جنبشها، معمولا بدون رهبرند اما زعمای فكری دارند
« شورش ها» دارای ریشه های معیشتی و اقتصادی و «جنبش ها» دارای منشا سیاسی و حقوقی و مطالبه محور است. شورش ها معمولا در میان طبقات پایین اتفاق می افتد و جنبش ها را طبقات متوسط رقم می زنند.
شورش ها، رهبري و سازمان يافتگي ندارند، به واسطه برخي اقدامات و اتفاقات خلق الساعه عموما ناشي از فشارهاي اقتصادي، ايجاد مي شوند و خيلي فوري هم فراگير مي شوند. افرادي كه در شورش ها شركت مي كنند، چندان سابقه كنشگري سياسي و حتي حضور در شورش هاي قبلي را ندارند، بنابراين، اقدامات آنها خيلي زود از كنترل خارج و به خشونت كشيده مي شود و توسط پليس سركوب و خاموش مي شود.
️ جنبش ها، اما اغلب بر يك آرمان متعالي ريشه دار و تاريخي استوار است كه (نظير جنبش كارگران، دانشجويان و زنان ) حداقل چندنسل قبل در پي تحقق آن بوده اند. ممكن است چنين خواسته اي را احزاب و گروههاي رسمي نيز در برنامه خود داشته باشند اما فعاليت جنبش ها زماني تشديد مي شود كه از تحقق آن مطالبه تاريخي توسط احزاب و گروههاي رسمي و قانوني، مايوس شده باشند.
️ پر رنگتر شدن نقش سلبريتي ها ( هنر پيشه ها، خوانندگان و فوتباليست ها) در جنبش هاي سياسي و اجتماعي نيز به خاطر بنيان هاي ضعيف احزاب و يا كنترل شديد حكومت بر نخبگان سياسي و ديگر گروههاي مرجع اجتماعي و در مجموع به خاطر بدبين كردن جامعه به حوزه سياست، اتفاق مي افتد.
ميدان دادن به سلبريتي ها بعضا بخشي از سياست حكومتهاي كمتر دموكراتيك، براي تخفيف موقعيت روشنفكران و نخبگان سياسي به حساب مي آيد اما سلبريتي ها لزوما در مسير سياست هاي حكومت حركت نمي كنند. البته حمايت سلبريتي ها از جنبش هاي فراگير، تا حدي هم مربوط به نوع شغل آنهاست كه به عواطف و همدلي هميشگي مردم و هواداران نياز دارند. اين همراهي ها، فرصت طلبانه نيست.
حضور سلبريتي ها در جنبش ها، بسيار موثر و هيجان آفرين اما موقتي خواهد بود؛ چون آنها سياست ورز حرفه اي نيستند و خيلي زود خسته مي شوند و كنار مي روند و جاي خود را به نيروهاي سياسي حرفه اي مي دهند و در ادامه به عنوان حامي معنوي جنبش، ايفاي نقش خواهند كرد.. كم تجريگي سياسي سلبريتي ها، ممكن است اين خطر را داشته باشد كه به خاطر تهييج بيش از حد جامعه، «جنبش ها» را به مرز « شورش ها» نزديك كنند.
️يك خطر ديگر اين است كه خود حكومت ها، با بي اعتنايي نمايي و يا واكنش هاي تند، «جنبش ها» را به ورطه « شورش ها» سوق دهند با اين تصور كه هزينه سياسي سركوب شورش از جنبش، كمتر است. اگر چه، مي دانيم كه شورش ها ، قدرت ويرانگري بيشتري دارند و در اين حالت، خسارات جاني و مالي بسيار سنگيني براي مردم و حكومت در پي خواهد داشت. آتش شورش ها، جامعه مدني را به كما مي برد و حتي ممكن است به راديكال تر شدن رفتار حكومت منجر شود.
وجود جنبش های مدني و حتي جنبش هاي اعتراضي، نوعا نشانه سلامت و حيات دمكراتيك جامعه و قدرت مختصر طبقه متوسط است. نبايد از جنبش ها، ترسيد و مواجهه درست با آن، نشانه قدرت، صلابت و اعتماد به نفس حكومت به شمار مي آيد. جنبش ها، بي رهبر به خيابان مي آيند اما زعماي فكري دارند و همزمان مجموعه اي از نيروها و گروهها در رقابت براي بدست گيري رهبري جنبش ها هستند و بعيد نيست كه بالاخره روي رهبراني اجماع و اتفاق كنند.
️ شورش ها، عموما به پيروزي نمي رسند و فقط زهر چشم مي گيرند اما جنبش هاي در صورت پيگيري مطالبات خاص و مشخص و بازگذاشتن دريچه گفتگو و مذاكره با اركان تصميم گيري حكومت، مي تواند دستاوردهاي روشني داشته باشد. اما اگر جنبشي از يك مطالبه مشخص عبور كند و موجوديت سيستم را به چالش بكشد، در اين صورت جامعه وارد فاز انقلاب مي شود كه هم بازيگران و هم فرم و زمين بازي تغيير خواهد كرد و البته چشم انداز آن هم خيلي واضح و قابل پيش بيني نيست.
️وقتي جامعه اي خسته و مايوش و تحقير شده دچار التهاب مي شود، گوش شنوايي براي پند و اندرز وجود ندارد، فقط رفتار عقلاني و مدبرانه حكومت است كه مي تواند مانع از اتفاقات بعدي شود. هيچ حكومتي از شنيدن صداي مردم خودش، كوچك نمي شود. البته قبل از آنكه دير شود…
در باره تاثير طبقه متوسط بر تبديل كردن «شورش هاي بنيان كن» به « جنبش هاي كمالگرا» به این لينك رجوع كنيد.
کانال فردای بهتر