شانس جمهوری اسلامی است که ما دچار چنین وضعیتیم
من هم بعنوان یک هموطن خواستم نظر خودم را بیشتر در خصوص جمع بندی از نظرات و تحلیلهای حاضرین شرکت کننده در این اطاق بیان کنم.
بنظر من با وجود دلائل مختلفی که در خصوص چرایی مماشات غرب با جمهوری اسلامی بیانش، از منافع استراتژیک غرب از تغییر رژیم در سال ۵۷ در تقابل با شوروی کمونیستی و منافع مالی در خصوص نفت و انرژی در خاورمیانه و سپس فروش تسلیحات تا بهره برداری اسرائیل از خطر ترویج اسلام شیعی و در نتیجه آن پیمان ابراهیم و غیره و همه این موارد صحیح است.
باید در نظر داشت که این بهره برداریها و سودجوئی از وجود چنین نظامی بصورت مرحله ای رخ داده و چه بسا که طبق پلن قبلی پیش نرفته و اصولا نظر واحدی هم مانند تغیر رژیم که در گذشته در جزیره گوادلوپ اتخاذ شد در طی چهار دهه بعداز آن بین کشورهای غربی نبوده است و هر کدام از کشورهای غربی بنا صلاحدید و منافع خود نسبت به زمان با آن برخورد کرده اند، یعنی در دوره جنگ ایران و عراق با فروش سلاح به هردو سوی جنگ و سپس شرکت در بازسازیها و یا حداقل تجارت و بازرگانی و اصولا با صادرات به ایران و تامین مایحتاج نیز سعی کرده اند از هم پیشی گیرند.
و اصولا حکومت ایران با ایجاد بازی اصلاح طلبان نظام، فکر خطر عمده گسترش اسلام شیعی که برخی از سیاست مدران غربی را برآشفته میکرده، نیز خنثی کرده اند و به آنها به نوعی این اندیشه را الغا کرده اند که نگران تندروی رژیم نباشید و با حمایت از ما اتفاق خاصی در منطقه نخواهد افتاد. از این تفاسیر در بحث نگاه غرب به ایران بسیار میتوان اشاره کرد.
و اما امروز نگاه غرب به رژیم حاکم بر ایران قدری متفاوت تر از دوره های قبل بوده و با توجه به شرائط سوق الجیشی منطقه و جنگ روسیه با اکراین و کمبود انرژی که بخصوص اروپا با آن درگیر است و هجوم سیل پناهندگان به اروپا در صورت بروز درگیری در خاورمیانه و تورم جهانی که نارضایتی عمومی را درپی دارد و صرف نظر از وجود دولتمردان ضعیفی مانند بایدن و حزب دموکرات در آمریکا و لیبرالها در کانادا و مشابه آنها در سایر کشورها
وجود نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در کشورهای عراق و لبنان و یمن و فلسطین و سوریه و غیره بسیار حائز اهمیت هستند و جمهوری اسلامی در این مورد نیز مانند ایجاد اصلاح طلبان در داخل با ایجاد چنین گروهای نیابتی بصورت جدی توانسته حاشیه امنیتی خوبی برای خود بسازد
لذا امروز جهان غرب بجز مماشات و حل مشکل هسته ای ایران که مهمترین مشکل غرب است، چاره ای جز دیپلماسی ندارد و بقیه ماجرا.
اما وظیفه ایرانیان و اپوزیسیون همانطورکه آقای مهندس شریعتمداری بیان نمودند و دغدغه اصلی ما ایرانیان نیز است. در وهله اول اتحاد همه گروهای گوناگون موافق برانداز رژیم با هم ، چه بصورت مردمی در داخل و چه به شکل اپوزیسیون در خارج بصورت آلترناتیوی منسجم که نشانگر بلوغ سیاسی مخالفان رژیم نزد کشورهای غربی و منطقه ای ایران تلقی میگردد، چرا که برای گذار از رژیم جمهوری اسلامی هم صدایی و نظر مثبت غرب و کشورهای پیرامون ایران و بخصوص رسانه های اجتماعی آنها ، مورد نیاز می باشد.
و اما روی سخن با اپوزیسیون که خواسته و ناخواسته آب در آسیاب جمهوری اسلامی میریزد اینکه افراد باهم اختلاف نظر و اختلاف سلیقه و اختلاف فکری داشته باشند ، بسیار طبیعی بوده و انتظاری هم نیست که در اپوزیسیون همه مانند هم فکر کنند ولی مشکل امروز ما چه در داخل چه در خارج کشور بسیار فراتر از این میباشد
بعبارتی هرکدام از تفکرات مختلف سیاسی موجود در ایران، آن دیگری را دشمن خود تلقی مینماید و بیشترین انرژی خود را صرف افشاگری و نقدهای تند و بسیاری موارد دشنام و توهین و انواع و اقسام انگ های سیاسی میکنند.
واین قضیه فقط مختص به سلطنت طلبها نبوده که مدام در مقام افشاگری این و آن و خائن خطاب دادن هر آنکه جز اینها فکر میکند و بدنبال تقدس گرایی و نئو پهلویسم هستند یا دوستان چپ که مارکس و انگلس قسم خورده اند که تا زنده هستند با تعصب و غیرتی باور نکردنی هرگز گذشته خود را فراموش نکرده و هر لحظه آماده کوبیدن مشت محکم بر دهان هر که از گذشته و دوران پهلوی اندکی بخوبی یاد میکند و جمهوری خواهان که نسبت به بقیه با زبان دیپلماسی آشنائی بیشتری دارند ولی بری از این مقوله هم نیستند بخصوص دوستان ملی گرا و هواداران دکتر مصدق که انتقاد از ایشان ممنوع بوده و جزو شوخیهای ناموسی به حساب میاید وتا محکمه ای برای حاکمان آن دوره ، ایجاد نشود حاضر به همکاری نخواهند بود
براستی دوستان، این شانس جمهوری اسلامی است که ما دچار چنین وضعیتی هستیم یا دستانی به عمد در حال برافروختن و زنده نگه داشتن این آتش خانمانسوز هستند. و یا ما تظاهر به ایران دوستی و تلاش برای نجات کشور را میکنیم و در حقیقت مهمتر، از کشور و ملت ایران ، شهوات سیاسی مان بر ما غلبه دارد.