رهبری از دل مبارزان میدان بیرون می آید! ابوالفضل محققی

شادی درمیان اشک. روشنی درمیان تاریکی. قدرت و غرور در اوج سرکوب.بالا آمدن امید از پس سالها ناامیدی .شکستن قفلهای نهاده شده بر دروازه ها. پر شدن شگفت انگیز میدان ها و خیابان های سراسر جهان در حمایت از جنبش بزرگ جوانان و مردم ایران.

 آزادی خواهانی که سرنگونی دیکتاتوری و بر آمدن آزادی را فریاد می زنند.

جهان شاهد شکوه، اتحاد و همبستگی پناهجویانی است که در گریز از حکومتی خون ریز و انسان کش ناگزیر تن به مهاجرتی نا خواسته داده اند. حمایت ازملتی که شایسته آزادی ،شایسته آزاد زیستن هستند.ملتی عجیب و قابل تامل.

سرکش و مغرور چونان کوه های سر بر آسمان سائیده اش .گسترده و بیکران از خزر تا خلیج همیشه فارسش.از تاریخ پر از فراز و نشیب اش که بر هر سختی و مرارت دوام آورده و سرانجام سرخ روی و پیروز از گردنه های سخت گسترده بر سر راهش گذر کرده است.

حال در کار گشودن برگی دیگر، برگی زرین در این کتاب مشحون از اشک ،مشحون از درد و رنج از جنگ و پیروزی است. نوشتن برگی از فراز و فرود مستبدان حاکم و سرانجام پیروزی ملت بر آنها.

در این تاریخ کهن کم نیست صفحات پوشیده از دلاوری و شجاعت زنان در مبارزه برای آزادی.باردیگر فرازی از تاریخ فرارسیده است.

 حکومتی سخت متحجر که سالهاست با تکیه بر نیروی سرکوب، نیروی شکنجه و زندان. اعدام های دسته‌جمعی. تلاش در برقراری نظام دینی دارد.نظامی که یکی از مشخصه های اصلی آن به حاشیه راندن زنان از صحنه اجتماعی! تحمیل حجاب اجباری و خانه نشین ساختن آن ها ست خود را در برابر خیزش بزرگ مردم ومهم تر این که زنان  می بیند.خیزشی که هرگز نظیر آن دیده نشده است.

 خیزشی بزرگ و همگانی که زنان و دختران پیشاپیش آن حرکت می کنند. از پیر زن هفتاد ساله که حجاب از سر بر گرفته و شعار مرگ بر دیکتاتور می دهد. تا دختران نوجوان که موهای خود را رها می سازند.کفشهای کتانی می پوشند .در مقابل نیرو های سرکوب می ایستند. شعار زیبای “زن ،زندگی ، آزادی “سر می دهند.

دخترانی که حجاب از سر بر میدارند. از سربند خود پرچمی آزادی بخش می سازند . کشته می دهند! اما بی هراس چشم در چشم گزمگان حکومتی می دوزند ! سینه سپر می کنند واز حیات اجتماعی ،فرهنگی ،سیاسی و اقتصادی خود دفاع می کنند.

جهان در حیرت انقلاب زنان ایران با حمایت مردان است. در انتظار شگفتی های تاریخ ساز دختران و پسران جوان.

جریان های سیاسی هنوز سرگرم بحث برسر انقلاب  نوع مبارزه ،شعار های مرحله ای آن هستند. در جستجوی رهبری برای هدایت انقلابند. انقلابی که دو هفته قبل با مرگ دختری زیبا و مظلومی به نام “مهسا امینی” شروع شد.

دختران و پسران جوان و نوجوانانی که ما جریان های سیاسی هرگز آن ها را نمی دیدیم. پای در میدان نهادند. میدان مبارزه ،شکل مبارزه و شعارهای آن را معین کرده! بر زبان میلیون ها انسان ایرانی جاری ساختند.

 هنوز جریان های سیاسی قادر به درک این دگرگونی عظیم اجتماعی و فرهنگی در جابجائی نقش دختران و جلو داری آن ها نگردیده اند. میدان از دست رفته بی آن که رهبری گروهی، جزبی و فردی بر آنها اعمال شود.درک و هضم این امر برای جریان های سیاسی که سال ها برای رهبری اوصاف تراشیده و لباس دوخته اند چندان آسان نیست. اما این مبارزان جوان حاضر در میدان  رهبران و سازمان دهندگان خود را دارند. مسلما رهبران خود را نیز از دل این مبارزه بیرون خواهند داد.

 من بابی صبری  بر پیشرفت این جنبش و رهبری که از دل خود بیرون خواهد داد می نگرم .دراین پیرانه سری با سلاح خود که نوشتن است این جنبش را در حد توان خود یاری می دهم .حمایت به هر طریق ممکن بدون  اما و اگر و خط کشی های مرسوم در بین جریان های سیاسی بزرگترین وظیفه امروز ماست! حداقل من این گونه درک میکنم.