محمد مقیمی، رئیسِ دانشگاه تهران در دفاع از وضعیت دانشگاه در ایران گفته است: “نباید تسلیم فضای مجازی باشیم که با یک سری دادههای غیرواقعی و گاهی اوقات تحلیلها و تفسیرهای نادرست که درست و غلط در آنها با هم مخلوط شدهاند، صحنهای مغایر با حقیقت را شکل میدهد.”
پیشتر، ۲۳ خردادماه بود که وزیر علوم در نشست شورای سیاستگذاری راهیان نور دانشگاههای کشور گفته بود: “در زمان بازگشایی دانشگاهها وضعیت عفاف و حجاب در دانشگاه تهران وضعیت مناسبی نبود، اما ظرف سه ماه با تلاشهایی که صورت گرفت وضعیت عفاف و حجاب در این دانشگاه تغییر کرده و این مسئلهای است که نظام باید آن را بداند، چون این دانشگاهها هستند که فرهنگ ایرانی اسلامی را ترویج میکنند به هر روی اگر میخواهیم حجاب و عفاف را در جامعه ترویج کنیم جای آن در دانشگاه است.”
این دست اظهارات نشان میدهد ما و مسئولان کشور در دو ایران زندگی میکنیم. در یک ایران، هزاران دانشجو در فضای مجازی و حقیقی از بحران در مدیریت علمی و روانی دانشگاه میگویند و رنجِ نداشتن حداقلهای زندگی را فریاد میزنند. نسبت به توهین به کرامت دانشجویان و تحقیر دختران دانشجو و گشتهای ارشاد دانشگاه معترضاند و هر کدامشان که امکان فرار از کشور پیدا کنند میروند و بقیه در حسرت رفتناند.
اما در ایرانِ مسئولان، اعتراضات فضای مجازی «دادههای غیرواقعی و تحلیلها و تفسیرهای نادرست» است و رهبرشان از قوه قضائیه میخواهد این صداها را خفه کند. وزیر علومشان تغییر «وضعیت عفاف و حجاب» را دستاورد دانشگاهیاش میخواند در جهانی که دستاورد دانشگاه را با شأن علمی و موفقیت دانشجویش میسنجد.
هر روز از گوشه و کنار اخبار دردناکی از جای جای ایران و دانشگاههایش به گوش می رسد که اگر ایرانی نبودیم، حتما خیال می کردیم که در حال خواندن داستانی تخیلی هستیم. بیچاره ایران؛ بیچاره دانشگاه.
تلگرام کلمه