نگاهی به بیانیه ٦ سازمان جمهوریخواه،‌ اشکبوس طالبی

پیشنهاد محترمانه: از طرف كل مردم صحبت نكنیم

انتظار از ٦ سازمان سیاسی استخوان دار و با تجربه ، خیلی بیشتر از این مقاله روشنفكرانه بود!

این پرسشها می توانند مطرح شوند:

١- چرا رضا پهلوی از حرف های قبلی خود عقب نشسته و در نقش یک رهبر ( برای همه و همه با من ) ظاهر شده است  ؟

۲- آیا غرب و بخصوص اسرائیل بدنبال یك فرصت ( گوادولپ جدید ) هستند كه اعتراضات داخل و فرا رونده را جهت بدهند؟ چرا؟

۳- شعار و یا راهبرد توده ای و (نه روشنفكری) آلترناتیو جمهوریخواهی كدام است ؟ و جمهوریخواهی یعنی چه؟

۴- مشكل ما جمهوری اسلامی است یا سلطنت طلبی یا رضا پهلوی ؟ آیا جمهوریخواهی یک تضاد آنتاگونیستی ( آشتی ناپذیری ) را با سلطنت طلبی  و اسلام گرایی در پیش گرفته است؟ همان شیوه کهن دستگاه سلطنتی با جمهوریخواهی و چپ گرایی؟

۵- آیا تضاد اصلی اكثریت مردم ایران با رضا پهلوی است یا دیكتاتوری زیر چتر جمهوری اسلامی؟

چرا شما مفاد و جزئیات جمهوریخواهی را از دید خودتان روی میز نمی گذارید تا هر گروه و هر قشر و یا هر طبقه درون  یا بیرون اجتماع ، خودشان را با این برنامه ها همانند سازی كنند ، تجربه كنند ، هضم کنند وبه حمایت بر خیزند یا انتقاد كنند و یا پس بزنند ؟.

رضا پهلوی یك واقعیت موجود است مثل سوسیالیزم واقعا موجود پونوماریف و الیانفسکی كه نتیجه اش شد پوتین نارسیسیسیت حاضر!

ما چه بخواهیم و چه نخواهیم رضا پهلوی و طرفدارانش، بیشتر چشم به گذشته دارند و به سنت  ۵۰ تا ۸۰ ساله پادشاهی و از حافظه جمعی ما به شكلی گزینشی استفاده می كنند.

و جمهوریخواهی هم برنامه ای است كه بیشتر چشم به آینده دارد و یك واقعیت شكننده و جدید است كه تجربه عینی درون جامعه را ندارد و حافظه دراز مدتی بوجود نیاورده است! مردم عادی مفهوم جمهوری را در حكومت شیعیان  حاضر دیده اند و در جمهوری عراق و سوریه و یا نئو كان های آمریكا مثل رامسفیلد و كاتن و لینزی گرام و بوش و ترامپ و طبیعتا باعث ترس و نگرانی و دور شدن است. جمهوریخواهی لزوما با دموکراسی یکی نیست همانطور که اسلام لزوما با عدالتخواهی یکی نیست.

البته، هر شخص با تفكرات چپ یا دموکرات می تواند جمهوریخواه هم باشد ولی هر جمهوریخواه ضرورتا چپ یا دموکرات نیست!

چپ های تكه تكه شده ما هم لازم است حرف های خودشان را برای  گذار و پسا جمهوری اسلامی (حكومت اسلامی) روی میز بگذارندً تا حافظه و تجربه جدیدی بسازند كه  البته زمان می بردو تلاش ده چندان.

گروه های قومی یا اتنیك ها كه رضا پهلوی از آنها به غلط عشایر ( بدون هویت زبانی و فرهنگی و مطالبه گری) نام برده، می تواند فرصتی برای ورود به بحث انتقادی با رضا پهلوی بشود. چرا كه تمام اقوام و ملیت های درون ایران از تجربه پادشاهی رضا شاه و محمد رضا شاه تجربه های سركوب خونین دارند با حافظه جمعی منفی.

شاهزاده رضا پهلوی هنوز نشان نداده است که همان سیاست پدر و پدر بزرگش را با گروه های قومی و یا اتنیک های پر جمعیت ایران دنبال می کند و یا راه حلهایی برای این بحران و شکاف کهنه مرکز و حاشیه در برنامه های خود دارد؟

پیشنهاد محترمانه من به دوستان و مسئولین این ۶ نهاد جمهوریخواه این است كه از طرف كل مردم ایران صًحبت نكنیم و حرف ها و برنامه های خودمان را مطرح كنیم و شرایط را آماده كنیم تا فرهنگیان – زنان ، دانشجویان – كارگران- روستاییان و اقوام ترك و كرد و بلوچ و عرب ، بختیاری و قشقایی هم حرف های عمومی خودشان و مطالبات خودشان را مطرح كنند تا در نهایت به مخرج مشترك و یا common denominator برسیم و در قالب جمهوریخواهی بگنجانیم . گرچه هر كدام از این گروه های اجتماعی اقشار و طبقات درون ایران هم یكدست و همخوان نیستند و هر دسته ای حرف های خودش را دارد و گاهی اجتماع نقیضین هستند .

مشكلات ما یكی دوتا نیست ، لذا برای چاره جوبی و یافتن راه حل برای فرا رفتن از این بختك کهنه و خونین، همفكری و اعتماد متقابل و گذشت در میدان عمل و پرداخت هزینه و تحمل و توان شنیدن لازم است .

امید را آب بدهیم.

و آب را گل نکنیم.

اشکبوس طالبی بهمن بیگلو- ۱۷ خرداد ۱۴۰۱، مریلند، آمریکا

 

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»