پنجشنبه نهم تیرماه، علی صالحی دادستان تهران، در جریان بازدید از بندهای مختلف زندان رجایی شهر، با زندایان سنی مذهب که غالبا در سالن ۱۱ بند ۴ و سالن ۲۱ بند ۷ این زندان ساکن هستند نیز دیدار کرد. این زندانیان که تعداد آنان به ۴۹ نفر میرسد، مشکلات خود را به او شرح دادند که شامل آب ناسالم زندان که منجر به بروز بیماریهای کلیوی میان آنان شده، رطوبت بسیار بالای سالن ۲۱ که عموم زندانیان ساکن در این بند را درگیر بیماریهای تنفسی کرده، تاخیر در روند اعزامهای درمانی، کمبود وسایل گرمایشی در فصول سرد، قطعی آب در فصول گرم و ضرب و شتم آنان در طول دوران بازجویی و حبس میشود. آنان همچنین به این دلیل که عمدتا از شهرهای مختلف کشور به زندان رجایی شهر تبعید شدند، به دلیل دوری راه و هزینههای رفت و آمد، امکان ملاقات با خانوادههایشان را نیز در اکثر ایام سال از دست میدهند. اما به گفتهی یکی از منابع نزدیک به خانوادهی یکی از زندایان، علی صالحی در پاسخ به طرح این مشکلات ضمن استفاده از الفاظ توهینآمیز به جامعهی سنی اظهار داشته آنان حتی «حق زندگی در ایران را ندارند».
در پی این اتفاق، شماری از زندانیان سنی زندان رجایی شهر در اعتراض به «توهین» دادستان تهران دست به اعتصاب غذا زدند. بنا به اخبار منتشر شده یاسین عباس جوبی، نورعزیز دارابی، صادق ایوبی و فریدون ذاکری نسب از روز پنجشنبه ۹ تیر دست به اعتصاب غذا زدند. هرانا از قول یک منبع مطلع گزارش داده است اعتصاب غذای فریدون ذاکری نسب در پی بیاحترامی دادستان تهران به زندانیان سنی مذهب این زندا و در اعتراض به روند رسیدگی به پروندهی وی صورت گرفته است و ذاکری نسب اعلام اعتصاب خود را نیز به قاضی نصیریپور تحویل داده است. فریدون ذاکری نسب پیشتر نیز در اردیبهشت ماه در اعتراض به روند رسیدگی به پروندهی خود دست به اعتصاب غذا زده و پس از چندی با وعدهی رسیدگی به اعتصاب خود پایان داده بود. او در سال ۹۶ به اتهام «فساد فیالارض» به اعدام محکوم شد، اما با وجود این که این حکم در دیوان عالی کشور نقض شد، هنوز پروندهی وی به اتهام معاونت در محاربه در حال رسیدگی است.
همچنین گفته میشود که جدا از این چهار نفر که دور روز پیش وارد اعتصاب غذا شدند، روز گذشته (جمعه) تمامی زندانیان سنی ساکن در سالن ۱۱ بند ۴ از گرفتن وعدهی شام امتناع کرده و اعلام اعتصاب غذای جمعی کردهاند.
آنچه که هماکنون به واسطهی اعتصاب غذای جمعی زندانیان در رسانهها نشر مییابد، تنها گوشهای از ستم مضاعف سیستماتیکی است که توسط جمهوری اسلامی علیه «دیگری»هایش (از دیگری مذهبی مانند اهل سنت و بهایی و غیره گرفته تا دیگری اتنیکی مانند بلوچ، عرب، کورد و…) صورت میپذیرد. بیشترین اعدامها و شکنجه و سالهای زندان برای آنان رقم میخورد، اما از قضا کمترین حجم اخبار در رسانههای فارسیزبان به آنان اختصاص مییابد. آنانی که مجبورند برای به رسمیت شناخته شدن هویت جمعیشان هم جانشان را کف دست بگیرند تا شاید صدایشان شنیده شود.
کانال سرخط