ذکاوت انگلیسیِ، مرتضی ملک

نهاد سلطنت سازه ای برای همبستگی ملی انگلیسیها

ما ایرانیها نظر خوبی به انگلیسی ها نداریم. نظر غالب ما این است که انها با ما خیلی بد کردند. سیاست انگلیس در خاطره ایرانی یاد آور دسیسه چینی و توطئه گری و دو بهم زنی است. این پیش داوری بدور از واقعیت نیست ، انگلیسی ها نه فقط با ما بلکه در حق خیلی از ملتهای دیگر هم کم جفا نکردند. این رفتار البته ویژه انگلیسی ها نبوده است ، سایر امپراتوری ها و مستعمره دارها در عصر جدید با کشورهای ضعیف و زیر دست کما بیش همین طور کرده اند . اما آنچه ویژه انگلیسی ها است ، این است که انها هر چه با دیگران ستم کردند ، در برخورد با خودشان خوب و حسابگرانه عمل کردند.

این طرز عمل شاید ظریفترین هنر انگلیسی ها باشد . که نزد ملتهای دیگر کمتر پیدا می‌شود. آنها پس از جنگ داخلی و شاه کشی میانه قرن هفده ، دیگر دور جنگ داخلی و انقلاب قهر آمیز و ترور و دیکتاتوری را تقریبا خط کشیدند و رفتند سراغ روشهای دیگر حل اختلاف. آنها حتا در انجام انقلاب هم روش خاص خود را ابدا ع کردند. با وجود اینکه اولین انقلاب عصر جدید کار انها بود و تجربه ای نداشتند ، اما خیلی خونسرد بدون دست بردن به تیر و تفنگ و حمام خون بپا کردن تمیزترین و آرامترین انقلاب را به انجام رساندند. آنها برخلاف فرانسوی ها ، المانی ها و ایتالیایی‌ها که اغلب برای حل منازعات خود مرتکب شدیدترین کشت و کشتار و قتل و غارت می شدند ، کشمکش های ملی بر سر تقسیم قدرت را در کانالهایی می انداختند که از ابزار عقل و درایت هم بشود استفاده کرد. به همین جهت آنها موفق شدند انتقال تاریخی قدرت از نهادهای سنتی به مدرن را با کمترین تلفات انجام دهند. و میان کانون های قدرت همچون ، پادشاه و کلیسا و اشراف و بورژوازی نو پا بر سر تقسیم قدرت به مصالحه برسند.‌

یک نمونه برجسته و باقی مانده از این نوع فرمول حل مسایل به روش انگلیسی همین جایگاه نهاد سلطنت است که امروز مشاهده می‌کنیم .‌‌سلطنت در میان این ملت هنوز از محبوبیت خاصی برخوردار است. این یک داوری از روی نمایشات و تبلیغات نیست ، بلکه آمار و ارقام از نظرات مردم نشان می دهد این نهاد سنتی مورد حمایت اکثریت بزرگی از مردم بریتانیا است ، چیزی در حدود شصت و چهار درصد در آخرین رای گیری سال گذشته یا دو سال پیش ؟ البته خیلی از هم وطنان ما از دریچه تجربه خودشان نه فقط نظر خوبی به این نهاد ندارند، بلکه ان را تجسم بلاهت ملی انگلیس ها میدانند ، سمبل اشرافیت پوسیده و منحطی که جز خرج گذاشتن روی دست مالیات دهنده انگلیس هنری ندارد . در واقع این هموطنان منتقد اینجا هم مصالح و منافع مردم سایر ملل را بهتر از خودشان تشخیص می‌دهند، اما ظاهرا یک انگلیسی مالیات دهنده با این قضاوت موافق نیست و در جواب احتمالا خواهد گفت آنها در ادامه حیات این نهاد سنتی چیزهایی مثبت و مطلوبی می‌بینند که به مالیات دادن و هزینه کردن برای آن می ارزد. مثل خیلی از خدمات یا مصارف دیگر اجتماعی که با مالیات می چرخد و با ارزش و مقبول است .‌ مثل همبستگی ملی ، تعلق مشترک به نماد های تاریخی و یا جمعی ، مثل حفظ رسوم و اعیاد فرهنگی که احساس مشترک جمعی انها را به گذشته تاریخی شان پیوند می زند.

ذکاوت انگلیسی توانسته از این سمبل و سنت سازه ای برای همبستگی ملی درست کند. آنها با این نهاد های اجتماعی همان کاری را کرده اند که حالا ملتهای متمدن با آثار تمدنی قدیم خود می کنند . ملتهای مدرن برخلاف اعصار گذشته اثار تمدنی و فرهنگی ملل مغلوب یا سلسله های سرنگون شده خود را نابود نمیكنند، آنها به جای ویران کردن کاخ ها ، زندانها ، مجسمه ها ، قلعه ها و نماد های قدرت و شوکت شاهان و سلسله‌های حکومتی ، ان مکانها را تبدیل به موزه ، دانشگاه ، مراکز پژوهشی ، کانونهای علمی و فرهنگی و جاذبه هایی برای اقتصاد گردشگری و تبادل فرهنگی میان ملتها می کنند.

انگلیسی ها همین تدبیر را با نهاد اجتماعی سلطنت کردند و در کار ان چنان دست بردند که امروزه هم پسندیده به نظر برسد.‌ آنها جایگاه و مقام ماورایی و ایزد پناهی این نهاد را تخفیف دادند و با رشته ها و انشعابات مختلف به بدنه جامعه وصل کردند . آنها با اصلاح کارکردهای اجتماعی مختلف از بار خاطر این نهاد کاستند و بر یار شاطر ملت افزودند . در غیر این صورت خیلی بعید بود که شهروند حسابگر انگلیسی که آرای اش به احزاب سیاسی و فراکسیونهای پارلمانی تابع دقیق کم و زیاد شدن درصد مالیات است به آسانی تن به وجود و مخارج نهادی بدهد که هیچ فایده ای برایش نداشته باشد ؟

خلاصه اینکه نه رهبران و نه شهروندان انگلیسی را نباید دستکم گرفت. شهروند انگلیسی که در متن بحث و گفتگوهای ملی بر سر بود و نبود این نهاد بارها شرکت کرده ، قاعدتا می داند سود و زیان قضیه چقدر است. و اگر همچنان از این نهاد پشتیبانی می کند آگاه است که فایده‌های مادی و معنوی نهاد سلطنت خیلی بیشتر از هفتاد یا هشتاد میلیون پوندی است که سالانه خرج آن می‌شود. و اگر امروز می‌بینیم که گروه های بزرگی از مردم از هر قشر و طبقه و دسته ای در ستایش و تاسف از دست دادن ملکه الیزابت اشک می ریزند باید انگیزه ها و آرمانهای انسانی عمیق تری در کار باشد که بالاتر از امر مادی است و احترام انگیز است.

فیسبوک نویسنده

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»