در ضرورت تقدم غوره بر مویز! آرمان امیری

عبیر متداولی است که ما جوامعی را «سنتی» بخوانیم و آن‌ها را در نقطه‌ی مقابل جوامع «مدرن» (با تصوری بنای مدرنیته بر عقلانیت) قرار دهیم. در این دست تعابیر، جامعه‌ی ایرانی به صورت معمول بسیار «سنتی‌تر» از جوامع غربی و به ویژه انگلستان تصور می‌شود. به باور من اما، اگر اختلاف آشکاری میان دو جامعه‌ وجود داشته باشد، در ضعف آشکار و خلاء گسترده‌ی سنت در دل جامعه‌ی ایرانی است. البته دست ما هم به کل از سنت خالی نیست. ما هم سنت‌های پراکنده‌ای داریم. نوروز معروف‌ترین آن‌هاست. سیاه پوشیدن در مراسم سوگواری یا سپید پوشیدن در عروسی دو تای دیگر؛ اما از این دست سنت‌ها چند تا می‌توانید مثال بزنید؟

در نقطه‌ی مقابل، جامعه‌ی انگلستان به قدری از سنت اشباع است که حتی به هنگام قانون‌نویسی نیز اصلا احساس نیازی نکردند مجموعه‌ای محدود و مشخص را به عنوان «قانون اساسی» تدوین کنند. بسکه در هر زمینه‌ای به قدمت یک تاریخ قانون و سنت داشته‌اند، عملا جای خالی و ابهام چندانی احساس نکرده‌‌اند که بخواهند بر روی آن توافق‌نامه‌ی جدیدی صادر کنند.

چرا چنین تمایزی باید یک نوع برتری یا مزیت به حساب بیاید؟ دلیل‌ش را باید در کارکرد سنت جست. سنت، نه برآمده از عقل یک نفر، یا حتی یک نسل، بلکه محصول بخشی از اجماع خرد جمعی در طول اعصار طولانی است که توانسته با موفقیت تمام از آزمون هزاران بزنگاه سر سلامت به در ببرد. و البته همین درک ساده از ضرورت «به سلامت عبور کردن از بزنگاه‌های تاریخی» کافی است که دریابیم معرکه‌ای که سلفی‌گران ایرانی (از نسخه‌ی تراژیک شریعتی‌ گرفته تا تکرار کمدی‌وارش در امثال جواد طباطبایی) در ضرورت «احیای سنت» به پا کرده‌اند چقدر متناقض‌نما و مبتذل بوده است و چه جای تعجب که نتایج اعمال و افکارشان به همان اندازه‌ی دیگر سلفی‌گران، از اخوان‌المسلمین گرفته تا داعش، ویرانگر و در عین حال ناپایدار است. سنت‌هایی که در عصر خودشان نتوانسته‌اند از آزمون تاریخ سر بلند بیرون بیایند، چطور قرار است در عصر دیگری حکم کیمیای نجات‌بخش را بازی کنند؟

عقلانیتی که پایه‌های تجدد و مدرنیته را بنا می‌کند، از پرسش‌گری «مساله‌مند» در مواجهه با سنت‌های به جای مانده آغاز می‌شود؛ و نه انکارگرایی بازیگوشانه‌ای که با کوته‌اندیشی خود، عقلانیت محدود فردی را بر تجربه‌ی تاریخی یک ملت برتری می‌دهد. اینکه «چرا باید در مراسم سوگواری حتما سیاه بپوشیم» اصلا «پرسش» نیست؛ چون معلوم نیست قرار است کدام مساله و دشواره‌ را از پیش روی ما بردارد! چنین سوالی، نه یک چالش «عقلانی»، که صرفا یک بازیگوشی خام‌دستانه است. پرسش درست آن است که «چرا نباید این کار را تکرار کنیم؟!» در واقع، اینجا عقلانیتی فراگیرتر از تردیدهای خلق‌الساعه‌ی شخصی وجود دارد که از دل مجموعه‌ای فراگیر از تجربیات زیست بشری سربرآورده تا با ایجاد روال‌های تکرار شونده، ما را از بلاتکلیفی‌های فراوان و مداوم رها ‌کند تا وقتی قرار است به مراسم سوگواری عزیزی برویم، دیگر مجبور نشویم بار دیگر نشان بدهیم که سطح پرسش‌گری ما در حد «حالا چی بپوشم» باقی مانده! پاسخ این دغدغه‌های کوچک روزمره را به «سنت» واگذار می‌کنیم و «راحت‌تر» زندگی می‌کنیم.

پرسش‌گری مساله‌مند، یعنی به سراغ آن دست از سنت‌هایی برویم که ایجاد آزار می‌کنند. مبنای خود را خرد «انسان‌مدار» قرار دهیم و به سراغ موضوعاتی برویم که زیست بشری را تهدید می‌کنند. زنده‌به‌گور کردن دختران، یا ختنه دختران، یا چادر و چاقچور و هزار جهل و ارتجاع ضدانسانی دیگر هم سنت هستند و ضرورت پرسش‌گری نقاد را به خوبی نشان می‌دهند. اینجا پرسش «چرا دیگر نباید این کار را بکنیم؟» متکی بر اشارات کاملا عینی و ملموس به درد و رنج انسان‌ها پاسخ‌های قانع کننده‌ای پیدا می‌کند و آن وقت است که می‌توان سنت را «نقد شده» و ای بسا «نقض شده» قلمداد کرد. پرسش «چرا هفت سین را به هم بزنیم» قطعا تا به حال جواب قانع‌کننده‌ای نداشته که این سنت ادامه یافته است؛ درست به همان اندازه که «چرا قضات انگلستان باید کلاه‌گیس را از سر بردارند!»

فقره‌ی اخیر مرگ ملکه‌ی انگلستان و تکرار سنت‌های دیرپای این کشور، چه در فقره‌ی جانشینی و چه در جزییات شگفت‌انگیز ادای احترام و تدفین، هرچند برای بازه‌ای کوتاه توانست حس حقارت تاریخی جامعه‌ی استبدادزده و فرو رفته در بن‌بست همزمان سیاسی و اجتماعی ما را تسکین بدهد؛ اما به همان میزان هشدار داد که ادعای یک قرن اندیشه در باب «دلایل عقب‌ماندگی ایرانیان»، می‌تواند به کل اسراف کاغذ و تکرار اباطیل بوده باشد. دست‌کم می‌توانیم احساس جناب دوستدار را درک کنیم که در مواجهه با این سطح از مبتذل کردن مفهوم پرسش‌گری، به فکر ایده‌ی «امتناع اندیشه» افتاده باشد!

کانال نویسنده

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»