اطلاع خمینی، ۱۶خرداد۶۱، از اعزام نیرو به سوریه
یکی از تحریفهای تاریخی ماجرای اعزام نیروهای ایرانی به سوریه در خرداد ۶۱ –به فرماندهی احمد متوسلیان- آن است که آیت الله خمینی از این اعزام “بی اطلاع” بوده.
این در حالی است که مستندات موجود از آن مقطع حکایت دارند که آقای خمینی قاعدتا نمیتوانسته از این اعزام بیاطلاع باشد -هرچند مدتی بعد از اعزام، دستور بازگشت آنها به کشور را داده است.
تصمیم به اعزام به نیروهای ایرانی به سوریه، بلافاصله پس از حمله اسرائیل به لبنان و در جلسه ۱۶ خرداد شورای عالی دفاع گرفته شد. ولی در همان روز ۱۶ خرداد علی خامنهای، رئیس شورا، علنا از آمادگی ایران برای اعزام نیرو به سوریه خبر داد و در رسانهها اعلام کرد: «بخشی از نیروهای پیاده و زرهی خود را برای این منظور آماده کردهایم».
درنتیجه آیتالله خمینی، در همان روز تصویب اعزام نیرو به سوریه، حداقل از طریق اظهارات رسانهای رئیس جمهور وقت، در جریان چنان تصمیمی قرار گرفته بود.
آقای خمینی، در ۱۷ خرداد ۶۱، با صدور پیامی به تخطئه «بیتفاوتی کشورهای اسلامی» به حمله اسرائیل به لبنان پرداخت و همزمان، بهتلخی از وارد شدن اتهام «دریافت اسلحه از اسرائیل» به ایران انتقاد کرد – روایتی که در آن مقطع، در سطح بعضی رسانههای جهان مطرح شده بود. در همان روز سخنرانی ۱۷ خرداد آیتالله خمینی، هیاتی متشکل از وزیر دفاع، فرمانده سپاه پاسداران، مسئول تدارکات سپاه، فرمانده نیروی زمینی ارتش و فرمانده تیپ ۲۷ محمد رسولالله برای بررسی شیوه حضور در جنگ با اسرائیل راهی سوریه شدند.
این هیات روز ۲۰ خرداد از دمشق بازگشت. اعضای آن، مستقیما در جلسه شورای عالی دفاع شرکت کردند که این بار در حضور شخص آقای خمینی برگزار شد.
اعضای هیات در این جلسه، گزارشی از وضعیت منطقه ارائه کردند. یک روز بعد، یعنی ۲۱ خرداد ۶۱، اولین گروه از نیروهای اعزامی ایران عازم دمشق شدند و سپس در ۲۳ خرداد، دومین گروه هم به سوریه رفتند.
به عبارت دیگر، نه تنها آیت الله خمینی بلافاصله بعد از جلسه ۱۶ خرداد شورای عالی دفاع از تصمیم به اعزام نیرو به سوریه اطلاع پیدا کرد، که این اعزام فردای جلسه ۲۰ خرداد شورا صورت گرفت که تصمیمات آن هم، با تایید خود او اجرایی شد.
البته گزارشهایی وجود دارند که در آن مقطع، آقای خمینی در خصوص امکان جنگ با اسرائیل تردیدهایی داشته که عمدتا ناشی از شک او به مشارکتِ خودِ سوریه در چنین نبردی بوده است. شکی هم وجود ندارد که او پس از مدتی دستور بازگشت نیروها به ایران را داده است. به روایت علی صیاد شیرازی فرمانده وقت نیروی زمینی ارتش روحالله خمینی مشخصا گفته: «این نیروهایی که بردید آنجا، اگر خون از دماغشان بیاید، مسئولیتش را قبول نمی کنم.»
ولی بیان این اظهارات، به معنی «مطلع نبودن» مقام اول حکومت از تصمیم مسئولان به اعزام نیرو به سوریه نبود و صرفا از «بیاعتماد شدن» او به او به درستی آن تصمیم حکایت داشت.
مشخصا در همین فضا بود که آیتالله خمینی در سخنرانی مشهوری در ۳۱ خرداد ۶۱، صراحتا از ورود به سوریه تحت عنوان «بازی خوردن» مسئولان ایرانی یاد کرد. او گفت: «[دشمن] یک توطئه دیگر عمیقتر اجرا کرده است که در این توطئه، ما هم یک قدری بازی خوردیم و او این است که… آن غائله [حمله به لبنان] را پیش آورد تا اینکه ملت ما را از آن مطلبی که در کشور خودش می گذرد و از آن جنگی که در کشور خودش می گذرد، غافل کند.»
این سخنان در شرایطی بیان میشد که به گفته اکبر هاشمی رفسنجانی، فرماندهان نظامی در سال ۶۱ حتی به اهدافی بزرگتر از حضور در لبنان فکر می کردند. رفسنجانی با ذکر اینکه از اعزام نیروها «در حد اینکه بروند و به [تشکیل] حزبالله کمک کنند» مطلع بوده، ادعا کرده: «این را که بروند و برای فتح فلسطین آماده شوند نمیدانستیم.»
🔹 متن فوق بخشی از مقالهای است که دیروز، به مناسبت چهلمین سالگرد «ناپدید شدن» احمد متوسلیان فرمانده نیروهای اعزامی ایران به سوریه در سال ۶۱ منتشر شد. متن کامل مقاله در لینک زیر در دسترس است:
https://www.bbc.com/persian/iran-features-62049234
@HosseinBastaniChannel