“مسئله” کدام است؟! – مارال سعید

چرا اپوزسیون نظام حاکم بر ایران نمی‌تواند “مسئله-محور”شود؟

بگذارید نوشته ام را با یک سوآل آغاز کنم.

چرا اپوزسیون نظام حاکم بر ایران نمی تواند “مسئله محور” شود؟

از آنجا که طرح صحیح سوآل خود ۵٠% جواب است، اجازه می خواهم فهم خودم از واژه-ی “مسئله محور” را بیان کنم.

در تمامی زمینه های علمی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، هنری و غیره، مهمترین اصل در یک فرایند جمعی آنست که؛ جمع به دنبال حلِّ “مسئله”ایست. پس ابتدا بایست این جمع بر روی “مسئله” توافق حاصل نماید. آنگاه که “مسئله” مشخص شد، با هم توافق کنند که در یک همکاری جمعی نسبت به حل “مسئله” اقدامات لازم معمول دارند. بدین ترتیب می توان این جمع را یک جمع “مسئله محور” خواند. جمعی که برای حل “مسئله”ای بدور هم گردآمده اند.

یک نکته-ی ظریف که نباید مغفول واقع شود همانا به رسمیت شناختن یکدیگر در این جمع است. یعنی؛ بود و باش هم را بپذیرند، و چنانچه تاکنون در میان احزاب، سازمانها و انجمن های ایرانی مرسوم بوده و هست یکدیگر را از صافی نَزیه نگذرانند.

امیدوارم هیچیک از خواننده-گان با این تعریف مختصر مخالفتی نداشته باشند چون بسیار ساده، پیش پا افتاده و در حدِّ الفبای هر فعالیّت جمعی علمی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، هنری و غیره است. اما با اندک صداقت، همگی باید اعتراف کنیم؛ ما هنوز هیچ نیاموخته ایم! زیرا مشخصاً ١۵٠ سال است که به ساده-گی از کنار همین الفبا گذشته ایم، در حالیکه همگی نیک میدانیم؛ بدون آن هیچ “مسئله”ای حل نخواهد شد.

با کمی اغماض تمامی نیروهای اپوزسیون جمهوری اسلامی، منهای تعداد کمی از آنها که از درون خود سیستم به بیرون پرتاب شده اند، همگی ساکن اروپا، آمریکا، کانادا و استرالیا هستند. این سکونت تقریباً به بلندای عمر نظام جمهوری اسلامی-ست. بی کم و کاست قریب به اتفاق، همگی بر روی کاغذ، خود را آماده-ی اتّحاد و ائتلاف با دیگران اعلام کرده اند، اما هیچکدام نگفته و نمی گویند؛ “مسئله”ای که ما آماده-ی اتّحاد و ائتلاف حول آنیم، کدام است؟ و عملاً مردم ایران همانها که موکّلین این احزاب و سازمانها هستند، به تجربه هیچ دوتایی را ندیده اند و نیافته اند که حول مسئله ای اتّحاد یا ائتلاف عملی داشته باشند. از هر کدام هم که بپرسیم؛ موضوع را حوالت میدهند به ماهیّت آن دیگری.

بدون شک شما هم متوجه شده اید که من بیماری، ناتوانی یا اشکالی دارم!

اما به راستی من چه اشکالی دارم که از پس چهل و اندی سال زندگی در کشورهایی با سیستم های سیاسیِ دمکراتیک حتی الفبای سیاست را نیاموخته ام؟

واقعیّت آنست که؛ ما همگی پروده-ی یک جامعه-ی عقب مانده-ی رُشدنایافته در تمام ابعاد هستیم. و بنیان این رشدنایافته-گی بر فرهنگی استوار است که عمیقاً آغشته به آموزه های دینی است. آموزه هایی که اگر در دوره هایی راه گشا بوده اند، اما اکنون سد بزرگی گشته اند در راه رشد جامعه-ی ایران. چرا که این آموزه های به ظاهر مُنزّه طلبانه، ما را دچار امتناع در اندیشیدن ساخته اند.

امروزه روز این آموزه های دینی، ما را هم از بُرون میزنند و هم از درون! جمهوری اسلامی ما را از خود میراند، ما دیگران را از خود میرانیم و بر همین سیاق دیگران ما را از خود! و بدین ترتیب یک دایره-ی شیطانی مضحک شکل گرفته است، که می تواند تا ابد بچرخد و هیچ اتفاقی نیفتد جز یک فرو نشستِ تاریخی و فلاکت ایران و ایرانی!  

این آموزه ها حتی قابلیّت های لازم برای فراگیری را نیز از ما گرفته و می گیرند. چرا که اگر قابلیّت های لازم را می داشتیم، چهل و اندی سال زندگی در بیرون از ایران زمانی بس مناسب برای فراگیری بود. ولی آیا شما نشانه ای از آن می بینید؟!

تمامی احزاب و سازمانها و انجمن هایی که خود را اپوزسیون نظام حاکم کنونی بر ایران می خوانند به شمول فرد فرد ما که از ادامه-ی حیاتِ نظام مَنحوس جمهوری اسلامی در عذابیم، وظیفه داریم در اسرع وقت به دو سوآل ساده، پاسخ صریح بدهیم: ۱- آیا من (حزب، سازمان، انجمن من) نظام جمهوری اسلامی را بعنوان یک مُعضل و مسئله-ی سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، زیست محیطی و سرزمینیِ ایران می شناسم؟ ۲- اگر این “مسئله” را می پذیرم برای حل آن حاضرم با چه کسانی و در چه زمینه هایی همکاری داشته باشم؟

پاسخ به این دو سوآل، ما را آماده می کند برای اولین قدمها در راهِ حلِّ “مسئله”. بدون شک تمامی احزاب، سازمانها و انجمن های ایرانی راه حلهای یکسانی برای حل این “مسئله” ندارند. اما این تفاوتها نافی همکاریهای کوتاه، متوسط و بلندمدت در راه حل این “مسئله” نخواهد بود.

اگر می پذیریم حلِّ “مسئله” تنها در یَدِ قدرت همکاریهای جمعی-ست، جا دارد به سوی هم رفته، دست یکدیگر را برای همکاری بفشاریم. و برای همکاریها چارچوبهایی با همفکری هم ایجاد کنیم تا بتوانیم در راهِ “ایرانی بهتر” گام برداریم. در غیر اینصورت همانطور که در این چهل و اندی سال بوده، بجای آنکه نظام جمهوری اسلامی “مسئله” باشد ما خودمان “مسئله” خواهیم بود.

در این راه یادمان باشد؛

“هرگز نمی توان مسائل را با همان ذهنیتی که آنها را ایجاد کرده حل کرد*”

پس نهراسیم و خلّاق باشیم.

*آلبرت اینشتین

برگرفته از اخبار روز

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»