پیامِ فرسودگی و پایان یافتگی سیستم جمهوری اسلامی
اینروزها حکومت با شدتِ بیشتری مردم را آزار میدهد. تصور حکومت این است که هر عقبنشینی موجبِ جسورترشدن مردم میشود. هر تغییر و دستکشیدن از رانت، تبعیض و سرکوب نشانهی ضعفِ حکومتِ تمامیتخواه است؛ ضعفی که به مردمِ سرکوبشده پیامِ فرسودگی و پایانیافتگی سیستم را میدهد.
حکومت هر عقبنشینی را شکستهشدن یک پنجره میبیند که نمایشِ ویرانیِ ساختار است. در دوران تمامیتخواهی همهچیز سیاسی است و همان قواعدِ کنترل و سرکوب در فرهنگ، اجتماع و اقتصاد هم برقرار میشود تا عقبنشینی در هر حوزهای برایش ناممکن شود. برای همین مردم باید کنترلِ فراگیر را ببینند.
بنابراین لجبازی برای تداوم دخالت در زندگی مردم و سرکوبِ خشنتر برای سیستمِ تمامیتخواه ضروری است. برای همین اینروزها مسئله فقط تحمیلِ خودکامگیِ ایدئولوژیک در حجاب، اینترنت، خانواده، آموزش و سبک زندگی نیست؛ مسئلهی اصلی تصورِ عمومی از شکستِ حکومت و ناتوانی از کنترل و سرکوب است.
سیاستورزی در دوران تمامیتخواهی نمیتواند تفننی و بیاحساس باشد. بیشتر مسائل در این دوران، فوری و اضطراری است و تاثیر مستقیم بر دردها و رنجهای روزانه و انباشتهی مردم دارد. برایهمین افرادی که اضطرار و فوریت توقف نادرستیها را درنظر نمیگیرند، با خشم و طرد همگانی روبرو میشوند.
سیاست در دوران تمامیتخواهی تعطیل شده. محدودیت کارکتر است. اینجا منظورم سیاست بهمعنای دقیق نیست؛ همین احزاب و گروههای خارج از کشور، فعالان، تحلیلگران و پژوهشگران سیاسیای است که متوجه ضرورت توقف روند ویرانگر کنونی نیستند و دنبال بهترین و کنترلشدهترین وضعیت برای تغییرند.
رشته توییت