طبقه سقوط کرده و طبقه گرانیگاه در ایران (بخش دوم)، ابوالفضل محققی

جابجایی طبقه متوسط سنتی با طبقه متوسط جدید

 

سخن از جابجایی طبقه متوسط سنتی بود با طبقه متوسط جدید. جابجایی بسیار تلخ و دردناکی که واقعیت زندگی عملا بخش زیادی از طبقه متوسط که کم جان بودند اما جایگاه طبقاتی و در آمد محدودشان هنوز اجازه می داد که با چنگ و دندان از موقعیت خود حراست کند و به هر جان کندی بود چرخ زندگی را بچرخانند! بیان می کند.

بخشی وسیع از طبقه ای که با تنگ تر شدن حلقه گذران زندگی و هزینه های آن از یک طرف و نا هم خوانی این بخش جامعه با تازه به قدرت رسیدگان از طرف دیگر آن ها را از جایگاه طبقاتی خود جا کن کرده به درون مجموعه دیگر که بخش حاشیه نشین و زیر خط فقر جامعه است پرتاب نمود.

قیمت اجاره خانه بالا رفت. توان دادن سرقفلی و اجاره بها نداشت نا گزیر خانه قبلی واگذار به خانه ای محقر در حاشیه و جنوب شهر بسنده نمود. ماشین به یادگار مانده از سال های قبل انقلاب فرسوده شد! توان نو کردن نیافت. مسافرکشی با ماشین بعنوان کار دوم قطع شد بیک موتور سیکلت دست دوم رضایت داد. بچه ها زیادتر و بزرگتر شدند خواستشان بیشتر! توان جوابگویی کمتر گردید.ولی هنوزقادر نبود خود را با شرایط جدید و جایی که بعنوان کم در آمد به او داده شده بود قبول کند! و خود را وقف دهد.

بیکاری مزمن در بین جوانان این بخش از خانواده ها که علیرغم نداری و سختی گذران از نظر فکری و شخصیتی در قالب بسیجی و ساندیس خوران حکومتی قرار نمی گیرند و دنیای درونی آن ها با شعر شاملو و گوگوش هم خوان است! بیداد می کند. زندگی سخت و دوگانه ای را بر آن ها تحمیل می کند که چشم انداز روشنی در آن نمی بینند.

نیاز های بر آورده نشده کشمکش های روحی ، دست پا زدن برای بیشتر نغلطیدن به کف جامعه عملا آنها را به عدم تعادل ،گذران بهر قیمت!گاه به درگیری با حکومت ،گاه با خود با خانواده و مواقعی به کشیده شدن به اعتیاد ،به فحشا سوق داده و می‌دهد.

دختران وزنانی که فحشا گری می کنند !اما آن را از دریوزگی به جمهوری اسلامی شرافتمندانه تر می دانند. دنیایی کینه به جمهوری اسلامی درون این بخش از جامعه تلنبار شده است. تراژدی مردمانی که شعورشان بالاتر از جایی است که سقوط کرده اند. لذا در کشکش دائم، پرخاشگری سریع. درگیری با دوست و دشمن قانون شکنی ،ویران گری در برابر هرآنچه که تحقیر و محدودشان می کند.

بخش دیگر از طبقه متوسط سنتی هست که هنوز به تمامی سقوط نکرده اند! خانه ای دارند ،اندک درآمدی جانبی از اندوخته ای که در بانگ داشته و هنوز بهره می گیرند. قناعت سخت می‌کنند! صورت به سیلی سرخ نگاه می‌دارند. بخشی که در اضطرابی روزانه از ترس سقوط بجای ای پایینتر که آن را معادل سرافکندگی می داند زندگی را برایشان جهنم کرده است.

ارزش پس اندازش روزانه تقلیل می یابد. اطرافیان همردیفش مرتب بخاطر فقیر تر و کوچکتر شدن سفره شان نخست رفت آمد هارا کم می کنند در خانه می بندند و پس از مدتی یک ریشویی که نمی دانی از کجا آمده خانه شان را می خرد. می کوبد و چند طبقه می سازد.او روز به روز در این انبوهه ساخت و ساز محاصره می گردد تا کی نوبت او برسد.

بچه گرگ های بزرگ شده توسط رژیم هر روز امکانات اندک را از دست او و فرزندانش می گیرند! حلقه بر او تنگ تر می سازند. هر میزان هم که تلاش کند. نمی تواند همرنگ آن ها شود. همه همدیگر را می‌شناساند .خودی و غیر خودی کاملا مشخص است. این بخش از طبقه متوسط گیر گرده در چرخ زمان که به هر چیز دست می زند خاک می شود. چراغ های جاده زندگی زیاد برایشان روشن نیست. ناگزیر از راه رفتن کورمال کورمال لختی ایستادن! گرفتار شدن بین چه کنم؟ چه نکنم؟ کرنشی می کند اما چاره ساز نیست! باز در افتادن با غول حکومتی که نهایت به خارج از دایره پرتابش می کند.

