اقتصاد فرسایشی و سیاست‌های استیصالی، حسن درگاهی

۱- بدون مقدمه، تمام ناکارآمدی‌های اقتصاد ایران ریشه در دو مطلب دارد:

اول، نحوه حکمرانی سیاسی: مبتنی بر آرمان‌های بدون سنجش، غیرمنعطف در زمان با استراتژی صفر و یک، غیرعملگرا، یک‌سویه، تقابلی، غیرمشروط به تعاملات بین‌المللی، غیرمشروط به وضعیت اقتصادی و اجتماعی داخلی، بدون توجه به آستانه تحمل، با تعریف محدود از منافع ملی، نهادهای سیاسی و اقتصادی غیرفراگیر، ساختار سیاسی متمرکز و متعارض، پیچیده در هاله تقدس، و در نتیجه مسوولیت‌ناپذیر و غیرپاسخگو.

دوم، نحوه مدیریت و نظام تصمیم‌گیری کشور: مبتنی بر شناخت ناکامل از کارکرد اقتصاد، توجه ناکافی به دانش و تجربه، وجود محدودیت‌های سیاسی و فنی، نگرش مکانیکی به مسائل اقتصادی و اجتماعی، دستوردرمانی، وجود تعارض منافع شدید، گرفتار در تله اقتصاد دولتی و نفتی، تکرار مداوم خطاها و اشتباهات به‌رغم روی کار آمدن دولت‌های متفاوت، تسلط نگرش‌های کوتاه‌مدت، عدم یکپارچگی اهداف، گسترش فقر به نام عدالت، گرفتار در روزمرگی، ضعف رقابت و گسترش انحصار، بی‌توجه به سیاست‌های سمت عرضه و دمیدن مداوم تقاضا و در نتیجه گسترش اقتصاد یارانه‌ای.

نتیجه: اقتصاد فرسایشی، انتقال روند تولید بلندمدت و بالقوه اقتصاد به سمت پایین به دلیل استهلاک بالای ظرفیت‌ها و انواع سرمایه‌ها و وقوع چالش‌های اقتصادی و اجتماعی به صورت:

کاهش شدید بهره‌وری منابع، تورم و رکود مزمن، نرخ بیکاری طبیعی بالا، افزایش هزینه کارکرد اقتصاد، رقابت‌ناپذیری اقتصاد ملی، مالی شدن اقتصاد با فرار منابع از تولید به بازار دارایی‌های غیرمولد، اتلاف شدید سرمایه‌های فیزیکی موجود، سرمایه‌گذاری جدید ناکافی، هدررفت سرمایه‌های انسانی با تشدید مهاجرت، اشاعه بی‌انگیزگی نسل جوان و فعال، گسترش آسیب‌های اقتصادی و اجتماعی، گسترش فساد و رانت، هدررفت منابع طبیعی و زیست‌محیطی (آب و خاک و هوا)، دوگانگی صنعتی به صورت توسعه صنایع اقتدارمحور و عقب‌ماندگی صنایع بازارمحور، و مهم‌تر از همه مهجور ماندن ارزش‌ها و فرهنگ متعالی اسلام به عنوان مهم‌ترین و اصیل‌ترین منبع سرمایه اجتماعی کشور در بنیان‌های خانواده و جامعه، و نابخشودنی‌تر از همه گسترش بدبینی دینی که قرار بود بر مبنای قسط، برای دنیا و آخرت راه بنمایاند.

کانال با اساتید اقتصاد