جمهوری اسلامی چه بر سر آب چهارمحال و بختیاری آورد؟

۱. شرکت D&R یک شرکت آمریکایی بود که در دوره‌ی پهلوی طرح انتقال آب از کوهرنگ به اصفهان را برای آبرسانی به صنایع اصفهان طرح کرد. این طرح در دوره‌ی پهلوی به‌دلیل انتقادات فراوان و تذکر تبعات آن متوقف ماند و اجرایی نشد.

۲. جمهوری اسلامی همان طرح را برداشت و در پروژه‌ی انتقال آب کوهرنگ یک و دو عینا اجرایی کرد و البته با ابتکار عمل پروژه را در طرح انتقال آب کوهرنگ سه، گسترش هم داد.

۳. طی پروژه‌های انتقال آب کوهرنگ، رسما آب چهارمحال و بختیاری به‌نفع کشت‌وصنعت‌های سپاه و صنایع وابسته در اصفهان غارت شد. به جز غارت آب، به‌دلیل نحوه انتقال آب، چشمه‌هایی همچون چشمه‌ی مروارید با دبی هزار لیتر بر ثانیه خشک شد. چشمه‌ای که مهم‌ترین منبع آبی منطقه بیرگان بود.

۴. اعتراضات مردم بختیاری گهگاه پروژه‌های انتقال آب را به تعویق انداخت اما هرگز این روند را متوقف نکرد. روندی چنان غارتگرانه، که استان هزارچشمه و یکی از پرآب‌ترین مناطق ایران را با بحران برای تامین آب شرب دچار کرد. متمرکز کردن منابع آبی، کشت‌وصنعت‌ها و صنایع سنگین در کویر مرکزی با رویکرد مشخص به “امنیت ملی” صورت گرفت که تمرکز قدرت سیاسی، اقتصادی در مرکز را با تضعیف حاشیه پی‌میگرفت.

۵. به‌ازای این همه غارت، حتی یک تصفیه‌خانه برای تامین آب سالم شرب #شهرکرد ایجاد نشد. امری که بحران آب شرب را دوچندان کرد.

۶. جمهوری اسلامی با غارت آب مردم در مناطق مختلف، عملا زندگی فرودست‌ترین اقشار مردم مخصوصا کشاورزان را به نابودی کشاند و تعارض کاذب بین مردم ایجاد کرد. آب مردم چهارمحال و بختیاری به کشت و صنعت‌های سپاه در اصفهان روانه شد تا مردم این دو استان درمقابل هم قرار گیرند، از آن‌سو آب کشاورزان خرد اصفهانی _مثلا در منطقه‌ی ورزنه_ را به صنایع وابسته در یزد منتقل کرد و بدینسان محرومان را مستعد جنگ آب نمود.

۷. در تازه‌ترین اقدام حکومت قصد دارد طی پروژه‌ی انتقال آب بن_بروجن آب را از حوزه آبریز زاینده‌رود به کانال کارون منتقل کند با این بهانه که بحران آب آشامیدنی چهارمحال‌وبختیاری حل شود. در حالی‌که این عمل نه تنها بحران را حل نمی‌کند بلکه بر محرومیت مردم فرودست هر دو منطقه می‌افزاید و تعارضات کاذب را افزایش می‌دهد.

۸. جمهوری اسلامی شکمش از همانجا سفره خواهد شد که تاکنون پر شده است. بحران آب، فقط جمعیت‌های تشنه‌ی معترض قابل سرکوب نمی‌سازد، بلکه جمعیت عظیم مهاجر تولید می‌کند که کل حیات اجتماعی را دگرگون می‌کند و به‌ناگزیر دودش تا حد فروپاشی به چشم حکومت می‌رود. به‌جز آن نیروی سرکوبی که خودش آب آشامیدن ندارد به خانواده‌اش بدهد، هرقدر هم بخاطر شدت بحران اشتغال به مزدوری حکومت تن داده باشد انگیزه‌اش برای سرکوب کمتر و کمتر خواهد شد.

۹. جمهوری اسلامی از طریق ایجاد، تشدید و تعمیق بحران آب گور خودش و حیات اجتماعی در بخش‌های وسیعی از این سرزمین را باهم می‌کَند. بحران آب بی‌شک یکی از بنیادی‌ترین بحران‌هایی‌است که آینده‌ی ایران را تعیین خواهد کرد، این بحران عمیقا با بحران ستم ملی در ایران گره خورده و جز با تغییر رادیکال سیاست در خصوص آب و مقوله “امنیت ملی”، این بحران متوقف نخواهد شد.

@sarkhatism