در ضرورت ایجاد صلاحیت جمعی سیاسیِ دموکراسی خواه
تفاوتی آشکار بین تحلیلگر سیاسی با سیاستمدار کنشگر وجود دارد. حوزه مستقل پالسی ایران اکنون خالی تر از مردان وزنان سیاسی و انباشته از تحلیلگران سیاسی یا اکتیویست های مقطعی است.
تحلیلگر خبر ساز نیست و به دنبال رویداد ها حرکت می کند و این به خودی خود ایرادی ندارد ،اما اگر تحلیل جایگزین Acte سیاسی شود ، حتما واجد نقد بیرحمانه است و اکنون که جنبش اجتماعی ایران در نقطه عطف خود قرار دارد، جای خالی رهبران یا تشکیلات سیاسی واجد نمایندگی به خوبی احساس می شود.
صلاحیت سیاسی به معنای دقیق آن وقتی روی می دهد که توان بسیج سیاسی پیامد آن باشد. بدون توان رخنه به جنبش سیاسی، جنبش مدنی، حقوقی و جنبش صنفی، بسیج سیاسی امکان پذیر نیست.
رخنه به جنبش های سه گانه الزاما از مسیر اقناع خردورزانه روی نمی دهد و تحت کلیت مسیر ۳ گانه اقناع علمی و توسعه گرا، اقناع گفتمانی و آرمان محور و توده محوری امکانپذیر است.
هر چند ترکیبی از این موارد نیز امکانپذیر است اما نتیجه آن اگر به بسیج سیاسی منجر شود، کسب صلاحیت سیاسی روی می دهد. صلاحیت سیاسی در عرصه پالسی الزاما به معنی به همراه داشتن نخبگی علمی یا اخلاقی نیست، کما اینکه بسیاری از نخبگان علمی و اکادمیسین های سیاسی و… نه در پی بسیج سیاسی هستند و نه توان بسیج سیاسی دارند.
پیامد بسیج سیاسی، ایجاد متغیرهای موثر در حوزه پالسی ملی یا سرزمینی است. آرمان جمهوریت و دموکراسی خواهی بیش از یک قرن است که بر روی زمین مانده است و هربار پوپولیسم سیاسی سرنخ بسیج سیاسی را به دست می گیرد و فاجعه ای می آفریند.
با این حال پوپولیسم سیاسی در جامعه به شدت طبقاتی شده با تحلیلگری سیاسی یا آگاه سازی کم دامنه و… از بین نمیرود و به رخنه در جنبش اجتماعی کمک چندانی نمی کند.
احراز صلاحیت سیاسی ملی بسیج گر، قبل از هرچیز به تن دادن به لوازم سیاست ورزی، مسئولیت پذیری ملی در قبال بحران های بنیادی حکمرانی ضد توسعه و بالاخره اراده حرکت به سمت نمایندگی سیاسی و تعریف شعارهای واقعی و بسیج گر دارد.
گسست بین گفتمان های دموکراسی خواهی از نیروی نمایندگی در عمل واگذاری حوزه پالسی به پوپولیسم محض است. این وضعیت صرفنظر از انصراف داوطلبانه از سپهر عمومی، نتایج دهشتباری در آینده ایران دارد و نیروهای رقیب و قائل به تصرف قدرت، امکان بازبرخواستن و دوباره برساختن ایران را برای همیشه از آن می گیرند.
اکنون بیش از هرزمان دیگری نیازمند ایجاد صلاحیت جمعی سیاسی دموکراسی خواه هستیم تا زمینه نمایندگی سیاسی جنبش اجتماعی داخلی فراهم شود و قدرت مسلط به جای اتخاذ سیاست مهار، سیاست تن دادن به مطالبات مردم را در پیش گیرد.