الف – فقر مفرط طبقه کارگر ایران و به وجود آمدن اختلاف در مصرف در همه سطوح و مولفه های همچون فقر زنانه، – دو میلیون زنان سرپرست خانوار و نیروی عظیمی از زنان خاموش و فقیر در کارگاه های زیر ده نفر که هم فاقد بیمه هستند و حتی مشمول قانون کار هم نمی شوند _ ترکیب اجتماعی تکان دهنده ای به میان می کشد. حال اگر سیاست های خصوصی سازی حکومت و ایجاد مراکز آزاد اقتصادی و تورم بی سابقه را هم در سرتاسر ایران به این موضوع اضافه کنیم آن هنگام خواهیم دید که طبقه کارگر ایران زیر منگنه فقر و گرسنگی دست و پا میزند و نتیجه اینکه هیچ چشم انداز روشنی از توسعه پایدار و بالطبع رشد اقتصادی، ایجاد کار و رفاء عمومی ندارند.
ب – عادی و طبیعی شدن موضوع کارگران پروژه ای موقت، قراردادهای موقت و وجود صدها شرکت پیمانکاری که کارگران را از زندگی ساقط و استثماری کشنده تر از همیشه و تبعیض را به امری عادی مبدل کرده تا جائیکه حتی با فقیر شدن لایه های گوناگون طبقه متوسط و یا جابجای طبقاتی و ستروند شدن حاشیه ها و بحرانهای تو در توی در این جا و آن جا مسئله بقاء و زنده ماندن را برای نیروی کار به بار آورده است و در چنین وضعیتی ست که کارگران راهی جز اعتراض نمی بینند. اعتراضات خودانگیخته است اما آگاهانه است اعتراضات گسترده در این جا و آن جا نشان میدهد که طبقه کارگر ایران بیدار است و به منافع خود و جامعه اشراف دارد و به زبانی دیگر خشم فرو خفته میلیونها کارگر هنگامی که با دو عنصر آگاهی طبقاتی و سازمایابی مستقل آشکار می گردد صورت مسئله به شکل مبارزات صنفی و اجتماعی بی وقفه متجلی میشود در چنین وضعیتی ست که هم حاکمیت و هم جریاناتی که در پی کسب قدرت سیاسی بعد از گذار از جمهوری اسلامی هستند بیش از همه چیز به نظم اجتماعی می اندیشند نه بیشتر.
ج – حال بر اساس مختصات فوق یعنی فقر و بقاء؛ تمامی هزار و اندی اعتصاب و اعتراض کارگران در بخش های متعدد نفت و صنعت و معدن و فولاد و بخش خدمات و ساختمان و حتی برق فشار قوی را در سال هزار و سیصد نود و نه، و همچنین بیش از دو هزار اعتراض و اعتصاب در هزار و چهار صد را شاهد بودیم.
جالب اینکه اعتراضات از اهواز و شوش تا تهران و ایلام و آبادان و اصفهان و … بر بنیاد سازماندهی غیر متمرکز، بر اساس محافل و مجامع عمومی با مرجعیت رهبران میدانی و واقعی کارگران تحقق یافت. طوریکه اعتصاب کارگران پروژه ای نفت گاز و پتروشیمی در بیست و نهم خرداد هزار و چهارصد که دارای سازماندهی کاملا غیر متمرکز و پویا بود و توان نفوذ نیروهای سرکوب گر در آغاز و پایان آن اعتصاب به حداقل ممکن رسیده بود، اعتصاب ادامه یافته و خواسته هایی همچون بیست روز کار ده روز مرخصی ، از میان برداشتن شرکت های پیمانکاری و استخدام رسمی چنان دامن گستر شد که نشانه های از پیش روی جنبش کارگری را شاهد و در اوایل شهریور امسال که کارگران نفت آغاز به اعتراض می کنند و به سرعت نزدیک به هفتاد تن از کارگران نفت دستگیر و برای آنان پرونده سازی می شود، روشن میگردد که نیروهای امنیتی در غالب کارگران رسمی نفت با همیاری وزارت نفت با لباس کارگران در نخستین روز اعتراض وارد تجمع و در همان ساعات اولیه فعالین و رهبران حرکت را شناسایی و با یک حرکت سریع اعتراض را در نطفه خفه می کنند و این نشان میدهد که دستگاههای امنیتی برای مقابله با اعتصابات و اعتراضات کارگران، با استراتژی نفوذ و دستگیری رهبران کارگری و اخراج از محل کار قادرند که روند را کنترل و مدیریت و در صورت لازم به شدت سرکوب کنند. که نشانه های این سیاست را هم اکنون با زندانی کردن رضا شهابی حسن سعیدی شاهپور احسانی راد و دیگر فعالین کارگری به وضوح می بینیم.
کانال اخبار اعتراضات مردمی