جنبش دموکراتیک حقانیت خودرا از حضور مردم میگیرد
حضور گسترده ، متحد و پر شور ایرانیان برون مرز در حمایت از خیزش انقلابی مردم ایران تا کنون هم برای مبارزان داخل پشت گرمی بوده و هم توانسته افکار و احساسات مثبت مردم کشورهای میزبان را بخود جلب کند. این نگاه مثبت و همدلانه تا حد معینی مرهون رعایت هنجار های کشورهای میزبان ، رفتار انسانی جمعی و فردی تظاهر کنندگان با محیط و میان خود بوده است . رفتارهایی مطابق با نرمهای مقبول این جوامع . با این حال در حاشیه این تظاهرات و حضور متین و موقر ، تک و توک حرکاتی ناشایست و ناخوشایند هم رخ داده که خوشبختانه بدلیل قلت ان بر این چهره خوب تظاهر کنندگان خدشه ای وارد نساخته است ، و بهانه ای هم به دست وابستگان و نفوذی های باند حاکم نداده و در خود شرکت کننده عاقلانه رفع و رجوع شده است.
زشتترین نمونه این حرکات ناشایست ، اتفاقی بود که در تظاهرات شهر لندن رخ داد، و عده ای از تظاهر کنندگان به ظن وابستگی فردی به سفارت جمهوری اسلامی به او تعرض فیزیکی کردند . موارد مشابه ولی کم اهمیت تر ی هم در شهرهای دیگر رخ داده است. از انجا که امکان تکرار این جور برخوردها وجود دارد ، و مهمتر از ان اینکه اخیرا برخی از فعالان فیس بوک حتا به تشویق و تحریک این نوع اقدامات علیه وابستگان و خانواده های عوامل نظام در خارج کشور پرداخته اند جا دارد که در اینباره هوشیاری جمعی مان را بیشتر کنیم.
حامیان این نوع برخوردها استدلال می کنند که تاکتیک تجمع ها و تظاهرات به بالاترین سقف خود رسیده و دیگر موثر نیستند و برای ایجاد فشار سیاسی باید برای وابستگان نظام شرایط را در خارج کشور نا امن بسیازیم. رهنمود میدهند با شناسایی وابستگان نظام و محل زندگی شان علیه آنها تظاهرات و اقدام جمعی کنیم. . به نظر من این خط و تاکتیک بشدت انحرافی و زیان بخش است . تعرض به خانواده ها یا افراد وابسته به نظام ، به هر شکل ان ، حرکتی مخرب و مضر است ، و میدان را برای سواستفاده چی ها ، ماجراجویان و فرصت طلبان و بخصوص عوامل خود رژیم اماده می کند که چهره متین جنبش اپوزسیون خارج را خراب کنند. نا امن سازی خارج کشور برای وابستگان و هموندان نظام یک سیاست ماجراجویانه است. پرسیدنی است چه کسی و با کدام مسئولیت میتواند نوع و کیفیت وابستگی افراد را تعیین کند؟
فرآموش نکنیم که هیچ یک از ما قاضی یا مجری قانون نیستیم که بخواهیم موقعیت واقعی افراد و میزان جرم و خطای انها را تعیین و داوری کنیم. بعلاوه مساله عمده یک جنش دموکراتیک تغییر نظام سیاسی و مناسبات قدرت است و نه تعیین درجه جرم افراد وابسته یا همکار یا حامی نظام. این شیوه عمل راه به انتقام جویی و خود سری افراد مغرض و سود جو می برد و جز هرج و مرج نتیجه ای ندارد. تنبیه یا تعرض به کارگزاران یا حامیان رژیم زیر نام ناامن کردن فضای زندگی وابستگان نظام هیچ سود سیاسی برای جنبش ندارد و ضرر و زیان آن برای پرستیژ جنبش و مخدوش کردن چهره اپوزسیون خارج کشور بسیار بیشتر از لذتی است که از تخلیه نفرت ما از این نظام ارتجاعی و تبهکار حاصل می شود . جامعه ازادیخواه ایرانیان تبعیدی تا کنون از خود چهره یک اپوزسیون ترقی خواه ، متمدن و فهیم معرفی کرده است ، هر اقدام ناشایستی که این سیما را خدشه دار کند به سود نظام تبهکار است.
حضور دهها و صدها هزار نفری مردم در اعتراض به حاکمیت در سراسر جهان و فضای سیاسی و سمپاتیکی که ایجاد کرده و میکند ، خودش به تنهایی موثرترین فشار سیاسی و اخلاقی را بر وابستگان نظام و همه کسانی وارد میاورد که به نحوی از انحا، آشکار یا پنهان ، قلبا یا به تظاهر از جمهوری اسلامی حمایت کرده اند یا به تخریب اپوزسیون پرداخته اند . از هم اکنون پیداست ، زیر فشار همین جنبش بزرگ سراسری خیلی از هموندان نظام در اپوزسیون این روزها نا پیدا شده و بگوشه ای خزیده اند ، یا شرم گینانه خط عوض کرده اند و می کوشند راهی به دل مخالفان و مردم ناراضی پیدا کنند . برای یک جنبش دموکراتیک همین کافی است که با حضور خود و حقانیتی که از مردم می گیرد ، سود جویان و فرصت طلبان و هموندان نظام حقیر و مفلوک را از لحاظ سیاسی و اخلاقی متنبه و شرمسار گرداند.