روس‌ها و انقلاب ما، سیروس فیروزیان

انقلاب مردم ایران و احتمال اشتباه محاسبه روسها

 

 همینجا باید بر این واقعیت تأکید کنم که ایران و روسیه بعنوان دو همسایه قدرتمند و بزرگ تاریخی در فرا منطقه اوراسیا چاره ای ندارند مگر آنکه بسیار دوستانه و متمدنانه در کنار هم زندگی کنند. دو کشور دارای فرصت ها،  توانمندی‌ ها و زمینه های همزیستی و همکاری بسیار هستند که می بایست عادلانه، بر پایه احترام متقابل و متناسب با منافع دو سویه و نیز در راستای تضمین مصالح منطقه و تأمین صلح جهانی پیگیری شود. یکچنین همسایگی متمدنانه همان چیزی است که به بلندای زمان، بسود دو ملت همسایه خواهد بود و هیچ کشوری در منطقه و در جهان با آن مخالفت نخواهد داشت.

رضا شاه بزرگ با درک شرایط دوران گذار آنروز روسیه توانست رابطه درستی را با همسایه شمالی برقرار کند. در فراز و فرود سیاست و رابطه مسکو و تهران، مردم ما رویکرد امپریالیستی روسیه در دوران جنگ جهانی را همچنان در خاطر دارند. آن سیاست صد در صد نادرست و دون شأن همسایگی به اعتماد ایرانی ها آسیب سخت رساند. با اینهمه، محمد رضا شاه ‌با درایت پراگماتیستی، روابط دو کشور را روز بروز بهبود داد و دو کشور توانسته بودند با وجود دو دیدگاه متفاوت ايدئولوژيک به سیاست و مدیریت کشور، دوستانه همزیستی کرده و از این رهگذر، زمینه بحران استراتژیک بین دو کشور بسیار فروکش کرده بود.

جمهوری اسلامی، اما، در سایه انزوای بین المللی و بحرانهای خود ساخته در کشور و در برابر مردم خود و نیز با دامن زدن به تنش با همسایگان و در سطح منطقه، روز بروز بیشتر ناچار شد زیر چتر مسکو برود. پس از شکل گیری روسیه نوین، ایران نه تنها از بهترین فرصت ها برای تنظيم روابط عادلانه با روسیه و ملت های جنوبی جدا شده از دوران شوروی بهره نبرد که حقوق بنیادین خود را در خارج نزدیک شمالی و در حوزه آبی دریای مازندران به خطر انداخت.

آنگاه که امپریالیزم شوروی فروافتاد، رهبر نظام اسلامی ایران دیگر نیازی ندید که پنهان کند، نه یک دل که صد دل عاشق مسکو است. عشقی یک‌ سویه به بهای دشمنی با آمریکا و اسرائیل و تمامیت خواهی در کشور. علی خامنه ای که با دسیسه پیران جاهل و شیخان گمراه رهبر ایران شد در حالیکه خودش را سزاوار نشستن در چنان جایگاه بلندی نمی دید؛ خواسته یا ناخواسته، در قامت عروسک کوکی کرملین درآمد و ایران را بصورت کارت بازی مسکو در تقابل با غرب درآورد.

به تخت نشستن پوتین در کاخ کرملین و شیوه پلیسی-امنیتی و منش تمامیت خواهی و مطلق گرایی او درست همان چیزی بود که رهبر ایران آنرا در ذات خودش می دید و برای خود می خواست. هر آینه، رهبر ایران اسلامی چنان ضد آمریکایی بود و به مدنیت آن بغض می ورزید که همیشه حقیرانه نگران سقوط نظامش بدست آمریکا بوده است. پوتین، اما، هنوز دو دهه زمان داشت برای مماشات و تعامل با غرب و نیازی نمی دید شتابزده خوی پنهان کی جی بی را آشکار سازد. این شد که نظام اسلامی ایران گام به گام شد چاکر و خراج پرداز دست و دلباز روسیه پوتین.

