در این برنامه تعدادی از فعالان صنفی معلمان، چند نفر از دبیران سابق و فعلی تشکل های صنفی، تعدادی از اعضای شورای هماهنگی، فعالان کارگری و فعالان سیاسی ورسانه ای نظر خود را درارتباط با موضوع برنامه اعلام کردند. تمامی نظرات تقریبا در پنج دسته قرار می گیرد که میتوان بر روی یک پیوستار از ۲- تا ۲+ آنها را کنار هم قرار داد.
دسته اول: نه زیرا:
· در اساسنامه صراحتا قید شده که کانون تشکیلاتی غیرسیاسی است.
· وقتی ما در طول بیست سال گذشته قادر نبوده ایم که مطالبات صنفی خودمان را بگیریم چگونه قادر خواهیم بود مطالبات بزرگتری را مطرح کنیم.
· طرح مطالبات غیر صنفی و سیاسی معلمان را می ترساند و از تشکل ها دور می کند. علت اینکه در طول بیست سال گذشته تعداد اعضای تشکل ها به دوهزار نفر هم نمیرسد همین سیاسی کاری و رفتار دوگانه و خارج از اصول برخی از اعضای تشکل ها است.
دسته دوم: پاسخ این دسته هم به موضوع مورد نظر منفی است.اما با دسته اول یک اختلاف اساسی دارند و آن این است که این دسته مطالبات به ظاهر سیاسی یا حقوق بشری را نه تنها برخلاف اساسنامه نمی دانند بلکه منطبق با اهداف و وظایف معلمان و تشکل ها میدانند. دلیل منفی بودن پاسخ شان به این موضوع مبتنی بر رویکردی پراگماتیستی است و ورود به این عرصه را در حال حاضر برخلاف مصالح معلمان میدانند و برای ورود به این عرصه سه شرط قائلند.
· تشکل های صنفی معلمان پس از انجام وظیفه اصلی شان یعنی احقاق حقوق معیشتی، منزلتی و آموزشی می توانند سراغ احقاق حقوق کلان تر و سایر اقشار جامعه بروند.
· نباید عملکرد اعضای تشکل ها در ارتباط با فعالیت سیاسی دوگانه، متناقض و سلیقه ای باشد.
· به هیچ وجه نباید به عرصه قدرت رسمی (دولت) ورود کنند.
دسته سوم: بله (پاسخ این دسته به موضوع جلسه مثبت است اما با این قید که این مطالبات برای معلمان کاملا صنفی محسوب میشود)
همانند دسته دوم این مطالبات را جزو شرح وظایف و اهداف تشکل های صنفی و مطابق اساسنامه می دانند و با توجه به ماهیت شغل معلمی و ضرورت آموزش و سروکار داشتن با علوم انسانی همچون فلسفه، جامعه شناسی و غیره معلمان میتوانند طبق اساسنامه که کانون را انجمنی صنفی،علمی و تخصصی عنوان میکند در این حوزه ها ورود کنند. در حقیقت طرح مسائل سیاسی،ایدئولوژیک و تربیتی از زاویه نگاه درون صنفی و نگاه علمی، آموزشی کنشی کاملا صنفی است. این حاکمیت است که اگر این مطالبات برخلاف نگاه و مواضعش باشد به فعالان صنفی انگ سیاسی و امنیتی میزند.
· همانند دسته دوم معتقدند تشکل ها باید مستقل باشند و نباید تشکل ها وارد جناح بندی سیاسی،عرصه رسمی قدرت، رقابت های انتخاباتی و بخصوص رفتارهای دوگانه و متناقض در رویارویی با موضوعات سیاسی و حقوق بشری شوند.
· برخلاف دسته دوم معتقدند که معلمان توان ورود به این مسائل را دارند و نباید حساسیت حاکمیت موجب دست برداشتن ما از اهداف و اصول اساسنامه شود.ارتباط با سایر اقشار جامعه مانند اساتید، دانشجویان، کارگران، وکلا و غیره ما را توانمندتر می سازد.
