مجتبی خامنه‌ای کیست؟

او سرکوب خشن اعتراضات سال۸۸ را سازماندهی کرد

کانال چرک نویس

حقیقت پنهان ورای این داستان‌ها هر چه باشد، سوال جالبی را مطرح می‌کند: صلاحیت‌های واقعی و شانس‌ مجتبی‌ برای جانشینی پدرش چقدر است؟ او متولد ۱۹۶۹ در مشهد و دومین پسر از چهار پسر خامنه‌ای است. مجتبی هرگز در هیچ سمت انتخابی کار نکرده و بیشتر وقت خود را در دستگاه‌های مخفی اطلاعاتی و به دور از چشم عموم سپری کرده است. از همین روست که داده‌های اندکی درباره زندگی او در دست است.

در میان چهار پسر خامنه‌ای، مسعود و مصطفى خود را عمدتا وقف مطالعات دینی در قم کرده اند و برخی فعالیت‌های سیاسی جزئی در دفتر پدرشان دارند، اما آن طور که برمی‌آید بیشتر فعالیت‌های مجتبی و برادرش ميثم پشت پرده‌های معادلات و معاملات سیاسی در جریان است. هر دوی آنها از سال ۱۹۸۸ به مدت دو سال در نیروهای مسلح خدمت سربازی گذراندند. مجتبی سپس تحصیلات دینی را شروع کرد؛ نخست در تهران و سپس از سال ۱۹۹۹ در حوزه‌ علمیه قم که در آنجا شاگرد محمدتقی مصباح یزدی بود.

به این ترتیب مجتبی تحت طلسم یکی از بانفوذترین روحانيون ایران قرار گرفت، کسی که به عنوان حامی دینی-ایدئولوژیک تندروهای افراطی و پدر معنوی آنان شهرت پیدا کرده و دیدگاه‌های افراطی‌اش جنجال‌های زیادی را برانگیخته است. به عنوان مثال، مصباح یزدی قبل از فوت در ژانویه ۲۰۲۱، خواستار لغو نهادهای منتخب جمهوری و انتقال وظایف پارلمانی و ریاست جمهوری به رهبر شد؛ امری که ایران را سرتاپا به یک حکومت تمامیت‌خواه دینی تبدیل می‌کند.

با این حال مطالعات دینی مجتبی چندان پیش نرفت. تا به امروز، هیچ‌یک از آیت‌الله‌های بزرگ قم به اومدرک تدریس علوم دینی یا درجه آیت‌اللهی نداده است. اگر این شایعات درست باشد، معنایش آن است که تمرکز او بر تشکیل و گسترش دفتر پدرش باعث آن بوده که نتواند زمان بیشتری برای تحصیل داشته باشد.

در سال ۱۹۸۹، وقتی که روح‌الله خمینی درگذشت، دفتر رهبری حدود ۸۰ کارمند داشت، اما تا سال ۲۰۱۹ شمار کارمندان آن به حدود ۴۰۰۰ نفر افزایش یافت. این دفتر اکنون به مرکز یک سیستم بسیار پیچیده متشکل از ۱۰۰ سازمان و موسسه زیرمجموعه آنها تبدیل شده است. مدیرانش تنها به مقام رهبری پاسخگو هستند و نه به دولت. خامنه‌ای به طور مدام و با شگرد «تفرقه بینداز و حکومت کن»، و تلاش‌ در جهت موازنه برقرار کردن میان منافع متضاد (افراد و گروه‌ها)، این سیستم را تثبیت می‌کند.

در این هزارتو، گفته می‌شود که مجتبی دو مرکز قدرت ایجاد کرده است:‌ یک بخش اطلاعاتی و امنیتی که هفده نهاد را دربرمی‌گیرد، و دیگری یک شبکه تبلیغاتی که شامل رسانه‌های حکومتی و هیات‌ بانفوذ ائمه جمعه است. برخی منابع ادعا می‌کنند که او این مراکز را با سرسپردگانی از یک گروه سنی مشابه پر کرده و به طور سیستماتیک از آنان برای گسترش نفوذ خود استفاده می‌کند.

افزون بر این، گفته می‌شود که در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۵، ‌این مجتبی بود که پدرش را به حمایت از محمود احمدی‌نژاد متقاعد کرد. در دور بعدی انتخابات ریاست جمهوری در سال ۲۰۰۹ که احمدی‌نژاد با دستکاری نتایج در آن پیروز شد، طبق ادعای برخی افراد باز این مجتبی بود که با حمایت فعالانه حسین طائب، فرمانده وقت نیروی مقاومت بسیج، که بعدا مسئول اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد، سرکوب خشن اعتراضات گسترده پس از انتخابات را سازماندهی کرد.

برخی گزارش‌ها حاکی است که همکاری نزدیک با احمدی‌نژاد، بعدا ثمره مالی‌اش را به مجتبی پس داد، بویژه از طریق قاچاق نفت. به عنوان مثال، یک حساب یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلاری که دولت بریتانیا در سال ۲۰۰۹ به دلیل ارتباط‌ با سرکوب تظاهرات مردم ایران مسدود کرد، ممکن است متعلق به مجتبی باشد، هرچند این ادعا ثابت نشده است.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»