این همبستگی غرورآفرین، نوید ایران مدنی می دهد که شکاف را نه در مذهبی یا غیرمذهبی بودن، نه در دینداری یا ضددین بودن که در “استبداد ـ آزادی” تعریف میکند. پیامی که محجبههای مخالف حجاب اجباری به حاکمیت منتقل کردند بسیار امیدوار کننده است: «قرار نیست دینداری ما آمال قدرت سلطهگر شما شود و دین ابزار نقض حقوق شهروندانی شود که مانند ما فکر نمیکنند».
ایران مدنی بر اساس تفاوت و تکثر است و این تکثر بر کلمه “ایران” متحد میشود. به عبارتی ما در عین اینکه متکثریم، متحد و همبستهایم و این همبستگی ما بر نفی زور و تاکید بر واژه قدرتمند آزادی بنا گشته. امروز زنان محجبه و بیحجاب در مخالفت با حجاب اجباری ترسیمگر آیندهای شدند که فقط به بحث پوشش مربوط نمیشود. ما میخواهیم آزاد باشیم، حق پوشش تنها یک قدم است. ما حق انتخاب شدن و انتخاب کردن، حق نقد و تفسیر کردن، حق کنشگری در عرصه عمومی، حق اجتماعهای مسالمتآمیز مستقل از گفتمان قدرت را میخواهیم.
در “ایران مدنی” قرار نیست ما مثل هم بیاندیشیم و بپوشیم و حرف بزنیم. قرار است تفاوتهای همدیگر را به رسمیت بشناسیم و مسائل را با بحثهای عمومی طرح کنیم و حتی برای عقیده و روشمان یارگیری کنیم و تبلیغ و کنشگری کنیم. اما مسأله اساسی این است همه این کنشها در بستر عرصه عمومی رخ میدهد که خانهی همه ایرانیان است و دولت حق ندارد با دخالتهای بیجا خانهی ما را تصاحب کند. مخالفت با حجاب اجباری پیامی به حاکمیت مداخلهجوست که خانهمان را پس میگیریم.