این بازگشت به وابستگی قاجاری به روسیه چیزی نیست که ملت ایران آن را بخواهد و بربتابد و نیز چیزی نیست که به سود روسیه در همسایگی و دوستی دراز مدت با ایران باشد. تحقیر پی در پی ایران بدست روسها در همه این چهل سال سیاه، اعتمادی که می رفت بین دو همسایه در سال های پایانی پادشاهی محمد رضا شاه بازسازی شود را دوباره بسختی آسیب زد. 

با همه احترامی که به روسیه بعنوان همسایه بزرگ دارم، ناچارم بگویم که مسکو هنوز به این درک منطقی نرسیده که باید با تاریخ جلو برود و نه در جهت خلاف آن. شگفتی اینجاست که پوتین خودش کارآموخته نظام سوسیالیستی است که به حرکت تاریخ باور داشت. شگفت تر آنکه رهبر کنونی روسیه چنان در عقده و کینه فروپاشی شوروی گرفتار شده که چشم و گوشش به بدیهی ترین قواعد و حقایق نظام بین الملل امروز بسته است.

با اینهمه، خبط آشکار و جنایت بدفرجام پوتین در حمله به اوکراین و آواره کردن مردم بی پناه آن کشور و ویران کردن آن سرزمین زیبا، درس سختی به سردمداران روسیه داد که می شود امیدوار بود آنها خود را ناگزیر ببینند که شیوه درست و متمدنانه ای را در  ایجاد تفاهم و رابطه با ملت های دیگر بکار گیرند. ایران، اکنون در بزنگاه برخورداری از این فرصت تاریخی است‌‌.

تجربه سه قرن گذشته نشان داده که روسیه امپریالیستی زمانی رفتارش را درست می کند که سرش به سنگ بخورد و ناگزیر باشد از مشی امپریالیستی دست کشیده  تا آنگاه از ظرفیت بالای ملی و تمدنی خود در سیاست منطقه ای و فرامنطقه ای بهره ببرد.

سقوط امپریالیزم تزاری، از جمله، فضا را برای ایران باز کرد تا خودش را باز یابد. بازنگری بلشویک ها در سیاست همسایگی و بویژه در برابر ایران، به هر روی، به غرب این امکان را داد که به ایران کمک کند تا ساختار قانونمند و متمرکز را در کشور سامان دهد. سقوط تزار، خود بهانه ای شد برای سقوط قاجار. بنظر می آید ما کم کم به آن شرایط نزدیک می شویم. تضعیف و شکست احتمالی روسیه در تجاوز به اوکراین یک نقطه عطف خواهد شد.

به هر روی، روس‌ها در تعامل با ایرانی ها بسیار با تجربه و کارکشته اند و از این‌رو می توان با کمی احتیاط خوش بین بود که شرایط کنونی را در رابطه با ایران و بغض تلمبار شده ملت همسایه دریافته و نخواهند کینه ماندگار یک ملت تاریخی و با اصالت را به بهای یک رژیم پوسیده بی بدرد بخرند.

من بارها از چهره های شناخته شده و فرهیخته سیاسی، دانشگاهی و مطبوعاتی‌ ایرانی خواستم که هر گونه شده و در هر سطح، مستقیم یا با واسطه، با اندیشمندان،  دیپلمات ها و با اهل سیاست و مطبوعات غربی، روسی و چینی تماس بگیرند و بی پرده گفتگو کنند. می دانم که با غربی ها این رایزنی ها ادامه دارد. اما اگر با روسها تاکنون چنین گفتمانی نشده،  باید بگویم تا همینجا بسیار دیر شده؛ و باید هر چه زودتر این تماس ها، هر طور که ممکن باشد انجام گیرد.

ما باید به روسها بگوییم که نظام فردای ایران دوست و همکار و شریک آنها خواهد بود. ما هرگز نمی خواهیم رابطه ای شکننده و کمرنگ با همسایه شمالی خود داشته باشیم. ما با همه همسایگان خود و مردم مناطق پیرامون رابطه ای بر پایه حسن همجواری و همکاری و شراکت منطقه ای خواهیم داشت. بویژه، ما علاقه مند خواهیم بود و تلاش خواهیم کرد تا بالاترین سطح دوستی و تعامل را با قدرت های اقتصادی و تکنولوژی شرقی مانند روسیه، چین، هند و اسرائیل برگزار کنیم.

نا گفته پیداست، که ملت ما دوستدار و خریدار مدرنیته، دمکراسی، پلورالیسم، دیپلماسی و پراگماتیسم غرب است؛ و این خود، ما را بسوی دوستی و همکاری نزدیک با آمریکای شمالی و اروپا رهنمون خواهد ساخت. اما ما آنقدر بالغ، با تجربه، کارآزموده و مستقل هستیم که روابط ما با غرب به نزدیکی ما با شرق آسیب نزند. ما بعنوان یک تمدن تاریخی شرقی- غربی و در کانون جاده ابریشم، استوارترین پل دوستی بین غرب و شرق خواهیم بود. ما از تاریخ پر فراز و نشیب خود بخوبی درس گرفتیم و آماده ایم تا یک نقش صمیمی بدون جاه طلبی امپریالیستی و مداخله گرانه در تعاملات فرامنطقه ای و ترتیبات نظم آینده جهانی بازی کنیم. درست همان زمان که متناسب با امکانات و توانمان حقوق و حضور آشتی جویانه خود را در فرامرزهامان پاس خواهیم داشت، هرگز در قامت یک ملت هژمونی خواه خود را تحمیل نخواهیم کرد. ما از امپریالیزم شیعی امروز ایران بیزاریم و از قدرت های شرقی می خواهیم که همراه با ما خطر این اندیشه فاشیستی واپس گرا را دریافته و با آن دوستی نکنند.    

ما به مردم و به اینتلکچوال ها و تکنوکرات های روسی، چینی و هندی می گوییم که ادامه مماشات و سیاست تساهل با رژیم ضد بشری ایران امروز چیزی نیست مگر یک رابطه یکطرفه تحقیر آمیز برای ملت بزرگ ایران. ادامه چنین رویکردی، بی شک، به انزوای این دولت ها در فردای اجتناب ناپذیر ایران آزاد خواهد انجامید. ما خواهان هیچ کدورتی در روابط با قدرت های شرقی نیستیم.

حال ببینیم آیا روسیه با دوران گذار کنونی ایران چگونه روبرو خواهد شد؟ گمانه زنی هایی این سو و آنسو شنیده می شود که دستگاه سپاه تروریستی ایران تا حدود زیادی گوش به فرمان سیاست های منطقه ای روسیه و بگونه ای زیر نفوذ مسکو است؛ البته نه بدنه این سازمان تروریستی که میان فرماندهان آن. اینکه فرماندهان سپاه، غلامان حلقه بگوش کرملین باشند تأثیری در نگرش روسیه به انقلاب ما نداشته و بسیار بعید است که این نیروهای بدنام و تاریخ مصرف گذشته بتوانند اقبال روسها را بدست آور ند. سپاه انقلاب اسلامی همانگونه که از نامش پیداست یک نیروی ملی نیست و هدفش تنها آشوب در منطقه اسلامی و میان شیعیان و اهل سنت است. این راهبرد تنها در زمان های کوتاه و در بحران های خاص توانست به کمک سیاست منطقه ای روسیه بیاید و نه بیشتر. این نیروی ذوب در ولایت نکبت نه آنقدر منسجم و منضبط است که بتواند نیرویی رقیب در برابر ارتش ملی ایران باشد و نه چنان مستقل است که بتوان برای آن نفوذ تأثیر گذار در حلقه بیت رهبری و میان روحانیون امنیتی و جریان موسوم به اصولگرا در نظر گرفت. آنها تا آنجا در بدنه خود گرفتار تشویش و بی انگیزگی هستند که حتا نمی توانند اعتراضات مسالمت آمیز مردم را بدون دست زدن به خشونت وحشیانه کنترل و مدیریت کنند. نیروهای آنها در همین چند روز نشان داده اند که چقدر ناتوان و پراکنده و سراسیمه هستند. پیشتر هم در اعتراضات مردمی چنین ناکارآمدی را از سپاه دیدیم. رفتار عصبی، تحریک آمیز و بسیار دور از اخلاق و انضباط نظامی این میلیشیای افسار گسیخته در رویارویی خونین با بچه ها و جوانان معترض ما نقل محافل نظامی و غیر نظامی در همه جای دنیاست. حتا رهبرشان هم مقام و موقعیتی بیشتر از آتش به اختیاری برای آنها نمی پسندد.

