مطالبه گری ، خصیصه ای باور مدار است که دارنده اش را برای نیل به شرایط مطلوب به تکاپو وامی دارد. این مهارت غیرشناختی زمانی در سازه ی شخصیت، شیرازه می بندد که در خاستگاه آن یعنی اندیشه، بستر لازم فراهم باشد.
بر اساس همان ژرف ساخت ِ اندیشگی که سرچشمه مطالبه گری است. این مقوله در قالب ِسه سبک ، متجلی می گردد: نمایشی، گلخانه ای و برنامه مدار.
۱_ مطالبه گری سبک نمایشی:
در این مانیفست، فنداسیون مطالبه گری بر پایه انگاره های پوپولیستی و ظاهرفریب، بنا نهاده می شود. چنین جویباری که سرشار از تهی است، همواره در بستر ِآلیختگی های رفتاری و گفتاری جریان دارد. در سیر ِاین روان آب ِ بنیادسوز، هدف، وسیله را توجیه می کند. به گونه ای که برای درآغوش کشیدن ِ شاهدِ آرزو، هر ناروایی، روا و جایز است. در این مزرعه، هرزه گیاه ِ افترا، تهمت و دروغ های رفتاری و گفتاری چنان بر نهال ِشعور و بوته ی منطق، سایه می افکنند که فرصت هرگونه بهره مندی از پرتوِ خورشید حقیقت از آنها سلب می شود.
در این سبک تئاتری که تلبیس، همواره درحال ربایش گوی سبقت از تعقل و تفکر است، پیوسته تابوهای پوشالی خلق می شوند تا تابوتی سکوت آفرین برای تشییع ِ جنازه هدف اصلی باشند. درواقع در این مکتب، جامعه هدف به مثابه ی ابزاری ارزان قیمت برای نیل به قله ای است که در آن، به جای سیمرغ، کرکس آشیان دارد. درهمین وادی است که به یّمن پراکنش های پوپولانه، تبر، مدافع ِ حق ِصنوبر است و بهار، وصله ی ناجور ِفصل ها.
۲_ مطالبه گری سبک گلخانه ای:
در این ماینست ِ ریسک آلود که بیش برآوردی، مانع ِ خودسنجیِ صادقانه است، معمولا سّرنا از سر ِگشاد آن نواخته می شود و روح ِ خودشیقتگی و چندپله یکی کردن ، در یکایک سلول های مطالبه گری، فرگشت دارد. اینجاست که پیوسته توسن ِسرکشِ شتاب، شلاق می خورد تا قدم ها جهشی و از سر ِ رفع تکیف برداشته شود و کیفیت، قربانی کمیُت گردد. در این شلختگی ِ فکری است که ارائه ی آمار، ماری ژهرآگین می شود که هردَم هدف را نیش می زند تا مسمومیت بر صدر بنیشند و قدر ببیند. میوه های این گلخانه به دلیل تغذیه از مواد دوپینگی، اگر سرطان زا هم نباشند، خیلی زود شباب شان به پیری می گراید و دوامشان، قوامی ندارد.
۳_ مطالبه گری سبک برنامه مدار:
در این پارادیم، کِشتمان ِنهال های هدف با محاسبات مهندسی شده و برآوردهای واقعیت محور، صورت امکان می بندد. به بیان دیگر، در این پودمان، برای تحقق انگاره های پایدار و کامیابی های دامنه دار، مسیر با برآوردهای اصولی، ریل گذاری می شود تا قطارِ توسعه ی فراگیر، امکان حرکت مداوم و کنترل شده بیابد. قطاری که راه را بر اساس راهبرد مشخص به سمت مقصد ِ پیش بین شده طی می کند. در این سلوک آهسته، قدم ها پیوسته و همراه با درایت و شجاعت ِ توامان، به سمت سرزمینی در حرکت است که درآن، نهال ها بتدریج و در بستر طبیعی ِ خود، رشد می کنند، می بالند و درختانی تناور می شوند که سایه و ثمری دلپذیر و ماندگار دارند.
هرکسی حق دارد انتخاب کند که از کدام گریبان، سر درآوَرَد.