عزتی که بی عزت شد! حبیب رمضانخانی

بعد از روی کارآمدن نظام فعلی، یکی از اندک حوزه هایی که در آن تولید فزونی گرفت، تولید و خلق واژگان و اصطلاحات جدید بود. واژگان و اصطلاحاتی چون: مدیریت جهادی، نرمش قهرمانانه، آتش به اختیار، خادمان ملت، بسیجی پای کار، اقتصاد مقاومتی و … که مفهوم مدنظر مسئولان بر آن دمیده شد و البته به مرور به دلیل تکرار زیاد و عملی نشدن، لوث، از معنا تهی و بار منفی به خود گرفتند. مثلا در یک نمونه ببینید واژه «مهرورزی» چگونه در دوره احمدی نژاد از مفهوم تهی گشته و معنای خود را از دست داد.

در این بین، یکی از واژگانی که بسیار به آن جفا شد، واژه « عزت» است. «عزت» را در لغت به معنای: حرمت، ارجمندی، آبرو، شرف، ناموس و غیره و متضاد ذلت معنا کرده اند. این واژه یکی از پرکاربردترین کلمات و پای ثابت در اظهارات و سخنان مسئولان است. واژه ای که مرتب برای تهییج مردم استفاده و همواره در پی توجیه هر مشکل و کمبودی، به آن حواله و رسیدن به آن در آینده نامشخص نوید داده می شود!

اما واژه «عزت» از آن رو بی عزت شده که در این سال ها، مسئولان مرتب زندگی مردم ایران را عزتمندانه توصیف و آن ها را برای تحمل بیشتر و عزت افزونتر ترغیب و تبلیغ کرده اند! ولی چون این واژه نیز در عمل و متن جامعه با معنای خود همخوانی نداشته، این تناقض موجود، بسان اصطلاح «خادمان ملت» باعث تهی شدن از معنا گشته که در ادامه این تناقضات و دلایل پوچ شدن از معنای این واژه را بر می رسیم:

نگاهی به شاخص های اقتصادی و آمارهای منتشره، گواه وضعیت ناگوار اقتصادی و فقر و فلاکت مردمی هست که با وجود امکانات و ثروت های فراوان در کشورشان، مرتب بر تعداد زیر خط فقر رفته های آن افزوده می شود. جامعه به شدت طبقاتی که طبقه متوسط آن به جانب طبقه فرودست آب رفته و در نتیجه اکثریتی فقیر و کم برخوردار، در مقابل اقلیتی اکثرا نوکیسه و مرفه، برای زنده ماندن و حفظ ارزش دارایی های اندک خود دست و پا می زنند.

ایران با وجود اینکه کشوری جنگ زده نیست، ولی به دلیل سال ها تحریم های کمرشکن و ناکارآمدی ساختار، یکی از بالاترین آمارها را در کنار کشورهای جنگ زده، از لحاظ مهاجرت و فرار مغزها دارد. مردمی که غم غربت را تحمل و برای تکه نانی و جرعه آزادی به کوه و دریا زده و گاهی سال ها رنج کمپ های پناهندگی را به جان می خرند، ولی حاضر نیستند در وطن خویش مانده و شرایط آن را تحمل کنند.

کشوری که امروز درگیر سونامی بحران های اجتماعی زیادی هست. آمار بالای سرقت، مواد مخدر و اعتیاد، طلاق، بیکاری، کودکان کار و… خود گویای وضعیت ناامید کننده اقتصادی و فرهنگی حاکم بر جامعه است. وضعیتی که باعث تشدید ناامنی شده و بر ناامیدی و چشم اندازه تیره فردای این مردم می افزاید.

کشوری که قهر طبیعت به مدد ناکارآمدی مسئولان و مدیریت غلط، چنان بلایی بر سر طبیعت آن آورده که امروز تنفس در هوای پاک مخصوصا در نواحی غربی کشور تبدیل به یک آرزو شده است. آب های زیرزمینی به دلیل برداشت بی رویه ته کشیده و فرونشست زمین در کنار فرسایش خاک و نابودی پوشش گیاهی، چشم انداز تیره ای از آینده خشک و گرمای طاقت فرسا نمود می دهد.

کشوری که به دلیل تحریم های شدید و وضعیت اقتصادی شکننده آن، بایستی از محصولات باکیفیت و ایمن جهانی محروم شده و برای خرید یک خودروی داخلی از رده خارج شده در کشور مبدا، گاهی تا دو سال به انتظار نشسته و به قیمت گزاف آن را صاحب شوند.

مردمی که قرار بود نه تنها این دنیا، بلکه آخرت آن ها نیز به سامان شود، الان به وضعیتی گرفتار شده اند که بایستی چشم به دست مسئولان دوخته تا از صدقه سری حاکمیت یارانه ای دریافت و مایحتاج خود را تامین کنند.

و نهایت مردمی که زمانی دغدغه آزادی، وطن دوستی، فعالیت مدنی، استقلال و… داشتند و برای آن انقلاب کردند، امروز به وضعیتی گرفتارند که دغدغه آن ها در حد تامین معاش و سرپناه تنزل یافته است، دین گریزی سکه رایج مردم گشته و نفع فردی و بی تفاوتی به جامعه موج میزند.

حال با این توصیفات، مسئولان از کدام عزت صحبت می کنند که ما مردم با آن زندگی کرده و خود خبر نداریم؟ جناب احمد خاتمی کدام عزت را مدنظر دارد که دیگران را لیاقت تنفس در حریم جمهوری اسلامی نمی داند؟ جناب رییس جمهور بر کدام عزت و جذابیت تاکید دارد که از ایرانیان مطالبه مهاجرت معکوس دارد و…

🌎 @TahlilZamane

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»