از قضا سرکنگبین صفرا فزود؛ نگاهی به پروژه فولاد مبارکه و شباهت آن با دیماه ۹۶

؟؟؟؟*

ماجرای تحقیق و تفحص از فولاد مبارکه و انتشار گزارشی منتسب به هیئت مذکور چنان در فضای عمومی جامعه پیچید که امروز در هر کوچه و محله‌ای و در هر خانه‌ای سر بزنید حتما عده‌ای آن را شنیده و با شاخ و برگی مشغول تعریف و احتمالا لعن و نفرین هستند!

اما چرا ماجرا اینگونه پیش‌ رفت؟
به نظر می‌رسد هدف اولیه تحقیق کنندگان استفاده سیاسی از تخلفات احتمالی و البته ساختن معجونی از حقیقت و دروغ برای منکوب کردن یک جریان سیاسی بود. این را از همان خطوط ابتدایی و ساعت‌های اولیه انتشار گزارش می‌توان دریافت.
در همان متون اولیه که به راحتی از طریق نرم‌افزارهای پایش می‌توان فهمید از کجا شروع شد تمرکز بر نام‌هایی مانند جهانگیری و آخوندی و عطریانفر بود.

افرادی توسط چهره‌های سیاسی اصلاح‌طلب معرفی شده، استخدام شده و یا قراردادی گیرشان آمده است و منتفع شده‌اند.
چه چیزی بهتر از این برای کوبیدن بر سر جریان رقیب؟

یک فلش بک کوتاه به دی‌ماه ۹۶ و اتفاقی که در مشهد افتاد. آنجا اعتراضات از مشهد شروع شد و قرار بود محور اعتراض به گرانی باشد و با شعار مرگ بر روحانی به رییس جمهور وقت تفهیم شود که اگر روزی در خیابان مرگ بر بنی‌صدر گفته شد چند دهه بعد همچنان این قدرت را داریم که رییس جمهور را سر جایش بنشانیم.

اما یک خطای محاسباتی سیلی ویرانگر ساخت که کشور هنوز هم هزینه آن اتفاقات تلخ و دردناک را می‌پردازد.

حالا به ماجرای فولاد مبارکه بازگردیم. قرار بود موضوع محدود به فساد یک مدیرعامل دولت قبل باشد که با زدو بند آخوندی و جهانگیری به مدیرعاملی رسیده و اطرافیان را منتفع کرده است. اما مثل مشهد وقتی غول از چراغ بیرون آمد همه را با خود برد و اگر آنجا شعار مرگ بر روحانی به سرعت تبدیل به شعارهای ساختارشکنانه دیگر شد اینجا هم سیل فساد ادعایی از اداره اطلاعات و ائمه جمعه استان اصفهان تا صدا و سیما را درنوردید.

از قضا آن چهره‌های سیاسی اصلاح‌طلب هم هنوز سیل راه نیفتاده بیانیه دادند و خود را از اتهامات بی‌سندی که به آنها وارد شده مبرا کردند اما با دامان نهاد امنیتی و حاکمیتی و مذهبی که آلوده بن لباس و کارت هدیه و سکه شده چه باید کرد؟

اینجا بود که همان محققین عزیز در مجلس ابتدا گفتند ما اصلا خبر نداشتیم این گزارش از کجا درز کرده و حالا رسانه‌هایشان یک پارچه از صدا و سیما تا همشهری اصالت گزارش را زیر سوال بردند.

جناب مولانا در مثنوی می‌گوید:
از قضا سرکنگبین صفرا فزود
روغن بادام خشکی می‌نمود

البته ایشان در همان مثنوی حکایت دیگری هم دارد که اگرچه روزی در نماز جمعه به آن اشاره شد اما چون خارج از چارچوب عرف و ادب امروزی ماست از بیان آن حکایت خود داری می‌کنیم و فقط به دوستان عزیز توصیه داریم از هول حلیم در دیگ نیافتند.

*گروه خبر امتداد

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»