جای او به بخش بی چشم رویی خواهد رسید که بزرگترین مشخصه آن ها وقاحت و طلبکار بودن از زمین و زمان است.سینه زدن در زیر بیرق حکومتی که به ریا و حقه بازی بر سر شانه نهاده و تمامی امکانات کشور را بنا به روابط و چاکری از آن خود کرده اند. چاکران تازه به دوران رسیده که در خیالشان هم نمی گنجید که صاحب چنین زندگی، امکانات و قدرتی شوند.قدرتی که از قرار گرفتن در دایره خودی های حکومتی حاصل شده .نه نیازی به یک سابقه تاریخی دارند و نه نیازی به درک مقولات اجتماعی و فرهنگی ،نه پایبندی به قانون می کنند الا به قانون من در آوردی خود که ناشی از تکیه اش به حکومت است.نه به قرار داد های اجتماعی.

به اخلاق و همسان شدن با زمانه اهمیتی نمی دهند. طبقه جدید بی یقه ای که هیچ معیاری جز تظاهر ظاهری به اسلام و حل شدن در دستگاه حکومتی ندارند. وقیح، چشم دریده ،بی ریشه، گروگان مذهب با تفکری بغایت ارتجاعی ! غریزه جنسی لجام گسیخته !طبقه جدیدی با ذهنی متوهم اما به غایت تیز و خطرناک نسبت به منافع خود. آمیخته با بدویت تاریخی ناشی از عقب ماندگی و حیله گری روستایی!

بخشی آلوده با محافظه کاری یک بازاری سنتی. حاصل آش درهم جوشی از آشفتگی فرهنگی ،اقتصادی و اجتماعی حاکم بر جامعه. دروغگو، سینه چاک کن ، نان به نرخ روز خور بهر قیمت. حریص نسبت به همه چیز از یک ظرف غذای نذری تا گرفتن یک ماشین لباسشویی از طریق بن حکومتی .کفش جفت کردن برای آخوند محله برای رسیدن به پول و پله با هر نوع دستمالی که لازم باشد.چاکرم ،نوکرم !کسانی که از رانت خواری حکومتی تا دزدی،کلاه برداری، سرباز آقا امام زمان شدن و یورش به مخالفان رژیم را د ر کار نامه خود دارند .

عمده ترین نیروی حکومتی! بخشی کسبه از، مغازه داران، بازاریان سنتی، کارمندان خودی حمایت شده حکومت! نیروهای نظامی، عمدتا سپاه ،نیروی انتظامی ، بسیج ،نیروهای سرکوب ،سینه زنندگان هیئتی ،مداحان، علم کشان ،بخشی از لات های کف خیابان که حال در جوار حکومت به نان و نوائی رسیده اند. می باشد. بخشهایی که از نظر در آمدی جای طبقه متوسط سقوط کرده را گرفته اند بدون آن که فرهنگ آن طبقه را داشته باشند. بخش پروار شدگان حکومتی، اشاعه دهندگان فرهنگ فاسد و سخیف آلوده به خرافات مذهبی و دیگران ستیزی که در چهار چوب تفکر حاکم بر دستگاه رهبری! از امریکا ستیزی تا اسرائیل ستیزی،بهائی ستیزی، فرد ستیزی تا تشکل ستیزی، و زن ستیزی را شامل می شود!

مخالفت با کشورهایی که در چهار چوب تفکر ارتجاعی حکومت نگنجند.طبقه بی مایه ای که با تکیه بر اهرم قدرت خاک در چشم مردم می پاشند.در چشم مردمی که در درون خودی ها جایی ندارند. فرزندان این بخش و بخش بالاتری از طبقه حاکم “طبقه کاملا مرفه در حکومت ” که شرحشان را خواهم داد.”آقا زاده ها”و در پله ای پائین تر فرزندان همین طبقه متوسط نو ظهور و نو کیسه که با پول حاصل از کلاشی ،دزدی در آشفته بازار مملکت به گران قیمت ترین ماشین ها سوار می شوند .خریداران خانه های لوکس هستند! با وجود حمل و تظاهر ظاهری به ایدئولوژی حاکم! زندگی لاکچری دارند. روز زیر علم حکومت سینه می زنند و در عاشورا جلو دار دسته اند! شب عشرت گذاران در خانه! مصرف کنندگان مشروبات الکلی که روز شیشه آن می‌شکنند و شب باندرول شده اش را همراه با انواع مواد مخدر در خانه تحویل می گیرند. معشوقه دارند که زندگیش را تامین می کنند. براحتی مسافرت می نمایند! با پول های باد آورده با شعار مرگ بر امریکا ! از امریکا تا اروپا می روند و در کنسرت “تتلو”که شلوار از پای می کشد شرکت می کنند و به سیاق او به زمین و زمان لیچار می بندند.

ادامه دارد…

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»