· وقتی کارفرمای ما دولت است و نه بخش خصوصی لاجرم مجبور به رویارویی و مقابله با دولت و نقد و مخالفت با سیاستهای آن می شویم.
· وقتی حکومت به دنبال غلبه یک ایدئولوژی است،لاجرم با بسیاری از حقوق طبیعی و اجتماعی مخالفت می کند. بسیاری از این حقوق مانند حق آزادی بیان، حق آموزش یکسان بدون هیچ قید امتیاز بخش یا سلب کننده امتیاز، حق انتخاب پوشش بخصوص برای معلمین زن و دانش آموزان دختر و مخالفت با حجاب کودکان (دختر) و ده ها حقوق دیگر صنفی معلمان و دانش آموزان از سوی حکومت پایمال شده و منجر به رویارویی تشکل ها با حکومت میشود اما ماهیت این رویارویی سیاسی نیست.
دسته چهارم: بله و باید اینطور باشد (این دسته با دسته سوم دارای نقاط اشتراک و افتراق است)
همانند دسته سوم معتقدند چون دولت ایران در تمام امور مداخله میکند و در تمام عرصه های صنفی، مدنی و حقوق بشری حضور دارد و آموزش و پرورش نهاد کاملا حاکمیتی است و مخاطب فعالان صنفی دولت و مجلس است. پس مطالبات معلمان سیاسی میشود. همچنین معتقدند هیچ یک از اصناف ازجمله معلمان به تنهایی قادر به گرفتن مطالبات خود نیستند و باید با دیگر اصناف و اقشار هم طبقه خود از جمله کارگران ائتلاف کنند تا بتوانند قدرت تاثیری گذاری پیدا کنند که این عمل از سوی حکومت اقدامی سیاسی محسوب میشود.
· در حکومت ایدئولوژیک و تمامیت خواه هیچ مطالبه صنفی،مدنی و حقوق بشری از سوی حکومت پاسخ داده نمی شود. بنابراین راه چاره تغییر نظام است که بالاترین سطح مطالبه سیاسی است.
· معلمان علاوه بر حقوق صنفی دارای حقوق سیاسی و سایر حقوق اجتماعی نیز هستند که بایستی از طریق تشکل ها آنرا دنبال کنند
· کاملا برخلاف دسته دوم و سوم معتقدند اگر نمایندگان واقعی اصناف بتوانند وارد مجلس شوند و قدرت چانه زنی و سهم بری بیشتری به دست می آورند.
دسته پنجم: پاسخشان به موضوع نه منفی است و نه مثبت. اصلا قائل به این تقسیم بندی نیستند. همه چیز را در جوامعی مانند ایران سیاسی و عملکرد را وابسته به شرایط میدانند. جایگاه این دسته در پیوستار نقطه میانه (بین دو و سه) است. نگاه پراگماتیستی آنها از دسته دوم پررنگ تر است.عامل تعیین کننده را شرایط واقعی میدانند. برایشان مهم است دستیابی به منافع صنفی، اجتماعی و دموکراسی است. تنها خط قرمزشان از دست دادن استقلال و وابستگی به احزاب سیاسی است.
نتیجه پایانی
فعالان صنفی فرهنگی تعریف روشن و مشخصی از فعالیت صنفی و سیاسی ندارند و سهم زیادی از اختلاف بین آنها ناشی از همین موضوع است و لازم است که با گفتگوهای تفاهمی و توافقی به اشتراک نظر بیشتری برسند. البته بخشی از این اختلاف کاملا طبیعی است و در صورتیکه کنشگران صنفی نظر و نگاه خود را شفاف بیان کنند و خود را درمعرض انتخاب معلمان قرار دهند معلوم میشود که کدام تعریف و نگاه مقبولیت بیشتری بین معلمان دارد.
کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان