سخنی با ارزشی‌ها و سرکوبگران، حامد سَرو

من از وابستگان به نظام یک سوال دارم؛ شما چرا برای امام حسین و یارانش گریه میکنید و بیش از دو ماه سیاه می‌پوشید و عزادار هستید؟

جواب ظاهرا مشخص است. چون آب را بروی حسین و یارانش بستند، خیمه‌ها را آتش زدند، زنان و کودکان را کشتند و بعد از پاکسازی عناصر معترض در جامعه، همانگونه که دوست داشتند سیاست را به پیش بردند. شاید بگویید خب این یک مسئله‌ی تاریخی‌ست و دیگر تمام شده و حالا برای آن اتفاق باید عزادار بود.

حالا اگر عین همین اتفاق در این زمان بیفتد موضع شما چیست؟ مگر امام صادق نگفت “کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا” (همه روز عاشورا و همه جا کربلاست)؟ به گفته و حدیث امام خودتان که اعتقاد دارید دیگر؟ یعنی اگر بخواهید برای احقاق حق و قدم گذاشتن در مسیر درست حرکت بکنید، همین روز عاشورا و همینجا کربلاست.

مگر این حکومت مردم خوزستان را از دسترسی به آب محروم نکرد و آنها را در خیابان کُشت؟
مگر هزاران خانه را تخریب نکرد و ساکنانش را آواره ساخت؟
مگر در اعتراضات، جوانان و فرزندان مردم را به گلوله نبست؟

وقتی سپاه عمربن سعد برای کشتن امام حسین و یارانش آمدند، هیاهو کردند که صدای امام حسین به آنها نرسد، و حسین برگشت گفت: شمارا چه زیان که سخن مرا گوش کنید و گفتار مرا بشنوید…؟

امروز کاری که جمهوری اسلامی می‌کند همان کار یزید است. صدای مردم را خفه کرده و آنقدر هیاهو و جنجال به پا می‌کند تا صدای مردم به کسی نرسد. حسین در ادامه می‌گوید: شکمهایتان از حرام پر شده و بر دلهایتان مُهر زدند که صدای حق را نمی‌شنوید.

تاریخ امروز تکرار شده است. حکومت مُهری بر دلهای شما زده است تا نبینید و نشنوید و نفهمید.

آیا تابحال از خود پرسیده‌اید که سپاهیان یزید و آنانکه برای حفظ قدرت در خدمت یزید بوده‌اند چه طرز تفکر و رفتاری داشتند؟ اگر نمی‌دانید نگاهی در آینه بکنید، یکی از آنها را می‌بینید.

شما در زمانه‌ی دیگری متولد شدید، اگر در زمان امام حسین بودید یقینا از یاران وفادار یزید می‌شدید و سهمگین‌ترین ضربات را به پیکر حسین و یارانش وارد می‌کردید و بر خود می‌بالیدید که با شَر و آشوب مبارزه کرده‌اید و آرامش را به جامعه و حکومت بازگرداندید. احتمالا از طرف یزید هم تحفه‌ای دریافت می‌کردید و او به داشتن سربازانی چون شما مفتخر می‌شد!

این جنگ به پایان می‌رسد و چه بسا خونهای زیادی ریخته بشود، اما حق همیشه پیروز است و این شمایید که روسیاه تاریخ خواهید شد. اگر بمیرید، به ذلیلی و خواری مرده‌اید و اگر زنده بمانید، باز به پستی زندگی کرده‌اید. سرنوشت شما هرچه بشود در این سرنوشت “عزت” نیست. زیرا خود را مُفت فروختید و همدست و همداستان ستمگر شده‌اید و جلوی مردمی ایستادید که حق را مطالبه کردند. مردمی که می‌خواهند به شکل دیگری زندگی بکنند. امروز که قدرت در دست شماست سرمست از این قدرتید و به کوچک و بزرگ رحم نمی‌کنید. این خواب شیرین روزی به پایان می‌رسد و زمان آشفتگی‌تان فرا خواهد رسید، آن روز که دیگر هیچکس و هیچ چیز نمی‌تواند نجاتتان بدهد.

کانال نویسنده

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»