آغاز تلاش ایرانیان برای تأسیس «دولت مدرن بااساس»
یکصدوچهاردهمین سالگرد انقلاب مشروطیت و آغاز تلاش ایرانیان برای تأسیس «دولت مدرن با اساس» بر همه ایرانیان فرخنده باد.
به امید خلاصشدن «مشروطیت ایران» از ویروسی که از چهلودو سال پیش به آن آلوده، و بهخاطر آن زمینگیر شده است. و به امید حرکت دوباره مشروطیت ایران برای تکمیل ساختمان دولت بااساس در ایران.از ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ تاکنون، مشروطیت ایران وارد عصر طولانی آشوب و فترت شده است. نخستین گام برای نجات ایران، پایان دادن به این دوره فترت است.
«دلیل اصلی که موجب شد اصطلاح «مشروطیت» وارد واژگان اندیشهٔ سیاسی شود تثبیت مفهوم constitution در زبانهای اروپایی بود که به لحاظ ریشه شناسی در علوم طبیعی به کار میرفت و به معنای اساس، بنیّه و وضع طبیعی بدن بود. اینکه محمدعلی فروغی constitution را اساس دولت و gouvernement constitutionnel فرانسه را «دولت بااساس» ترجمه کرده، با توجه به این ابهام آغازین واژهٔ constitution در زبانهای اروپایی است، برخی از نویسندگان سیاسی نیز با توجه به ابهام همین واژه آن را در دو معنای متفاوت به کار برده و بنیّهٔ آدمی را از اساس دولت قیاس گرفتهاند.
بحث نظری دربارهٔ مشروطیت از زمانی آغاز شد که در انگلستان میان اشرافیت و پادشاه جدالی دربارهٔ حدود اختیارات آن دو درگرفت و آزادیهای فرد، مصون بودن مالکیت از تعرض و مشروط بودن اختیارات پادشاه، که از جمله به گرفتن مالیات از رعیت مربوط میشد، به میان آمد. در سدههای میانه، در اروپا، تحول دیگری نیز در مناسبات میان پاپ و شورای کلیسا صورت گرفت. چنانکه در جدال قدیم و جدید در الهیات و سیاسات به تفصیل توضیح دادهام، در پایان هزارهٔ نخست میلادی، به تدریج، با ادعایی که پاپها برای بسط ید کامل خود با تکیه بر برخی آیههای انجیلها مطرح کردند، نظریهٔ ولایت مطلقهٔ پاپها تدوین شد،
اما متألهان دیگری با تفسیر متفاوتی از همان آیهها نشان دادند که مرجعیت روحانی پاپها شامل اقتدار دنیوی آنها نمیشود. برخی از متألهان متأخر، در سدهٔ چهاردهم میلادی و پس از آن، اهمیت جایگاه شورای کلیسا را برجسته و چنین استدلال کردند که خاستگاه عالی اقتدار واقعی کلیسا در «پاپ در شورا» است. بدین سان، اقتدار دنیوی پاپ محدود شد و «شورای کلیسا» که به نوعی جایگاه مجلس در نظامهای سیاسی را داشت، اهمیتی پیدا کرد. در الهیات مسیحی، این نظریه را consiliarism میخوانند و قرینهٔ مفهوم constitutionalism در اندیشهٔ سیاسی است. هریک از این دو نظریهای برای تعیین حدود اختیارات پاپ و پادشاه و «مشروطیت» اقتدار آنهاست.
پژوهندگان تاریخ اندیشهٔ مشروطیت برآنند که نظریهٔ مشروطهخواهی، نخست، در کلیسا تدوین، و آنگاه نیز به نظامهای حکومتی تعمیم داده شده است. بیآنکه بخواهم با ارزیابی این نظریه دربارهٔ خاستگاه نظریهٔ مشروطهخواهی بپردازم، همینقدر میتوانم گفت که مشروطیت نظریهای سیاسی-حقوقی است و از بسیاری جهات جنبهٔ حقوقی آن بر وجه سیاسی میچربد.(جواد طباطبایی، «ملت، دولت و حکومت قانون». ص ۱۸۰ تا ۱۸۱)