعیت مشاور در قاموس سیاست به این معنی است که مشاور در خدمت یک سازمان و یا یک فرد است. در حالیکه برخی از اعضای شورا، ضمن صحبت از موضع مستقل با آقای رضا پهلوی، هرگز در جایگاه مشاور آقای پهلوی قرار ظاهر نشده اند و ایشان نیز چنین توقعی از اعضای شورا نداشته است. شورای مدیریت گذار در راستای سیاست های همیشگی خود، با بسیاری از افراد و جریانات اپوزیسیون ملاقات و گفتگو داشته و دارد. در این رابطه نه شورا و نه سازمانها و افراد، از جمله آقای رضا پهلوی، چنین تصوری از شورا و اعضای آن داشته اند.