گلاسنوست، شفافیت، پرسترویکا، نوسازی، صلح جهانی، حیات مشترک اروپا آمد. با آرمانهایی جذاب و دل انگیز که میلیونها انسان در سراسر جهان در قلبشان تحقق آنها را آرزو می کردند. با آمدن گورباچف روسیه ، اروپا و جهان چهره دیگری بخود گرفت. با آمدن او بود که ” زندان بزرگ خلقها ” گشوده شد ، کشورهای شرق اروپا راه دلخواه خود را در پیش گرفتند ، دیوار شرق و غرب فرو ریخت و دشمنی ها به دوستی میدل شد و نسیم نو اندیشی و باز بینی فکری احزاب کمونیست را فرا گرفت.
اول اینکه مساله رابط میان سوسیالیسم و دموکراسی را که در فکر چپ ایران قطع شده بود یا اصلا وجود نداشت زنده کرد و به یکی از مهمترین دغدعه های فکری انها تبدیل کرد. دوم باعث شد که همه آن نحله های کمونیست که به درجات مختلف از سوسیالیسم شوروی حمایت میکردند یا خود را به نحوی متعلق به این کمپ می دانستند از اشتباه در آیند و با رد این مدل سوسیالیسم از بار مسئولیت هایشان بکاهند ، و سوم ظهور گورباچف برای ما و طیف بزرگی از چپ جهانی انگیزه نیرومندی شد که بازبینی مارکسیسم و همه شاخه های فکری ان همچون یک نهضت فکری از نو آغاز شود .
یادش گرامی
فیسبوک نویسنده