« فرصت طلاییِ» مردم و «لحظه نگرانی» حکومت
حاکمیت فکر میکرد این اعتراضات باری عاطفی دارد و چند روزه تمام میشود. اما الآن دچار سردرگمی شده. سکوت آقای خامنهای هم قابل توجه است{این مصاحبه قبل از سخنرانی آقای خامنهای صورت گرفته}.
آقای خامنهای در تقلب انتخاباتی سال ۸۸ خودش به سرعت به صحنه آمد و میداندار شد. سال ۹۸ نیز بعد از گرانی بنزین و در حالی که در مجلس زمزمه بازگشت به قیمت قبلی به گوش میرسید، باز خودش جلو آمد و محکم پشت ماجرا ایستاد.
بعد از اعتراضات جنبش سبز، «مهندسی انتخابات» را پیچیدهتر کردند. بعد از کشتار ۹۸ و هزینههای سنگین آن، سیستم سرکوب را نیز پیچیدهتر کردهاند (استفاده از روشهای مختلف در مناطق و مواقع گوناگون و نه مانند ۹۸ شلیک بلافاصله در همه نقاط و همه مواقع).
علاوه بر پیچیدگی نظام سرکوب؛ این بار هم تن و جسم و هم روح و روان آقای خامنهای بیمار و رنجور است. او میداند که در سراسر ایران علیه شخص او شعار داده میشود و این او را سردرگم تر میکند؛ وضعیتی که به نظام سرکوب هم منتقل میشود.
ما اینک شاهد دو موج بزرگ هستیم: یک موج اعتراضات خیابانی و یک موج حمایت وسیع جامعه مدنی؛ هنرمندان، ورزشکاران و… و بزرگترین حمایت بینالمللی (افکار عمومی و جامعه مدنی کشورهای مختلف).
صحنه و لحظه کنونی یک «فرصت طلایی» برای مردم است؛ آنهایی که در خیابان هستند باید مرتب به آن برگردند، آنهایی (و مناطقی)که یک بار اعتراض صورت گرفته دوباره تجدید شود و آنهایی (و جاهایی) که تظاهرات نکردهاند به صحنه بیایند. نیروی سرکوب باید هم پخش و پلا و هم خسته شود.
این یک «لحظه نگرانی» برای حکومت هم هست. سیستم سرکوب دیگر نمیتواند نیروهای سنتی جامعه را علیه معترضین بسیج کند و به کار بگیرد. شنیده میشود که در زنجان تعدادی از نیروهای انتظامی که از آمدن به خیابان برای سرکوب مردم خودداری کردهاند، بازداشت شدهاند. همچنین گفته میشود در تهران علاوه برنوجوانان کم سن و سال، اراذل و اوباش را حتی با آزادی از زندان برای سرکوب اعتراضات به کار گرفتهاند.
میرحسین خیلی دقیق کل نیروهای مسلح (نه بخشی از آنها) را خطاب قرار داد که در صف حقیقت و مردم بایستند نه در صف جباران ستمگر.
پیشبینی آینده بسیار دشوار است؛ در وضعیت کنونی که شاهد استمرار کشمکش بین معترضین و نظام سرکوب هستیم تنها ورود عنصر تازهتری میتواند این صحنه را تغییر دهد. این عنصر میتواند یا اعتصابات عمومی و یا ریزش شدید نیروی سرکوب باشد.
الآن اعتصاب در دانشگاهها و یا برخی مناطق (مثل مناطق کردنشین و بلوچستان) به وقوع پیوسته. شاید هنوز انتظار اعتصابات عمومی و سراسری زود باشد، رخدادی که میتواند معادله کنونی طنابکشی خیابانی را تغییر دهد.
بدون ورود این دو عنصر (یا یکی از آنها) این کشمکش می تواند هفتهها و حتی ماهها ادامه پیدا کند. حکومت هر قدر بیشتر سرکوب کند دریای خشم بین مردم و خودش را متلاطمتر کرده و آشفتگی درون نیروی سرکوب را افزایش خواهد داد.
خیزش مردم جای دست مریزاد دارد. این موج را سر ایستادن نیست! اما هنوز زورش در حد غلبه بر حکومت نیست. ریزش درون نیروی سرکوب نیز شروع شده ولی نه به اندازهای که بتواند صحنه را دگرگون کند. بازی به قول ورزشکارها دارد پایاپای پیش میرود.
مردم معترض مرتب دارند خلاقیت به خرج میدهند. شروین حاجیآقاییپور وقتی ترانهاش را میخواند فکر نمیکرد چنین اثرگذار باشد. او شاهد رنج زندان دهساله پدر و صبوری دهساله مادرش بوده و آرمان و مرارتهای نسل قبل و زندگیخواهی نسل خودش را به هم پیوند داده است.
حضرات فکر کردهاند با زهر چشم گرفتن از مناطقی مثل کردستان و سیستان و بلوچستان، که احساس خطر بیشتری از آنجا دارندِ، میتوانند همه مردم را بترسانند. ولی دیدند که اثر نکرد.
اگر صدای مردم معترض شنیده نشود گام بعدی یا اعتصاب است و یا آمدن به سمت مراکز حکومت شما؛ آیا میخواهید همه مردم را بکشید!؟
نمیخواهم تصویر نزدیک بینانه و «در آستانه انقلاب»، بدهم. شاید این نوع سخنان الآن شورانگیز باشد ولی بعدا یأسآور خواهد بود و ضررش بیشتر از فایدهاش است.
حتی اگر این خیزش هم سرکوب شود، در اولین نسیم بعدی دوباره آتش از زیر خاکستر شعلهورتر بیرون خواهد زد.
حکومت فکر میکرد با ماجرای کهریزک دیگر کسی به صحنه نخواهد آمد. و یا تصور میکرد با کشتار 98 دیگر کسی جرأت به خیابان آمدن نداشته باشد. ولی دیدیم چنین نشد.
ج.ا مردم را هم اذیت معیشتی میکند. هم آزار سیاسی میدهد و هم برخلاف خیلی از دیکتاتوریهای جهان با سبک زندگی آحاد مردم درافتاده است.
گفتگوی رضا علیجانی با بی بی سی
کانال نویسنده