پس از کشته شدن مظلومانه مهسای نازنین در پناه ماموران خشن گشت ارشاد که پیش فرضشان بدکاره بودن هر زن بی چادر است ، بسیاری از مردم ایران عمیقا آزرده شده و چهره معصوم او رنج دختران خود را برایشان تداعی نمود و نماد اعتراض به رنج و خشم فرو خفته ای شد که سالهای گلویشان را می فشرد .
در شرایط منع حکومت برای اعتراض مدنی و آرام طبق قانون اساسی و در غیاب احزاب و نهادهای مدنی برای هدایت مطالبات مردم در بسیاری موارد اعتراضات تبدیل به تقابلی میان مخالفان انبوه و حامیان اندک ولی مسلح حکومت تبدیل شده و تقریبا پلیس غایب خیابان است و صدای اعتراض مردم به بی تدبیری حاکمان و درخواست اصلاح موثر شنیده نمیشود. دعوت صدا و سیما از اصلاح طلبان در مناظره های تلویزیونی و پخش اعتراض مردم به گشت ارشاد نشان از عزم حکومت برای تعدیل سیاست حجاب اجباری است که پس انقلاب دروغین فرهنگی توسط اکثریت بر اقلیت تحمیل شد .
پس از عبور از سالهای اول انقلاب و جابجایی جای اکثریت و اقلیت و مشاهده انبوه فساد و بی اخلاقی در بدنه حکومت شواهد نشان میدهد که اصرار بر حجاب اجباری صرفا روشی برای فروکاستن مطالبات مردم و مشغول کردن آنها به فرعیات بوده است و در شعارهای معترضین بوضوح پیدا است که از فرعیات و گشت ارشاد عبور شده است .
دروغگویی مفرط بی احترامی و سفیه دانستن مردم ، گرانی، بیکاری و ناامیدی انبوه جوانان را روانه اعتراض پر خطر خیابانی میکند شعارهایی بنیان کن میدهند و متاسفانه مقامات عالی با خود قانون پنداری و در محاصره بولتن سازان شیاد متملق و دروغگو خواست ملت را به موقع درک نمیکنند. اعتراضات ممکن است سرکوب شود ولی مطالبات آن می ماند و آنچه آن را برای همیشه آرام میکند نه فقط حذف گشت ارشاد بلکه تزریق امید واقعی است . مهمترین مانع امید به تغییر در ایران نظارت استصوابی و حلقه بسته حکومت است . به باور نگارنده برای تزریق امید و حذف زمینه های چنین اعتراضاتی علاوه بر مجازات مقصرین مرگ مهسای مظلوم و انحلال گشت ارشاد تغییر قانون حجاب، اعلام آشتی ملی و حذف واقعی نظارت استصوابی و برکناری نماد منفور آن جنتی است.
@Sahamnewsorg