“برای” سلاح صیقل یافته نسل جدید! “اما و اگر” سلاح زنگ زده نسل من! ابوالفضل محققی

“اماواگر”هایِ گروهای سیاسی سنتی با نگاه حسرت بگذشته

توام با حسرت گذشته از سوی کلمه “برای” ترانه ای ساخته شده با همین نام توسط “شروین حاجی پور”خواننده و نسل جوان. باز گو کننده خواست های مشخص و روشن یک نسل .نسلی که برای گرفتن این خواست ها بدون پیش کشیدن اما و اگر های نسل ما به میدان آمده و دلیرانه می جنگد. کلمه ای بیان گر نسلی که پروای نام خویش و نشان های کذایی آویزان کرده بر سینه خود ندارد. اصلا نشانی ندارد! در بازار مکاره بده بستان های سیاسی، گنجشک رنگ کرده خود را بجای بلبل عرضه نمی کند . همان است که هست! با احساسات نوجوانی دست نخورده. با کینه و بغض انباشته شده طی سال ها تحقیر و ندیده شدن و به حساب نیامدن. نسلی که در صف مقدم قرار گرفتن دختران را به پاس دلاوریشان، در پاسخ گفتن به تحقیر دائم آنها توسط جمهوری اسلامی! در جلو دار بودن مبارزه می پذیرد.شعار “زن ،زندگی ،آزادی سر می دهد. در پاسخ” مرد، وطن، آبادی”را از جانب آنها دریافت می کند. هر دو بخوبی همدیگر را دریافته اند. هر دو ارزش خواسته های ساده خود را میدانند جهت کلمه روش “برای”فردا جان جوان و زیبای خود برسر دست گرفته و به میدان آمده اند. می جنگند برای آزادی! بدون “اگر و اما” برای براهای خود. برای کلمه آینده است.

ولی کلمات “اما” و “اگر” که بهتر است بنویسم دو حرف ربط مربوط به نسل من و پیش از من است. دو رابط جادوئی محافظه کارانه! که محافظه کاری و بی عملی ما در برخورد با مسائل روشن روز و عدم حضور فعال و یک پارچه ما را در مبارزه با حکومت سرکوبگر جمهوری اسلامی توجیه می کنند. عدم موفقیت ما در ایجاد یک وفاق ملی برای حضور موثر در مبارزه جاری رادر سایه ابهام آمیز خود قرار می دهند. کلمات، حروف رابطی که در پس وپیش هر گفته هر نوشته هر تحلیل که بیایند قبل از آن که راه گشا باشند! عامل باز دارنده ای می شوند. برای عدم درک درست و رسیدن به یک تحلیل روشن از شرایط روز.کلماتی گرد شده با میل به طرف گذشته.
تردید افکن دردست زدن به عمل مشخص. این دو حرف ربط ارتباط تنگاتنگ با نگاه محافظه کارانه مبتنی بر سازشکاری بازیگران حرفه ای در سیاست دارند.
اهرم های برنده ای هستند برای توجیه نگاه ایدئولوژیک و انتزاعی ما نسبت به عمل کردها و اشتباهات ما در گذشته. نهایت افکندن تردید درعمل امروز ما دردادن پیام روشن به آینده! به نسل در میدان!
دو سلاح کوچک اما برنده در دست افراد سیاسی کار حرفه ای. که در دوسوی کشمکش های سیاسی و اجتماعی قرار دارند. افرادی که دربازی خواباندن مچ و رهانیدن گردن خویش از نقد با استفاده از این دو رابط استادند. بازیگران تاجر صفت که با بکارگیری این دو حرف ربط نسبت به نتیجه گیری و نقد درست از یک عمل کرد مشخص می توانند سئوال و شبهه ایجاد کنند.مانع از نقدی درست گردند.
حروف ربطی که توانائی گرد کردن یک نتیجه گیری روشن را به سوالی انتزاعی، مبهم وبی جواب از یک مشی سیاسی زیر سوال رفته را دارند. می توانند چنان سفسطه ای ایجاد کنند وترا در هزار توی اما و اگرهای خود بچرخانند که هرگز قادر به دیدن و نقد کردن درست عمل کرد خود و آن ها نگردی. کاتالیزورهائی که در مواقع لازم وارد عمل می شوند. در نتیجه گیری های روش نسبت به یک پدیده عمدتا سیاسی که مورد نظر منتقدان است تغیر و دو دلی ایجاد می کنند.
در مواردی هم نقش چوب لای چرخ برای مانع شدن در جهت رسیدن به یک توافق در راستای عملی مشترک با دیگر جریان های سیاسی بدل می گردند. دو رابط عجیب گریبان گیر جریان های سیاسی سنتی! که ریشه در نگاه ایدئولوژیک آن ها و تمامیت خواهی نسلی پیر شده دارد.نقشی باز دارنده در تاثیر این جریان های سنتی گرفتار در اماواگر! سپری جهت محافظت از تیر منتقدان.
کلمات ،حروف رابطی سئوال برانگیر که به ما امکان می دهد در ساحت مقدس آنها! ایدِئولوژی زیر سوال رفته خویش را محافظت کنیم. در پیله محافظه کاری خود که بی ارتباط با سن ما و خلقیات شرطی شده نسل ما نیست بمانیم. در همان پیله تنیده بدور خود و سازمان خود، پیله ای که آن را مرکز جهان تصور کنیم. مرکز جهانی که دیگرانش متوجه عظمت آن نیستند! پادشاهی کنیم.
این دو رابط بی آنکه ذاتا باز دارنده ای باشند دردست فعالان حرفه ای سیاست که هرکدام میدانی برای پادشاهی خود دارند. عملا به مانعی برای نگاه کردن روشن به مسائل روز می گردند. نگاهی مبتنی بر خواست امروز جامعه.
گروهای سیاسی سنتی که تنها کاربری آن ها همان طرح” اماواگر”های توام با نگاه حسرت به گذشته است در توجیه بی عملی خود.اعتراف به نا کار آمدگی خود. زیر عنوان اگر اردوگاه سوسیالیستی بهم نمی ریخت! این گونه نمی شد؟ اگر خمینی که رگه های دمکرات انقلابی داشت خط امام خود را ادامه میداد! سیاست های ما جواب می گرفت! الا آخر.اما و اگرهائی که متاسفانه زمان قادر به کم رنگ کردن نقش آن ها نشده است. چون طلسمی آویخته بر گردن ما.
اماواگرهائی که اگر بدرستی طرح می شدند؟ می توانستند جواب صریح به خطاهای ما بدهند. راه را برای اتحاد عمل دو یا سه نسل در گذر از پرتگاه جمهوری اسلامی هموار سازند.افسوس که چنین نشد!
حال که نسل جوان با براهای خود به میدان آمده! برای براهای خود جانانه می جنگد؟
براهای نسل ما جدا از” اماواگر چیست؟”
حداقل یک برای ایجابی برای ما؟
ای عقل های هفتاد ساله مرا یاری کنید!

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»