پر روشن است که این گزمه های تفنگ بدست نه اهل طرح و برنامه برای مدیریت کلان کشور و یا حتا برای حفظ نظام کنونی هستند؛ و نه هیچگونه قابلیت عملیاتی دارند که بتوانند با کودتا یا شبه کودتا عنان مملکت را بدست گیرند. بر روسیه نیز پوشیده نیست که حتا احتمال چنین رفتاری از سوی سپاه، تجربه فروپاشی آنی اتحاد شوروی را برای رژیم آخوندی ایران بدنبال خواهد داشت.

هر آینه، یک نگرانی به چشم می آید و آن اینکه روسها گرفتار اشتباه محاسبه شده و یا از روی دلمشغولی، بی مطالعه و شتابزده، سیاست خود را در واکنش به تحولات ایران بازبینی منفی کنند. چرا می گویم بازبینی منفی، چون اگر مسکو حفظ نظام را تنها برگ قمار خود بداند، شاید تن به جایگزینی این رهبر با گماشته ای دیگر از میان حلقه امنیتی روحانیت نزدیک به خود بدهد. چنین رهبر تراشی دوام نخواهد آورد و ریسک خطرناکی است که قطعا بضرر دو کشور ایران و روسیه خواهد شد. مسکو این سیاست را پیشتر در برخی کشورها بکار گرفت و هرگز توفیق ماندگار نداشت. نتیجه چنین ریسک بدفرجام و دخالت شوم آن شد که روسیه امروز در باتلاق اوکراین گرفتار شده است. اگر این سیاست را روس ها در کشورهایی که با ایران چه از نظر اصالت و پویایی جامعه مدنی و چه از زاویه قدمت و ریشه داری دولت- ملت هزاران ساله، همسنگ نیستند، آزموده و همواره باخت؛ بعید می نماید این روش را بخواهد در برابر همسایه بزرگ جنوبی خود بکار گیرد.  

امروز، در پی چهل و سه سال حکومت قهری و قهقرایی آخوندی- سپاهی بر ملت ایران و بدنبال اعتراضات پیوسته مردمی در همه این سالها، ایران وارد فاز یک انقلاب جدی شده است. این انقلاب شاید به تندی انقلاب واپسگرای ۵۷ نباشد؛ اما بخوبی روشن است که مسیر انقلاب و اتحاد انقلابی همه ملت ایران بی بازگشت و فروکش ناپذیر است. رژیم باید برود و ما روز بروز به سقوط این رژیم پوشالی نزدیکتر می شویم. قدرت های شرقی و بویژه روسها این حقیقت را خوب دریافته اند. برای مسکو مهم است که تحولات در ایران بگونه ای نباشد که آنها در جنوب منزوی شده و به هر شکل خطراتی از سوی جنوب آنها را در آینده ایران آزار دهد. این نگرانی قابل درک است و ما ایرانی ها آماده هستیم تا در یک همکاری و هماهنگی تنگاتنگ، منافع مشروع همسایگان خود را از برای حفظ ثبات و امنیت در چهارگوشه کشورمان تضمین کنیم.

ما به همه جهانیان می گوییم که اجازه نخواهیم داد خاک ما گذرگاه صدور قاچاق و تروریسم و افراط گرایی آنگونه که امروز است باشد. هرگز چنین نخواهد شد! ارتش ملی ایران و تک تک ما مردم دست بدست هم خواهیم داد تا با مسئولیت از تجهیزات دفاعی و سلاح های متعارف و غیر متعارف خود مراقبت کرده، نگذاریم بدست افراطی ها در منطقه و فرا منطقه بیافتد. ارتش ما با آنکه از روز نخست همواره زخم خورده این نظام بوده است، با جان و دل و با مسئولیت پذیری شایسته نگذاشت دارایی و توان نظامی ما از کشور دزدیده شود. ما این آزمون را آنروز که ملتی زمین خورده بودیم، بخوبی از سر گذرانده ایم؛ چه رسد به امروز که ملتی بیدار و هوشیار، متحد و منضبط هستیم. 

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»